سال‌هاست که افزایش اثربخشی دارو‌ها و فرآورده‌های شبه دارویی از قبیل ‌های غذایی موضوع تحقیقات وسیع و بررسی‌های جهانی است. بدون تردید اثربخشی دارو رابطه مستقیمی با شکل دارو و راه مصرف آن دارد.
یکی از انواع اشکال دارویی که امروزه به دلایل مختلف مورد توجه قرار گرفته است، های جوشانن هستند. شاید های جوشانن ویتامین ث معروف‌ترین نوع از انواع های جوشانن باشند. امروزه انواع مختلفی از داروها نظیر آسپیرین‌ها، آنتی‌اسیدها، ترکیبات آهن، ‌های دارویی نظیرکلسیم و گلوکز آمین نیز به صورت جوشان تولید می‌شوند که بنا به توصیه داروسازان در بسیاری از بیماری‌ها مانند آرتریت، التهاب و کنترل درد، زخم‌ها ، ناراحتی‌های معده و روده‌ای، آلرژی‌ها و پوکی استخوان کاربرد داشته و مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

جوشش های جوشان از چیست؟
فرآیند جوشش این ها از واکنش یک اسید آلی با یک قلیا نظیر بی‌کربنات یا کربنات در مجاورت آب حاصل می‌شود که نتیجه آن ایجاد گازکربنیک (CO2) است. گاز کربنیک حاصل، سبب انهدام و ایجاد محلولی می‌شود که حاوی مواد موثر داروی مورد نظر است.

مزایای استفاده از های جوشانن در مقایسه با سایر اشکال دارویی به شرح زیر است:


1- کاهش احتمال بروز عوارض گوارشی
یکی از شایع‌ترین عوارض جانبی داروها و ‌های دارویی، ایجاد عوارض گوارشی است. بهترین مثال برای این موضوع، ‌های کلسیم هستند. هرچه سن افراد بالاتر می‌رود، مقدار اسید معده شان کمتر می‌شود و این موضوع ممکن است سبب شود که کلسیم در معده حل نشده باقی بماند و پس از مدتی دست نخورده از معده بگذرد. این مساله علاوه بر عدم جذب کلسیم، به بروز یبوست در فرد نیز منجر می‌شود. از سویی دیگر، زمانی ‌که کلسیم در معده حل می‌شود، گاز تولید می‌کند، در صورتی که با استفاده از شکل جوشان ‌های کلسیم، کلسیم پیش از مصرف، در آب حل می‌شود. بنابراین نه احتمال ایجاد یبوست وجود دارد و نه ایجاد گاز در معده.


2- جلوگیری از تغییر ماهیت دارو در دستگاه گوارش
جلوگیری از تغییر ماهیت دارو در دستگاه گوارش یکی از دغدغه‌های همیشگی داروسازان بوده است. این موضوع ممکن است به دلیل پایین بودن PH معده یا تداخلات دارویی یا غذایی بروز کند.
PH پایین (اسیدی) معده باعث می‌شود مواد فعال دارویی ماهیتشان عوض شود، یا فعالیت خود را از دست بدهند. های جوشانن به واسطه خاصیت بافری که دارند، PH معده را افزایش می‌دهند (باعث می‌شوند محیط معده کمتر اسیدی باشد)، بنابراین از تجزیه و غیرفعال شدن مواد موثره دارویی جلوگیری می کنند. این خصلت بافری (کربوناسیون) های جوشان باعث می‌شود معده به سرعت تخلیه گردد. محتویات معده معمولا در عرض 20 دقیقه به داخل روده ی کوچک می‌ریزند و منجر به جذب حداکثر مواد فعال دارویی می‌شوند.

3- افزایش ظرفیت انتقال ماده موثره دارویی
معمولا ظرفیت یک 500 میلی‌گرم است. به عبارت دیگر یک ، 500 میلی‌گرم ماده موثره دارویی را همراه خود دارد.در صورتی که یک جوشان با قطر 5/2 سانتیمتر و وزن 5 گرم به راحتی می‌تواند بیش از 2 گرم مواد موثر دارویی محلول در آب را همراه خود داشته باشد.


4- افزایش اثر درمانی
تحقیقات نشان داده است که های جوشانن نسبت به ‌های معمولی جذب بسیاری از مواد فعال دارویی را تقویت می‌کنند (نظیر کافئین و دی‌سولفیرام) چرا که گاز کربنیک حاصله از واکنش اسید و باز می‌تواند نفوذپذیری مواد فعال دارویی را افزایش دهد. همچنین به حل شدن مواد دارویی که خیلی کم حل می‌شوند ، کمک می‌کند.


5- افزایش سرعت اثرگذاری
از نظر داروسازی، محلول‌های دارویی عموما دارای جذب سریع‌تری در مقایسه با اشکال جامد می‌باشند. بر این اساس می‌توان گفت جذب ماده دارویی موجود در های جوشانن سریع‌تر از ‌های معمولی است و افزایش سرعت جذب دارو به معنای تاثیرگذاری سریع تر آن است.


6- عدم نیاز به بلع
تعداد افرادی‌که قادر به بلع ‌ها نیستند، یا اصولا علاقه‌ای به بلع مواد دارویی ندارند، زیاد است. با توجه به این‌که های جوشانن به شکل محلول استفاده می‌شوند، لذا استفاده از آنها آسان‌تر است. این موضوع خصوصا در رابطه با بیماران مسن یا کسانی که از عوارض دهان و دندان رنج می‌برند، شایع‌تر می‌باشد.


7- دلپذیری مصرف
بیشتر های جوشانن، طعم بهتری نسبت به مایعات، مخلوط‌ها یا سوسپانسیون‌های دارویی دارند. پوشاندن طعم بد داروها با افزودن طعم‌دهنده‌ها به دست می‌آید. های جوشانن بعد از نگهداری طولانی مدت، طعم مناسب خود را حفظ می‌کنند. ضمن آن‌که به نظر مصرف‌کننده، های جوشانن ظاهر مناسب تری نسبت به ‌های معمولی دارند.

 

 

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز

اگر برای نهار قصد همبرگر و پیتزا را دارید به شما توصیه می کنیم از همین راهی که رفته اید سریع برگردید. یک عدد ساندویچ چیزبرگر همراه با سیب زمینی سرخ کرده بیش از 900 واحد کالری دارد. حال اگر این ساندویچ را همراه با یک لیوان نوشابه بخورید 1200 کالری وارد بدن خود کرده اید. متاسفانه خوردن مداوم غذاهای پرکالری، چرب و پرنمک سبب ویرانی بدن شما شده و خطر افزایش وزن، فشارخون و دیابت نوع 2 را در شما به شدت افزایش می دهد.

 

یک مطالعه جدید نشان می دهد همبرگر و پیتزا علاوه بر افزایش وزن در بزرگسالان، ممکن است خطر ابتلا به سرطان را نیز افزایش دهند.مضرات همبرگر و پیتزا , یک مطالعه جدید نشان می دهد همبرگر و پیتزا علاوه بر افزایش وزن در بزرگسالان، ممکن است خطر ابتلا به سرطان را نیز افزایش دهند.محققان دانشگاه اریزونا دریافتند مصرف غذاهای پرانرژی با افزایش 10 درصدی سرطان های مرتبط با چاقی در بین ن مربتط است.

پیتزا و همبرگر - خوردن پیتزا ممنوع
سینتیا تامسون، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید:«اثرات نشان داده شده در ن دارای وزن نرمال در ارتباط با خطر ابتلا به سرطان های ناشی از چاقی، یافته ای جدید است.»
تامسون در ادامه می افزاید:«این یافته نشان می دهد که تنها کنترل وزن در پیشگیری از سرطان های مرتبط با چاقی موثر نیست، بلکه ن باید بر رژیم غذایی دارای انرژی بالا نیز توجه داشته باشند.»
غذاهای کامل از جمله سبزیجات، میوه ها، پروتئین های کم چرب و لوبیا، دارای انرژی کم هستند زیرا آنها مقدار زیادی مواد مغذی را با کمترین کالری تامین می کنند.
غذاهای فرآوری شده مانند همبرگر و پیتزا دارای تراکم انرژی بالا هستند و شما نیاز به مصرف مقدار بیشتری از آنها برای دریافت مواد مغذی لازم هستید.

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز
یک خانه ای در روستا، شد مرکز مهرو وفا 
هرجای آن نورخدا،از هر بدی گشته جدا 


هرخشت این زرخانه ام باصد دعا گشته بنا 
شالوده اش بر پاشده از قلب های باصفا 


این خانه ام چون مأمنی براهل ده گشته به پا 
تا که زهر درد و بلا با لطف حق گردد رها 


هر صبحگه من منتظر تا که ببینم روی دوست 
تا که گل سرخ دلم بر خود بگیرد بوی دوست 


یخچال تزریقات را هرروز با نام خدا 
بادقتی چک می کنم زیج حیات روستا 


بعدازکلر سنجی شده کارم شروع با شورو حال 
بادفترِ پیگیریِ روزانه بر طبق روال 


من بر گروه های هدف پیگیر می گردم دوان 
تا پیش گیری ها کنم هر غصه و هر درد جان 


یک مادری با بار گل آید به سوی خانه ام 
از نور او روشن شده این خانه و کاشانه ام 
یک پیر آید با عصا ،لرزان به امید شفا 
با قند و چربی مبتلا ،یارب تو دردش کن دوا 


در طرح مانا کودکی تب دار و بی حال آیدم 
بر طبق بوکلت دانمش دارو درمان بایدم 


بیماری واگیر را هرروز پیگیری کنم 
تا انتقالش برهمه جمله جلوگیری کنم 


آموزش مردم شده اولاترین اهداف من 
من از اهمش هرچه گویم کی ادا کردم سخن؟ 


کارمحیط و حرفه ای واجب تر از هر کارمن 
حفظ محیط روستا سرلوحۀ کردار من 


از کارو از کرد ارمن شد ریشه کن صد درد و غم 
تزریق واکسن های من صد درد بد را کرده کم 


طرح سما وهم سبا تازه ترین کار من است 
کی گفته ام این کارها یکباره سربار من است 


طرح جوانان کرده کارم را کمی سنگین ترش 
عیبی ندارد جان وتن کرده فدای آن سرش 


سامانۀ سیب آمده تا کارمن کمتر شود 
اما خودش باعث شده خاکی دگر بر سر شود 
القصه هر جا نکته ای هر جای این ده مشکلی 
از شیر مرغ و آدمی، هر قصه و درد دلی 


هر جا دلی آشفته شد،دربند غم ها بسته شد 
سلام بهورز

همانند بسیاری دیگر از بیماری ها، ژنتیک نقش چشمگیری در احتمال ابتلا به مشکلاتی که می توانند بر کبد تاثیرگذار باشند، ایفا می کند. در حقیقت، این امکان وجود دارد که یک ژن معیوب به ارث رسیده از والدین به شکل گیری نارسایی حاد کبد یا مزمن منجر شود.

 

صرف نظر از این که طی چند سال یا چند هفته شکل گرفته باشد، نارسایی کبد یکی از خطرناک‌ترین مشکلات سلامت است که در صورت عدم درمان می تواند به مرگ بیمار منجر شود. دو نوع نارسایی کبد وجود دارند: نارسایی حاد کبد که می تواند طی یک بازه زمانی کوتاه شکل بگیرد و نارسایی مزمن کبد که می تواند چند سال ادامه داشته باشد.

اگرچه بیماران مبتلا به نارسایی های کبد حاد و مزمن اغلب نشانه های مشابهی را تجربه می کنند، دلایل این دو بیماری - افزون بر درمان های آنها - می توانند منحصر به فرد باشند. اما به دلیل این که نتیجه نهایی هر دو، یعنی مرگ، می تواند مشابه باشد، آگاهی از دلایل انواع مختلف نارسایی کبد برای همه مهم است.


استامینوفن بیش از حد
افراد بسیاری در صورت بروز نخستین نشانه از درد جزئی یا متوسط، مانند سردرد یا کمر درد، از استامینوفن برای تسکین درد استفاده می کنند. در بیشتر موارد مشکلی در این زمینه وجود ندارد، اگر از دستورالعمل مصرف این داروی بی نیاز از تجویز پزشک پیروی کنید.
اما مصرف بیش از اندازه استامینوفن می تواند به مشکلی بزرگ تبدیل شود. این کار می تواند اثر چشمگیری روی کبد و عملکرد آن داشته باشد. مصرف بیش از اندازه استامینوفن در بلند مدت می تواند آسیب کافی که موجب نارسایی حاد کبد می شود را ایجاد کند. در برخی موارد، این مصرف بیش از اندازه استامینوفن می تواند شرایطی را ایجاد کند که حتی به پیوند کبد نیاز باشد.

 
مصرف بیش از حد داروهای تجویزی
مصرف بیش از حد برخی داروهای تجویزی می تواند آسیب جدی به کبد وارد کند و حتی به نارسایی حاد کبد منجر شود. برخی از این داروهای تجویزی بسیار رایج هستند و از آن جمله می توان به آنتی بیوتیک ها اشاره کرد، که برای درمان طیف گسترده ای از بیماری ها استفاده می شوند و برای افراد در هر سنی تجویز می شوند.
از دیگر داروهای تجویزی که مصرف بیش از اندازه آنها می تواند کبد را در معرض تهدید قرار دهد می توان به داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی مانند ایبوپروفن و ناپروکسن و داروهایی که برای سرکوب تشنج طراحی شده اند، اشاره کرد.


های گیاهی
افراد بسیاری برای درمان بیماری های خود استفاده از های گیاهی و روش های درمانی طبیعی‌تر را ترجیح می دهند. این درست است که بسیاری از های گیاهی امن هستند و در برخی موارد عوارض جانبی کمتری در مقایسه با داروهای تجویزی دارند.
اما های گیاهی نیز می توانند زمینه ساز مشکلات سلامت جدی شوند، به ویژه اگر بیش از اندازه مصرف شوند. به عنوان مثال، مصرف بیش از اندازه پنی‌رویال، افدرا، کاوا، یا اسکال‌کپ می تواند به نارسایی حاد کبد منجر شود.

 


هپاتیت و سایر ویروس ها
انواع مختلفی از هپاتیت وجود دارند. این ویروس ها می توانند اثر چشمگیر و منفی روی سلامت انسان داشته باشند. موردی مشترک درباره هپاتیت A، هپاتیت B و هپاتیت E این است که در صورت عدم درمان به نارسایی حاد کبد منجر می شوند.
ویروس های دیگری نیز وجود دارند که می توانند موجب آسیب شدید به کبد شوند، که از آن جمله می توان به ویروس اپشتین بار، ویروس سیتومگالو و ویروس هرپس سیمپلکس اشاره کرد. اگر هر یک از این ویروس ها در شما تشخیص داده شده است باید بر اساس دستور پزشک روند درمان را دنبال کنید تا از بروز آسیب فاجعه بار کبدی پیشگیری شود.

 

 

بیماری
برخی از بیماری ها با هدف قرار دادن بخش هایی از بدن در و اطراف کبد می توانند به آسیب مزمن کبدی یا حتی حاد منجر شوند. به عنوان مثال، بیماری های خودایمنی که به سلول های کبدی حمله می کنند و التهاب جدی را موجب می شوند می توانند به شکل گیری نارسایی حاد کبد کمک کنند.
دو بیماری دیگر که مشکلاتی را برای کبد ایجاد می کنند شامل سندرم باد-کیاری و بیماری ویلسون می شوند. سندرم باد-کیاری یک بیماری عروقی است که جریان خون به سمت کبد را تحت تاثیر قرار داده و می تواند به انسداد سیاهرگی جدی منجر شود، در شرایطی که بیماری ویلسون یک بیماری متابولیکی نادر است که در صورت عدم درمان می تواند موجب نارسایی حاد کبد شود.

 

مشکلات ژنتیکی
همانند بسیاری دیگر از بیماری ها، ژنتیک نقش چشمگیری در احتمال ابتلا به مشکلاتی که می توانند بر کبد تاثیرگذار باشند، ایفا می کند. در حقیقت، این امکان وجود دارد که یک ژن معیوب به ارث رسیده از والدین به شکل گیری نارسایی حاد کبد یا مزمن منجر شود.
بیماری های کبدی با ژنتیک پیوند خورده اند و نارسایی کبدی بالقوه شامل هموکروماتوسیس، بیماری ویلسون، هایپرواکسالوریا و اگزالوز می شوند. همچنین، ژنتیک مسئول ابتلا به سرطان هایی است که کبد را تحت تاثیر قرار می دهند، مانند سرطان مجرای صفراوی و البته سرطان کبد.

 
مصرف الکل
مصرف الکل می تواند فرد را در معرض طیف گسترده ای از مشکلات سلامت، از چاقی تا آسیب های جدی به اندام ها، از جمله مغز، معده و روده ها قرار دهد.
با این وجود، اندامی که به طور قابل توجه تحت تاثیر مصرف الکل قرار می گیرد، کبد است. کبد وظیفه پردازش الکل را بر عهده دارد و با گذشت زمان این وظیفه می تواند به آن آسیب وارد کند. مصرف الکل می تواند به نارسایی کبدی منجر شود و حتی بیمار نیازمند عمل پیوند کبد باشد.

 
مواد مخدر
بسیاری از مواد مخدر غیر قانونی هستند زیرا می توانند موجب شکل گیری رفتارهای عجیب و خطرناک در افراد شوند. همچنین، بسیاری از این داروها می توانند برای بدن انسان به طور باورنکردنی مضر باشند و در صورت مصرف بیش از اندازه به نارسایی کبدی منجر شوند.
از جمله مواد مخدری که می توانند مشکلات جدی برای کبد ایجاد کنند می توان به هروئین، مسکن های مبتنی بر مواد شبه افیونی، کوکائین، اکستازی، و مت‌آمفتامین اشاره کرد. پرهیز از این مواد مخدر به هر قیمتی بهترین گزینه است.

 

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز
یخچال شما، می‌تواند آینده مغزتان را فاش کند. آنچه که امروز در سفره‌تان می‌چینید، می‌تواند عمر مغز شما را تخمین بزند و احتمال دچار شدن‌تان به آلزایمر را تعیین کند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از هفته نامه آتیه نو، محققان می‌گویند خوراکی‌هایی که میل می‌کنید، بر حافظه، توانایی شناختی و قدرت پردازش اطلاعات شما در سال‌های آینده تاثیر می‌گذارند. پس اگر نگران ابتلا به آلزایمر هستید، در کنار حل کردن جدول سودوکو، می‌توانید سراغ این خوراکی‌ها بروید.

کرفس

 

برای اینکه مغزتان دچار التهاب و عواقب تلخ ناشی از آن نشود، به ماده‌ای به نام لوتئولین نیاز دارد. این ماده سرعت پیر شدن مغز را کم می‌کند و نمی‌گذارد که توانایی‌های ذهنی‌تان در سال‌های آینده کمتر شوند. محققان می‌گویند کرفس می‌تواند به مغز شما لوتئولین برساند و نه‌تنها در درازمدت بلکه در کوتاه‌مدت هم عملکرد مغزتان را بهبود ببخشد.

گوجه‌فرنگی

 

لیکوپن، آنتی‌اکسیدان قوی است که در گوجه‌فرنگی می‌توانید آن را پیدا کنید. این آنتی‌اکسیدان از مغز و جسم شما در برابر آسیب رادیکال‌های آزاد محافظت می‌کند و نمی‌گذارد که با زوال سلول‌های مغزتان، گرفتار آلزایمر شوید. از سوی دیگر، گوجه‌فرنگی سرشار از کولین و ویتامین‌های گروه B هست و به همین دلیل قدرت یادگیری و حافظه شما را تقویت می‌کند و حتی خواب‌تان را هم تنظیم می‌کند.

تخمه‌کدو

 

وقتی هوس خوردن تنقلات به سرتان می‌زند، به جای چیپس و پفک، سراغ تخمه‌کدو بروید. این دانه کوچک که سرشار از امگا3 و اسیدهای چرب غیراشباع است، روان شما را سالم نگه می‌دارد. تخمه‌کدو، منیزیم فراوانی دارد و به همین دلیل علاوه بر آرام‌بخش بودن، قدرت مغز، تمرکز و حافظه شما را هم تقویت می‌کند.

کلم بروکلی

 

سبزیجاتی مثل بروکلی، ترکیبات سولفورفان را در خود دارند و به همین دلیل به تجدید و ترمیم بافت عصبی مغز کمک می‌کنند. کلم بروکلی، مقدار قابل توجهی ویتامین K هم دارد و از همین رو نه‌تنها به تقویت مهارت‌های شناختی شما کمک می‌کند، بلکه احتمال ابتلا به آلزایمر را هم کاهش می‌دهد.

زردچوبه

 

اگر به مشکلات گوارشی مانند سوزش سر دل یا نفخ مداوم دچار هستید، سراغ زردچوبه بروید. اگر هم می‌خواهید مغزی توانمند و سیستم عصبی سالم داشته باشید، باز هم از زردچوبه کمک بگیرید. این ادویه پرخاصیت، سموم بدن‌تان را دفع می‌کند، التهاب بدن و مغزتان را کاهش می‌دهد و به همین دلیل از جسم شما در برابر سرطان و مغزتان در برابر زوال محافظت می‌کند.

روغن نارگیل

 

شاید برای حفظ طراوت پوست و موی‌تان از روغن نارگیل کمک گرفته باشید، اما فراموش نکنید که این روغن، امگا3 فراوانی دارد و به مغز شما هم خدمت می‌کند. روغن نارگیل ضدآلزایمر است و می‌تواند اختلالات خفیف شناختی را هم درمان کند.

چغندر

 

همین چغندری که میلی به وارد کردنش به یخچال‌تان ندارید، می‌تواند عملکرد مغزی شما در سال‌های پیری را تقویت کند. بزرگسالانی که چغندر را به غذاهای‌شان اضافه می‌کنند یا آب آن را می‌نوشند، به خون خود اکسیژن بیشتری می‌رسانند و نیاز مغزشان به گردش خون و اکسیژن را تامین می‌کنند.

آب قلم

 

اضافه کردن آب قلم به سوپ و خورشت، برای مغز شما مفید است. به شرط آنکه بعد از پخت، چربی جمع شده روی آب قلم را دور بریزید. از نظر محققان این ماده پرخاصیت، نه‌تنها می‌تواند به کاهش اسید معده شما کمک کند بلکه فعالیت روده‌ها و البته مغز شما را هم بهبود می‌بخشد.  

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز

                                    تقدیم به ساحت مقدس اولین پیشوای شیعیان جهان , 
                                                            مولای متقیان ،امیرملک جان , حضرت علی علیه السلام 




                                            و امروز، با تو ای غدیر، پیمان خواهیم بست پیمانی که آخرین بندهایش ترجمان اکنون ماست پیمان انتظار که رسول خدا(ص)، خود پنجره انتظار را  بر روی مشتاقان گشود  و به صبح ظهور، بشارت فرمود و آنان که خود را فرا روی این پیمان مسئول یافتند، همچو نسیم  از فراز دشت ها گذشتند و آفاق را از یاد مهدی ( عج عطر آگین ساختند ما نیز با تو پیمان خواهیم بست.باشد که تنی در زلال غدیر  بشوییم و راز دل با موعود غدیر باز گوییم

                                  عید سعید غدیرخم ,عید اکمال دین 
                             و اتمام نعمت الهی ، عید ولایت و امامت
                                    اسدا الله الغالب حیدر کرار

                             مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام                                برمسلمانان و شیعیان جهان مبارک باد 

برکه ای پر از پر پروانه ظهر بود؛ گرم و تن سوز؛ خاک ها، از شلاق شعله های خورشید، زخمی ظهر بود که صدای صاعقه زمان، حادثه ای را رقم می زد.صدا پروانه ای می شد که روی هزاران شانه خسته و خاک گرفته می نشست برکه، خودش را تا مرز دریا شدن باور کرده بود برکه، روی پاهایش ایستاد و موج موج خنده بر چهره میهمان ها پاشید برکه، ایستاده بود و بهار را در آغوش می کشید برکه، تمام پروانه های تنش را در آسمان آبی صحرا رها کرده بود و در خودش نمی گنجید.غدیر دیگر برکه نبود غدیر دف می زد و بر طبل های شادی می کوبید ناگهان، دست های خورشید، در دست های وحی گره خورد آسمان خودش را روی پاهای خورشید انداخت تمام ستاره های آسمان، به شب نشینی چشمان خورشید آمدند دست های وحی، بالا می رفت و دست های خورشید را بالاتر می برد هزاران باور، می دیدند و تبریک می گفتند «اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه غدیر فریاد می کشید و دهان های تعجب، خشک شده بود غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار، تا آسمان هفتم پیچیده بود غدیر فریاد می کشید و رسول، طنین صدایش  را در برکه به نجوا نشانده بود «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد  من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» ابراهیم قبله آرباطان
یا علی ای معنی و مفهوم عنوان غدیر ای ولای حضرتت تفسیر و برهان غدیر با تو اسلام رسول الله کامل می شود ای که «اَتمَمتُ لَکُم» هستی و قرآن غدیر تو که هستی که نبی دست تو را بالا گرفت گفت ای اصحاب من! جان شما، جان غدیر تو که هستی، حضرت استاد دین و زندگی من که هستم پیش تو، طفل دبستان غدیر من که هستم در حریم لا یزال شاهی ات مورم و ران ملخ دارم، سلیمان غدیر من گدای سفره و خوان غدیرم یاعلی تا ابد بر سفره ی لطفت فقیرم یاعلی یا علی ای آنکه اسلام از تو عزّت یافته از غدیر تو رسالت قدر و قیمت یافته برکه ی علم تمام انبیاء روز غدیر گشته اقیانوس و از یمن تو برکت یافته تا که چرخ بندگی ساکن نماند در زمان از تو و از آل تو این چرخه حرکت یافته شیعه با تو تا خدا اصلاً ندارد فاصله با ولایت شیعگی از بس که قدرت یافته آمدی و صورت ابلیس خاک آلود شد چهره ی کفر از جمال تو چه ذلّت یافته روز شادی أَئِمّه، شیعیان، شد این غدیر روزعیدی دادن صاحب زمان شد این غدیر سر علی، سرورعلی، والی علی، والاعلی گل علی، گلشن علی، گلواژه ی لبها علی ره علی، راهم علی، سیر اِلیَ اللّهم علی مه علی، ماهم علی، شمس جهان آرا علی نور علی و شور علی، شیرینی انگور علی می علی، مستی علی، ساقی علی، سقّا علی مُهر علی، تسبیح علی، سجّاده و سجده علی ذکر علی، ذاکر علی، مذکورِ حق همتا علی نوح علی، آدم علی، موسی علی، عیسی علی انبیاء یکجا امیرالمومنین، امّا علی با وجود اینکه بی مانند و بی همتا بود افتخارش همسری حضرت زهرا بود دل پر از عشق طواف چادر خیرالنّساست سر پر از شور نظر بر ماه روی مرتضاست عاقبت ذرّه می افتد زیر پای آفتاب فطرتاً این قطره با دریای رحمت آشناست کعبه هم با مرتضای خویش بیعت کرده است چون امیرالمومنینش خانه زاد کبریاست چشم دل را می گشایم، دستهای کائنات روز بیعت توی دستان علی، آقای ماست عرش هم دستی برآورده است و بیعت می کند حوزه ی مهر علی اصلاً ورای عرش هاست کیست این محبوب خلق و جلوه ی پروردگار لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار گر چه من آلوده ای پست و حقیرم یا علی سربلندم زاده ی یَومُ الغَدیرم یا علی در صراط بندگی تا که نلغزد پای من تا قیامت سر زِ پایت برنگیرم یا علی تا فقیر حضرتت هستم دلم است، چون بر دو عالم با گداییّت امیرم یا علی کاش بودم در مدینه تا که یاری ات کنم گوشه ی دامان پاکت را بگیرم یا علی دستهایت بسته بود و بر دلت داغی زدند جای آن دارد که از داغت بمیرم یا علی دست هایت بسته بود و کوثرت را می زدند روبروی بچّه هایت، همسرت را می زدند شاعر : امیر عظیمی غدیر على، هنوز هم چشمه‌اى لبریز از آب حیات و دریایى موّاج از كرامت‌هاست . «غدیر» دریایى از باور و بصیرت، در كویر حیرت و هامون ضلالت است، تا كام جان‌ها از آن سیراب شود  «غدیر»، یك «كتاب مبین» است،  سندى براى تداوم خط «رسالت» در جلوه «امامت» «غدیر»، براى تشنگان، چشمه زلال هدایت است، و براى ره گم‌كردگان، صراطى است كه به «سنّت پیامبر» منتهى مى‌شود غدیر، عید ولایت است . و . «غدیر على»، هنوز هم چشمه‌اى  لبریز از «آب حیات» و دریایى مواج از فضایل است  «غدیر»، روز اكمال دین و اتمام نعمت بود «غدیر»، برنامه‌اى الهى براى حیرت زدایى از اذهان و اعمال امت، در افقهاى آینده تاریخ بود  «غدیر»، تداوم خطّ رسالت، در آینه «امامت» است . پس . «عاشورا» با «امامت» پیوند دارد،و «غدیر»با «كربلا» پیوسته است  غدیر، روز بشریت و روز «انسان» است،  غدیر،«تداوم رسالت محمد» در «ولایت على» است غدیر، عید «پیمان» و «میثاق» و «عهد» است اگر امّت، «غدیر»ها را پاس بدارند، «عاشورا»هاى مظلومیت و كربلاهاى خون و شهادت پیش نمى‌آید و خورشید امامت،  در محاق خلافت قرار نمى‌گیرد 
لحظه های معصوم عشق، بر شنزارهای تشنه حجاز باریده است صحرای سوزان شوق است و بر مأذنه های امروز پیغام تازه نور روییده است همراه با کاروان سرنوشت، حادثه ای سپید زیر آفتاب می ایستد. ازدحام قافله نیاز را غزلستانِ «حجة الوداع» به خوبی سروده است ناگاه دست های غدیر، به تکبیر بالا رفت و دل ها  به بشارتی بارانی فراخوانده شدند گویا همه ملکوت، تذهیبی بوده است برای نگارش  خطِ نورانیِ «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ زمان، دوست داشتنی تر پیش رفت و برکه آن حوالی کوچک شد  در برابر حریقی از محبت که در دل عشاق افتاد شادی جهان به تکثیر رسید و تجلی رشیدترین قامت  دین در آینه غدیر تماشایی شد

با محمد صلی الله علیه و آله ، هر چه بالا می روی، بالاتر می بینی و این لیاقت، تنها شایسته علی علیه السلام است که در تسخیر  قلب ملایک، سابقه ای دیرینه دارد غدیر، آنجاست که شاخه های علی علیه السلام  و محمد صلی الله علیه و آله به اتصال پیوندی  به نام فاطمه علیهاالسلام اوج می گیرد و دوازده میوه امامت از شجره طیبه شان،  به دامان عاشقان می افتد آنجا، دستان توحیدی رسول خدا صلی الله علیه و آله  حجاب های ظلمانی را کنار می زند تا آنچه از ناگفته های رسالت باقی مانده است، زمزمه کند مردم! بگویید به باد، به باران، به آفتاب و به آب  که اینک علی علیه السلام ، جانشین من است  و در عبور روز و شب، ماه و خورشید، این چنین جایگاه خود را عوض می کنند تا تاریکی، رهروانشان را نبلعد
قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابی طالب علما لامتی، یهتدون به  من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین و اتم علی امتی فیه النعمة و رضی لهم الاسلام دینا رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علی بن ابی طالب  را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید امالی صدوق: 125، ح 8
عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

عید است و غــدیرش ، علی والا است ، علی دل تشنه عـــــدل است و او دریاست ، علی جشن است و مبارک ، علی گشته است ، ولی دنیا همـــه را شادی که مـــــولا است ، علی

زیر چتر بوسه ها ، آسمان غدیر شد فرصت ِ تنفس ِ نغمه ی کویر شد ترجمانی از بهشت ،ترجمانی از خدا روی دست ِ عرشیان، آیه ای غدیر شد 
از فرط گنه جهان ما شد تاریک  / ای کاش خدا برای عرض تبریک در عید غدیرخم به نور صلوات  / عیدی بدهد فرج نماید نزدیک

سلام بهورز
شهادت مظلومانه نهمین کوکب هدایت باب المراد عالمین٬ مظهرجود و کرم ،  حضرت امام محمّد تقی علیه السلام را به  محضر مقدّس و منوّر حضرت حجة بن الحسن العسکری وتمامی شیعیان ومحبّان آن حضرت  تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم   باد، هوهوکنان، خاکستر یتیمی پاشید بر تمام خانه‏ های بغداد و خبرزلزله‏ خیز، تکان داد روزگار در خود فروپیچیده را اتفاقی شوم، سایه گسترانیده بر آسمان‏ها نمی‏دانم، شاید خورشید در پرده کسوف افتاده است گویا زمین، 25 سال بزرگواری را محروم شد گویا زمان، باید از این پس، حسرت به دل کرامت جاری جواد بماند انگار همین دیروز بود که خاک، عطر حضورش را نفس کشید  و عالم، در سایه مهربانیِ «جواد الائمه» میهمان شد انگار همین دیروز بود که حضورش مایه آرامش زمین شد  و وجودش، باعث دلگرمی «رضا» و امروز که دست‏های توطئه از آستین «ام الفضل» برآمده،  زهر عصیان و نفاق چه بر سر قلب رئوفت آورد امام جوانم؟ تلخی کینه ‏توزی روزگار را،  جگر سوخته ‏ات چگونه تاب آورد، امام جوانم؟ رستاخیز داغت، کمر روزگار را خواهد شکست قیامت اندوهت، به آتش خواهد کشید دل‏ها را هنوز، کاخ مأمون می‏لرزد از هیبت حیدری‏ات هنوز اقیانوس «علم لدنی»ات، جرعه جرعه فرو می‏نشاند عطش جهل بشر را تو را می‏برند؛ بر شانه‏ های فرشتگان کجاست دستان تسلی‏ بخش، تا مرهم زخم ‏های «هادی»ات باشند؟ جوان‏ترین حجت خدا بعد از تو چه کند «علی» در محاصره «معتصم»ها؟ هر بار، با یاد ماجرای تو، پا به پای امام عصرعج تا همیشه روزگار، خون خواهم گریست
از اشك عزا دیده ‏ها دریاست ماتم جواد یا غم زهراست در حجره‏ ى غم جان دهد مظلوم فرزند رضا حجت معصوم مى‏ رسد به گوش ناله ‏ى مغموم این زمزمه‏ ى غربت مولاست زهر ستم و خصم بد بنیاد زد به خرمنش شعله ‏ى بیداد مرغ حق چرا از نفس افتاد تشنه لب چرا كوثر طاهاست یارو همدمش دشمن جانش ظلم آشكار زهر پنهانش آتش زده بر جان سوزانش این نه همسر است خصم بى پروا است این نور خداست آخر ام الفضل این ابن الرضاست آخر ام الفضل خون دل از رخساره اش پیداست از زهر و عطش در دلش غوغاست 

نهمین ستاره‏ ی روشن، قصد دیاری دور می‏کند و از همه سو شهردر خاکسترِ عزا غوطه می‏خورد آسمان، مچاله می‏شود و بر خاک می‏افتد و ستاره‏ ها تک تک خاموشیِ خویش را تجربه می‏کنند تمام پنجره ‏ها راه باز شدن را از یاد برده‏ اند و گام‏های  خسته، راهی راهی دور می‏شوند. سیاه پوشان عزادار بر سر می‏کوبند و اشک می‏ریزند و نفس‏ها، بریده بریده از سینه سر بر می‏آورند کبوتران سربریده در خون می‏چرخند و بال می‏گیرند و هنوز  خاک بوی بهاره ای پرپر می‏دهد. گلدسته‏ های بالا آمده از راستای  خاک، خورشید را به زمین می‏کشانند و حرم، در منشوری از رنگ‏های آسمانی غرق می‏شود و صدای ضجه ‏های پی در پی، خوابِ آرام شهر را می‏شکند دستی کجاست تا آسمان را بر سر بکوبد و زمین و زمان را در هم بریزد؟ دستی کجاست تا دهانِ باز دقایق را از خاک ندامت پر کند؟ دستی کجاست تا گیسوی پریشانِ باد را در مشت بفشارد و چنگ بر چهره‏ی خاک بکشد؟ این پیکر ملکوتی کیست که در شهر تشییع می‏شود و همراه با دردهای نهانی، از اعماق شب فریاد بر می‏آورد؟ این سرشانه‏ های کیست که زیر بار اندوه، رنگین کمان‏های سوخته را تا آسمان عروج می‏دهد؟ شمع ‏های سوخته، دعاهای مستجاب شده، چشم انداز اشک‏های ریخته و تنهایی ممتد، همه و همه سرآغاز یک شب تا  همیشه ماندگار و تاریک را نشان می‏دهد بهار در شاخه‏ های خشک درختان جان می‏دهد و پاییز رو به رسیدن است برگریزان همیشه ‏ی تاریخ همراه با یک شب طولانی آغاز می‏شود صدای ضجّه‏ی شهر، گوش تاریخ را کر خواهد کرد و دستی نیست تا این صفحه ‏ی عزادار را ورق بزند؛  صفحه ‏ای از تاریخ که در تاریکی شب ورق می‏خورد، صفحه‏ ای که در آن شکوفه‏ های نشکفته در دست‏های باد پرپر می‏شوند، صفحه‏ای که در آن ستاره ‏ها یک به یک راهی دیاری دور می‏شوند؛ و این نهمین ستاره‏ ی در حال عروج است

سلام ما به رخ انور امام جواد درود ما، به تن اطهر امام جواد غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود كسى به وادى غم، یاور امام جواد ز آتش ستم خصم، آب شد تن او به خاك حجره بود، بستر امام جواد كسى نبود، به بالین آن امام همام به غیر همسر بد اختر امام جواد چه ظلم‏ ها كه به حقش، نكرد ام الفضل نگر، به دشمنى همسر امام جواد به خشكى لب لعلش، نریخت آب كسى به غیر دیده ‏ى او خون ‏تر امام جواد به روى خاك، چو پروانه شد فدا و دریغ چو شمع آب شده، پیكر امام جواد فغان كه آتش زهر ستم، به فصل شباب شرر فكند، ز پا تا سر امام جواد شاعر: محسن حافظ
ای رعناترین شاخسار امامت، ای آغازی بر اعجازی دیگر از خاندان ولایت، ای امام مهربانی وقتی اندوهای بزرگ تو را ترسیم می کنم تصویری از غم بر قلبم سایه می افکند  و بغض گلوگیر صدایم می شود متحیّرم که کدام اندوه تو را بسرایم و کدام غصه تو را قصد کنم؟ از قلب های حقیری بگویم که شکوه تو را باور نداشتند؛ از نیرنگ دنیا پرستانی که حضور بلند تو را تاب نمی آوردند؛  از ذهن های پوچی که به بی کرانی دانش تو راه نبردند یا از جهالت مردمانی که روح بزرگ تو را می آزاردند و از همسری که خائنانه زهر جفا در کامت فرو ریخت امشب دردی به وسعت همه داغ های تو و جودم را  فراگرفته است و من در حصار این همه اندوه، مویه هایم را به پابوسی مظلومیت و اشک هایم را بر ضریح  غربتت نثار می کنم، ای خلاصه خوبی ها

هیچ غروبی به غمرنگی غروب وجود مردان خدا نیست؛  آن گاه که سر آسوده بر روی خاک می گذارند و شام تیره ای برای آدمیان، می سازند هنوز زمین، جان نگرفته باید بی تابی کند و غروب  خون رنگ خورشید را به نظاره پردازد ای حجت نهم! افسوس که روزگار، تنها بیست و پنج سال با تو سر سازگاری داشت و بیست و پنج بهار از عمر تو را برتابید تقدیر آن بود که حتی در خانه ات نیز غریب باشی و با هم دستی  «ام الفضل» ـ همسرت ـ زهر بنوشی و مسموم شوی ولی نه آن غربت دردناکی که برایت درست کرده اند و نه آن زهری که به تو داده اند، هیچ کدام نتوانست امتداد خط سبز تو را که بر صحیفه هستی کشیده ای، پاک کنند گرچه زمین، حوصله بزرگی تو را نداشت و ظرف روزگار گنجایش حضور دریا گونه ات را؛  سربردار و ببین عاشقان پاک باخته ات را که دل هاشان، تنها با رسیدن به دریا، آرام می گیرد کدام جان است که تو را بشناسد و اینک در هوای کاظمین تو نسوزد؟ سید محمود طاهری

سلام بر جواد الائمه امام جوان! درود بر لحظه های شفافی که با تو خواهند بود و مسیری که از عطر کلمات مقدست سرمست می شود؛ از 195 تا 220 هجری قمری درود بر دانایی متجلی در بزرگ و کوچک اهل بیت رسول صلی الله علیه و آله  سلام بر این نور واحد که بی تغییر، در کالبد دوازده پیکر مطهر جاری شد تکلم کن تا تاریخ، دوباره از شگفتی، مات بماند - چگونه کودکی هشت ساله، این چنین تمام ذرات را متبرک می کند و تمام تفسیر کتاب آسمانی در قلب او متلاطم است؟ تکلم کن، تا یحیی بن ذکریا متولد شود؛ با شباهتی بی همتا با جوادالائمه علیه السلام ؛  «یَا یَحیی خُذِ الکِتابَ بِقُوَّةٍ و آتَیناهُ الحُکمَ صَبِیاً» محمد علی کعبی
در محفل سوگ تو، اشک ها زودتر از هر دعایی به سویِ آسمان می روند، لحظه ها به انتظار دیدار جمالِ دل آرایت در بغضِ ثانیه ها می تپند  گل های سجّاده ات، محراب را بوسه می زنند جبرییل، چون شمع، بیقرارانه می سوزد و صدایِ گریه های مداوم در و دیوار را غرق در ماتم می کند پله پله تا خدا رفتنت را ستاره ها در گوش زمین نجوا کردند؛  آن گاه که عرش، تو را در هاله ای از نور، به سوی معراج دل باختگان بُرد جواد الائمه! بعد از تو، دنیا سرگردان است و شادمانی رنگ باخته شهادت به مقامِ والایت غبطه می خورد و دل های سوگوار جز اشک و آه، حرفی ندارند شانه های آسمان، از یاد آوری سیمای ات می لرزد  و بغضِ ناشناخته ای گلوی زمین را می فشارد  و دوریِ تو، چونان رعد، افلاک را به آتش می کشد مولا جان  بی تو، روح تشنه ی هستی، با کدامین زمزم سیراب شوند  و ضمیرهای مشتاق با شمیمِ کدامین نسیم رحمت، آکنده از روحِ عبادت گردند؟ افسوس که از بارِ سنگین مظلومیتِ تو آینه ی زمان در هم شکست  و کشتیِ ایثار و گذشت، در دریایِ وجود تو به اشک نشست ای که دعایت در سحرگاهانِ نیایش موجب نزول برکات است و عبادتت در دلِ شب هایِ اِستغاثه، مایه ی پراکندگی نفحات قدسی محراب خالی، اشک های آسمان و بغض فرو خورده ی افلاکیان بهانه ی سوگوارای داغداران تو است

چه آرام و سبک بال پرگشودی، ای مرغ زخم خورده آشیانه عشق داغ فراق تو را چگونه در تصور آوریم که بی تو زندگی کردن و زنده ماندن مایه شرمساری است ای حجت الهی و ای امام مهربانی ها، هجران تو، غروب همه خوبی هاست و پروازت، آغاز  صحیفه درد و رنج در دل شیعیان ای لاله داغدار مدینه، از کنار تربت پاک پیامبر و جگرِ  پاره پاره مجتبی و دل داغدار صادَقیْن و قبر  ناپیدای پهلو شکسته تاریخ رفتی تا در جوار امن الهی بیاسایی و از تنگنای ظلمت دنیا رها گردی اینک، ماییم و شام تیره جدایی از تو و گرد غم و اندوه  که بر می فشانیم و این همه، چاره درد فراق تو نتواند بود  ای مظلوم غریب، رهایی گوارایت؛ ولی، التماس دیدگان ما را در غربت تنهایی خاکدان دنیا بی پاسخ مگذار  و ما را نیز که مدّعیان محبت تواییم در جوار خویش جایگاهی کرامت فرما ای ماه مهربان آسمان جود و کرامت

وقت رفتن به کنارت پدری می خواهی وقت پرواز شده بال و پری می خواهی پدرت نیست کمی آب به دستت بدهد پسرت نیست می ناب به دستت بدهد همسرت هست ولی رحم ندارد و دلت ابر غم نیست کمی آب ببارد و دلت دست و پا میزنی و همسر تو می خندد حق صدا میزنی و همسر تو می خندد اینقدر سر به در حجره نزن آه نکش اینقدر از ته دل ناله ی اُمّاه نکش چقدر تلخ به کامت جگرت می ریزد بعد تو غصه به روی پسرت می ریزد چقدر آب به پیش نظرت ریخت زمین چقدر آه ز چشمان ترت ریخت زمین به خداوند قسم اشک تو از غربت نیست اثر زهر دلیل همه ی هجرت نیست غصه مرد غریبی به همه ات ریخته است غصه روی خضیبی به همه ات ریخته است کاش بودی و به جدّت کمکی می کردی کاش بودی و کمی قافله طی می کردی بین گودال به جان بدنش افتادند نیزه ها سخت به جان دهنش افتادند تو هم آقا شبیه شاه زمین افتادی شبیه سایه ی یک ماه زمین افتادی پیکرت بی کفن افتاد شبیه اش امّا فاطمه پیش تو جان داد شبیه اش امّا شکر حق نیزه نیامد دهنت را ببرد شکر حق چکمه نیامد بدنت را ببرد تو برو عیب ندارد پسری می آید شب نمی ماند وآخر سحری می آید شاعر : علی حسینی

قال الامام امام محمد التقی الجوادعلیه السلام  عَلَیْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَریضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ  وَ هُوَ صِلَةُ بَیْنَ الاْخْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ  وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَة حلیة الأبرار، جلد 4، صفحه 599 بر شما باد به تحصیل علم و معرفت، زیرا فراگیرى آن واجب  و بحث پیرامون آن مستحب و سودمند است. علم ارتباط  میان دوستان و برادران، نشانه مروّت و جوانمردى تحفه مجالس و محافل،همدم و رفیق انسان در سفر  و انیس و مونس او در تنهایى است

بـر اخترِ نهّمیـن، هـزاران صلوات بر جلوۀ جودِ حیِّ ســبحـان صلوات بر ابنِ رضا؛ تقی؛ بر آن حجتِ حق رخسـارِ جواد؛ ماهِ درخشان صلوات  شهادت مظلومانه نهمین حجت حق  بر شیعیان و عزادارن حضرتش تسلت باد 

جوان‏ترین حجت خدا! هر بار، با یاد ماجرای تو، پا به پای  امام عصر(عج)،تا همیشه روزگار، خون خواهم گریست شهادت غریبانه ابن الرضا جواد الائمه تسلیت باد

«ألسَّلامُ عَلَیکَ یااَباجَعفَرٍمُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ البَرَّالتَّقِیَّ» شهادت مظلومانه پاره تن حضرت علی بن موسی الرّضا علیهم السلام٬ باب المراد عالمین ٬جـوادالأئـمـه،  حضرت امام محمّد تقی علیهالسلام را به محضر مقدّس و منوّر حضرت حجة بن الحسن العسکری و تمامی شیعیان و محبّان آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم 

سلام بهورز
اَللّهُمَ صَلِّ عَلي عَلي ابنِ موسَي الرِّضَا المُرتِضي  الاِمامِ التَّقي النَّقي وَ حُجَتِکَ عَلي مَنفَوقَ الاَرضِ  وَ مَن تَحتَ الثَّري الصِّدّيق الشَّهيدِ  صَلوهً کَثيرَهً تامَهً زاکِيهً  مُتِواصِلَهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَهً  کَافَضلِ ما صَلّيتَ عَلي اَحَدٍ مِن اَوليائِک   آن روز که نسیم نور زمین را از عطرمیلاد تو آکند  و فرشتگان بال در بال مقدم منوّرت را گلباران کردند. آسمان آیینه بندان عشق بود و زمین زیر چترخورشیدی  درانتظار به آغوش کشیدن مردی از تبارمحمد (ص) بی قرار و پرتپش شده بود. آن روزِ تاریخی، مدینه موّاج از شفافی عشق بود  و سرانجام آسمان نور افشانی شد.  لحظه ها بر قدوم تو سجده گذاشتند. و ثانیه ها عطشناک تا اوج آسمان فواره کشیدند. میلاد خجسته حجت حق، حضرت امام رضا علیه السلام  بر همه رهروان راستین آن امام مبارک باد.



درختان صف به صف، شکوه جاودانه آمدنت را به تماشا ایستاده اند  و آبشارها، قد کشیده اند زلالی و سرفرازی نگاهت را.  جاده ها، شوق رسیدنت را، سراسیمه دویده اند.  بوی تو وزیدن گرفت و تمام گردنه ها به سمت مدینه چرخیدند.  تمام دشت ها پیراهن گل به تن کردند.  یا غریب الغربا!  شور آمدنت، چه رستاخیزی بر انگیخته در چهار گوشه عالم! پلک که وا می کنی، تمام شادی ها متولد می شوند با تو خوشبختی و رستگاری همیشگی است.  نزول جاودانه مهربانی ات، بر شوره زار غربت و تنهایی زمین، خجسته باد.

نجمه به مدینه پسر آورد امشب از مام مسیح بهتر آورد امشب القصه برای امت ختم رسل مولا و امام و رهبر آورد امشب گل آمد و هنگام گل افشانی شد رفع غم و ماتم و پریشانی شد  شب رفت و مدینه رو به خورشید نشست از نور رضا مدینه نورانی شد 

می ‏آیی؛ با خنکای نسیم امید، از روضه رضوان وجودت. می‏ آیی؛ با سبد سبد ستاره که در آسمان نگاهت سوسو می‏زند. می‏ آیی؛ با ردای سیادت بر دوش، پرچم ولایت بر دست  و هشتمین خورشید هدایت که از افق نگاهت، طلوع کرده است. می ‏آیی ای مسافر غربت! ای غریب آشنا! به یمین مقدمت زمین و آسمان هلهله می کنند  ذیقعده، تمام قاصدک‏های خوش خبرش را پرواز داده است. یازده خورشید را به غروب سرخ نشانده،  یازده روز را صبورانه در شب به انتظار نشسته است. طاق زیبایی را به هزاران ستاره، آذین بسته تا آسمان و زمین را در جشن ولادت خورشید، میهمان کند. حضرت موسی بن جعفر علیه‏ السلام بر باغ بی‏ خزان خدا ایستاده است  تا میوه‏ های سعادت بچیند؛ تا با ظهور خورشید هشتم،  کهکشان امامت را به آغوش امین او بسپارد. تا جاده‏ های پاکی را در طهارت و عصمت رضایش، امتداد دهد. تا از نسل آبی آسمان، آسمانی‏ ترین هدیه را به زمین ببخشد. مقدمت برجهان هستی مبارک باد ای هشتمین قبله عاشقان

اکنون رستاخیز عشق است. زمین، به مهمانی آسمان می رود. اهالی ملکوت، کجاوه هدایت را به دوش گرفته اند. دسته دسته ستاره، پشت در خانه موسی بن جعفر علیه السلام  صف کشیده اند تا رضای الهی را در رضای تو بجویند. دست هایت در دست های قرآن است و خورشید هدایت از مشرق چشم هایت طلوع می کند.  تو آبروی شیعه ای و آبروی اسلام.  شیوایی ات، اهل کتاب را به تردید می اندازد. عقل، زیر سایه اندیشه زلالت می نشیند تا گَرد هر چه ناراستی را بزداید و لکه هرچه تردید را بپیراید. قدم که بر می داری ترس از دو راهی ها محو می شود و گردنه های پیچا پیچ  بزرگراهی می شود مستقیم؛ بی هیچ بیمی از سقوط. میثم امانی

باید غبار صحن تو را طوطیا کنند « آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق خیل ملائکند رضا یا رضا کنند بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند «هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت او را به درد کرببلا مبتلا کنند دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند از آن حریم قدسی ات آقای مهربان «آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»


پروانه ها، بال ن و شادی کنان، شاعرانه ترین پروازشان را بر گرد شمع شبستان هشتم دنیا، آغاز می کنند.  خورشید، شور و التهاب شگفتی را در وجود خویشتن احساس می کند. ماه، از همیشه زیباتر می شود و نگاهش را میهمان سرور و سرسبزی می سازد. درختان با خرسندی به سیمای آفتاب می نگرند و  به شادمانی می پردازند. کاینات غرق نورند.  فرشته ها و آدمیان مسرورند. همگان مشتاق طلوع روی اویند. همه می خواهند سیب خوشبوی وجود او را ببویند.  همه می خواهند شکفتن گل والای وِلا را در دنیا ببینند  و گلبرگی از نور و نوازش و شفاعت او بچینند. آری، ای سید گل ها، ای مولا، ای سبزه زار سر زندگی  و صفا، ای علی بن موسی الرضا علیه السلام  قدوم پاک تو، حضور همه زیبایی ها را بیمه می کند. دست های مهربان لطف تو، برترین سایه بان دل ها و دیده های ماست. ای امام، خجسته میلاد روشنایی بخش تو بر همه هستی مبارک و فرخنده باد.

ما را به سر از لطف تو افسر باشد هر روز ز بگذشته نکوتر باشد هر کس به ولای تو سرافراز شود پایش به سر گنبد اخضر باشد  میلاد هشتمین اختر تابناک امامت مبارک باد 

دلبری دارم که از صاحب دلان دل می برد غمزه ای مشکل گشا دارد که مشکل می برد گر نقاب از چهره گیرد آن نگار نازنین پرتو رخساره اش دلهای مایل می برد ولادت امام رضا (ع) مبارکباد

السلام ای حضرت سلطان عشق  یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا(ع) مبارک.

نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند مردم صداي آمدنت را شنيده اند زيباتر از هميشه شده آستان تو آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند

شمع جمع شاپرکهایی رضا ای کلید ساده مشکل گشا  با نگاهت چون کبوتر کن، مرا  تا بگیرم اوج، خوشحال و رها میلاد ثامن الحجج مبارک باد

سر زد ز آسمان یقیـن کــــوکب رضـــا این مژده بر شکسته حصاران خجسته باد شـــد جلوه ‏­گر ز مشرق جان آفتاب عشق‏ باران نــــور، در شب یاران خجسته بــاد

شبی یاد جنون آباد کردم  علی موسی الرضا را یاد کردم  میان بی کسی های شبانه  هوای صحن گوهر شاد کردم  طنابی از دلم بردیده بستم  دخیل پنجره فولاد کردم  میلاد ضامن آهو بر عاشقان حضرتش مبارک باد

طلوع زیباى شمس الشموس  از مشرق کرامت و رأفت مبارک

لجه اي از درياي کلام گهر بار هشتمين پيشوا  قال الامام علي ابن موسي الرضا عليه السلام : لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل،  وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ. ثروت، انباشته نمى گردد مگر با این پنج خصلت:  بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم کردن، آخرت را فداى دنیا کردن.  (وسائل الشّیعه: ج ۲۱، ص ۵۶۱، ح ۲۷۸۷۳.)

سلام بهورز

تقدیم به ساحت مقدس  ششمین سکاندار کشتی هدایت  آقا امام جعفر صادق علیه السلام  بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند  بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند  که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند شهادت جانگداز ششمین سکاندار کشتی هدایت صادق آل طاها , شیخ الائمه ، بنیانگزار مکتب فقه جعفری حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد
امشب غریب آباد دل سیه‏ پوش عزای توست.  امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و ضجه‏ هایی غریب بنیان مدینه را از هم می‏پاشد. مدینه در تب غم می‏سوزد، آه سردی بر چهره شهر نقش بسته است مردی از کنخ خانه‏ای ساده چشم از جهان فرو می‏بندد.  گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاک جای گرفته است. همه جا سخن از اوست، نامش به صداقت آسمان می‏ماند مدینه روزهای با او بودن را خوب به یاد دارد، لطافت روحش مدینه را بهشتی می‏کرد، و سوز مناجاتش به خاک بها می‏داد.  کرسی درسش اندیشه‏ها را بارور، عقل‏ها را متحیر و دل‏ها را مبهوت می‏کرد.او از سلاله لو کشف الغطا است.  می‏دانی از چه کسی می‏گویم و در ماتم که می‏سوزم، هم او که نامش بر سر در ابواب جنت نوشته شده است.  مردی که به نور او بهشت را آفریدند آسمان برای او می‏بارد و زمین برای او می‏بالد و گل‏ها برای او می‏خندند. نامش جعفر است و لقبش صادق، که به صدقش ملائک گواه بودند. او کوثری بود که هر که از زلال حکمتش نرسید حکیم شد و هر که بر کرانه عرفاتش قدم نهاد، مجنون شد خطیبان، به بیان او خطبه ‏خوان شدند؛  هم او که به فرداها روشنی داد، و انسان‏ها را از جهل رهانید امشب در سکوت شب، بر صادق آل محمد صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم می‏گریم  و بر غربت او اشک می‏ریزم.  امشب تا سپیده‏ دمان، هق هق گریه ‏ام و فریادم  را با پیک اشک و عشق به بقیع خواهم رساند.



شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است. صبح با بغضی در گلو از راه می رسد. آسمان رجز می خواند.  آفتاب بر پیکر ساقه ها، دیوانه وار می پیچد و خلقت، سر در گریبان سوگوار خوش فرو برده است.  خورشید، یک بار دیگر غروب خواهد کرد.  غروبی طاقت ستیز خورشید، یک بار دیگر از پلّکان اندوه زمین بالا خواهد رفت و در آن سوی ستاره ها بر اهالی آسمان فرود خواهد آمد. خورشید در حوالی بی چون خویش خواهد درخشید.  شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است. آغاز باران های جهان نزدیک می شود. شیون سپیده دم، در گوش تا گوش خاک می غلتد.  باد نعره می کشد و دشت بر مزار خزانی خویش، مادرانه می میرد. خورشید، یک بار دیگر غروب کرده است ـ  غروبی طاقت ستیز  با این زمستان جهنده در استخوان های مدینه چه باید کرد؟!

مدینه از برکت نفس او سبز می شد  و آفتاب صداقت از منزلگاه اندیشه اش برمی تابیدد.  با کلامش حق را بالنده می کرد  و با قیامش در نیمه شب های تاریک و با کوله باری از هدیه، مستمندان و بینوایان را دلشاد می ساخت.  بیل در دست می گرفت و به تلاش معاش می ایستاد  و عشق به زندگانی والا و پر معنا را در جان ها زنده نگاه می داشت. کوهی از وقار بود، دریایی از علوم،  اقیانوسی از حکمت و فضیلت،  گستره ای از رحمت و عبادت.  که لحظه لحظه حیاتش از یاد و نام خدا، سبز و سرشار بود. چهره ای دوست داشتنی، رفتاری سنجیده و متین، سینه ای انبوه ازیقین و تلاشی گسترده درراه دین داشت. آری! نخل وجود والای آن پیشوای،  چنان ثمر داد که مذهب ما را با نام خویشتن مزیّن کرد. شهادتش تسلیت باد 

مولاجان! مولاجان، امام مهربان!  گیتی فروز علم الهی! ای منبع صداقت انوار مُتّقین! جاری ترین زلال ازل تا ابد، تویی  نامیده کردگار جهان،  چون که «جعفرت علیه السلام » ماییم و داغ حسرتِ عُمری سفر، که دل  آید کنار تربت پاک و معطّرت ماییم و زخم غربت ی نگاه گرم!  تا جان فدا کنیم ز غیرت، برابرت! مولاجان، یا اباعبداللّه ، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام ! ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا! ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا! ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها! دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!



دلم هواى بقیع دارد و غم صادق عزا گرفته دل من ز ماتم صادق دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم زنم به سینه که آمد محرم صادق سلام من به بقیع و به تربت صادق سلام من به مدینه به غربت صادق سلام من به مدینه به آستان بقیع سلام من به بقیع و کبوتران بقیع سلام من به مزار معطّر صادق که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع ز غربتش چه بگویم که سینه ‏ها خون است براى صادق زهرا مدینه محزون است دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت که ذکر غربت لیلى حدیث مجنون است همانکه غربتش از قبر خاکى ‏اش پیداست امام صادق شیعه سلاله ی زهراست ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد هدف به تیر جسارت امام صادق شد همان که فاطمه را بین کوچه زد گویا ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد امام پیر و کهنسال شیعه را کشتند امان که روح سبکبال شیعه را کشتند براى فاطمه از بى کسى سخن مى ‏گفت براى مادرش از غربت وطن مى ‏گفت بخاک حجره‏اش از سوز سینه مى‏ غلطید پسر به مادر خود از کتک زدن مى ‏گفت از آن شبى که زد او را ز کینه اِبْن‏ ربیع دوانده در پی ‏اش اندر مدینه ابن ‏ربیع فضاى شهر مدینه بیاد او تار است هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است هنور می کشد او را عدو به دنبالش هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است هنوز تلخى کامش به حسرت شهدى است هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است

سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقيع سلام من به گل ياس هاشمىّ بقيع ز غربتش چه بگويم كه سينه ‏ها خون است براى صادق زهرا مدينه محزون است شهادت مرد آسمانی مدینه تسلیت باد 

امشب غریب آباد دل سیه‏ پوش عزای توست امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و ضجه‏ هایی غریب بنیان مدینه را از هم می‏پاشد شهادت امام جعفر صادق (ع) دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد

روح دین بود ولی بی تب و بی تابش کردند شمع کانون وفا بود که آبش کردند چارمین قبله عشق است به دامان بقیع رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع شهادت صادق آل طاها بر شیعیان تسلیت باد

بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه  با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت بار دیگر آشیانی در میان شعله‎ها سوخت داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق

آسمان هنگام دفن پیکرت با گریه گفت ای چراغ عرشیان در خاک نَبوَد جای تو سوز تو از قلب شیعه سرکشد بر آسمان قبر تـو یـادآور غم‌های جانفرسای تـو شهادت جانگداز امام جعفرصادق علیه السلام تسلیت باد

صادق که اساس دین ازاو شد معمور بودند ملایک پی امرش مامور آخر ز جفا، ناصر احکام خدا مسموم شد از ظلم و جفای منصور شهادت جانگداز امام جعفرصادق علیه السلام تسلیت باد


سلام بهورز

عید فطر ـ پایانی برای شروع  به نماز می ایستم و پنج تکبیر می زنم بر دنیا و هر آنچه مرا از  نوازش نسیم رحمتت دور می سازد.  می خواهم حسن ختام میهمانی ات، ابتدای آشنایی تازه ام با تو باشد. اکنون به مدد عبورم از باغ صیام، عطر گل های تازه عبودیّت را  آن چنان در سر دارم که بیدارتر از همیشه، می بینمت. چه شیرین است طعم میوه های آسمانی تو، آن هنگام که دست بر قنوت نماز عید بر می داریم و تو را زمزمه می کنیم:  «اَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیر.» «دارد به خنده چشم جهان باز می شود  یعنی که عید فطر تو آغاز می شود» 



بگذشت مه روزه ، عيد آمد و عيد آمد بگذشت شب هجران، معشوق پديد آمد آن صبح چو صادق شد، عذراي تو وامق شد معشوق توعاشق شد، شيخ تو مريد آمد شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کليد آمد جان از تن آلوده، هم پاک به پاکي رفت هرچند چو خورشيدي بر پاک و پليد آمد از لذت جام تو دل مانده به دام تو جان نيز چو واقف شد، او نيز دويد آمد بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد باغ از دي نامحرم سه ماه نمي زد دم بر بوي بهار تو، ازغيب رسيد آمد مولوی

سلام مسافر، خوش آمدی! کوله بارت را بر زمین بگذار!  پر است از ستاره های اجابتی که نیمه شب ها  از آسمان زلال نیایش می چیدی. صفای قدمت؛  بوی باغستان های فرادست را می دهد. لب باز کن تا هوا را معطر کنی از شمیم میخک ها. چیزی بگو تا عشق از شمیم نفست جان بگیرد. از راه آمده ای.یک ماه تمام همسایه دیوار به دیوار خدا بودی. یک ماه تمام سر بر شانه های ملکوت، گریستی بندگی ات را. یک ماه تمام مهمان خدا بودی و خدا میزبان تو. وقتی به سفر می رفتی، کوچک بودی. خاکی بودی.قطره ای بودی در جست وجوی دریا؛  جاری شدی تا قطره نمانی، تا بزرگ شوی، تا آسمان باشی.  یک ماه تمام تن سپردی به نور؛ به زلال جاری بخشش، به خنکای فواره های «استغفار». یک ماه تمام،  به دنبال خودت گشتی تا او را بیابی. تا لایق شوی؛ لایق تحیت خدا؛  «سَلامٌ قَوْلاّ مِنْ رَبِّ الرَّحیِمِ». امروز، روز توست. زیر سایبان رحمت خدا بایست.  خنکای مهربانی و رحمت را نفس بکش!  نام تو را بر پیشانی آسمان حک کرده اند. فرشتگان، رستگاری ات را شادباش می گویند؛ رحمت از این لبریزتر؟! امروز عید توست و عید هم سفرانت؛ عید مسافران بهشت که از جاده رمضان به سرمنزل «عید فطر» رسیده اند.

شانه به شانه صف می کشند.  دست های نیاز که به سمت آسمان بلند می شود زمزمه  «اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت» اوج می گیرد. احساس می کنی پاهایت از زمین خاکی جدا شده است و در فضای دیگری سیر می کنی؛ فضای خلوص، تسلیم و تقوا. این حس، پاداش یک ماه روزه داری خالصانه پرهیزکاران است که نصیب مؤمنان حقیقی می شود. شیرینی که به دهان می بری و کامت در روز عید شیرین می گردد نشانه این است که در بقیه ایام سال نیز باید به شیرینی ها خوبی ها و خلوص رمضان وفادار بمانی. اجازه ندهی تلخی گناهان ریز و درشت، دامن زندگی و ثانیه هایت را بگیرد. خوب بودن فقط مختص یک ماه نیست.  خوب بودن را در سراسر زندگی به همراه داشته باش.  «اَلَّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ بِه عِبادُک الصّالِحُونَ  وَ اَعوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخلَصُون»

دل های عاشقان، از ماه نور، به جلوه گاه ربانی فطر پیوند می خورد؛ عاشقانی که یک ماه صداقت های ناب را نوشیدند  و از سرچشمه فضایل بهره ها جستند.  فصل کرامتی بود مالامال از حضور چکامه های اُنس و دعاهای  تقرب.امروز، دل های عاشقان، با قنوت های پی در پی  به استقبال عید عشق رفته اند. دلدادگان تکلیف، به پاسدات فطر، با توشه ای برگرفته از رمضان به نماز ایستاده اند. «اللّهُمَّ اَهْلَ الکِبْرِیاء وَالْعَظَمَةِ.» این سپیدی که فطر بر آنها عرضه کرده است، حاصل سفره های  ساده رمضانی و سحرهای پرطراوت «أبوحمزه» است؛  حاصل طعم لذت بخش گرسنگی و تشنگی در مهمانیِ خدا. حقیقت فطر، نتیجه تلاش گری روح، در ماه بذرافشانی سجایای  اخلاقی است. عاشقان عارف خوب می دانند که تدوین معنویات رمضان، به دست فطر سپرده شده است تا ذخیره ای روشن برای فردای معاد باشد. آستان فطر، امروز گلباران است. عطر تبریک های صمیمی پیرامون روزه دارانِ پاک، به مشام می رسد «هذاَ الْیَوْمِ الَّذیِ جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیدا.»  نیکو وارستگانِ شهرِ تعبّد، از آزمون صیام، سرفراز بیرون آمده اند و اینک قشنگ ترین و گیراترین شادباش ها را در دل های هم می کارند. امروز، عید فطر است و پرنده ترین روز. امروز، روز تولدی دیگر است.برخیز، از چشمه همیشه جوشنده فطر همه سال را رنگ زلال بزنیم! 
صدکنم شکر بر این عید که از عرش رسید صدکشم رشک که ایام صیام آخر شد فرصتی بود که این تیره دل صاف شود نعمتی شد که بر تشنه لبان کوثر شد عید مهمانان ضیافت الهی مبارک باد
حلول ماه عید و شادی مسلمین است پایان ماه روزه، برای صائمین است نشاط و افتخار و شادی و سربلندی از محک الهی برای مؤمنین است حلول عید بندگی بر مهمانان ضیافت الهی مبارک باد
اگر چه عيد فيض و عيد نور است اگر چه عيد شوق و عيد شور است اگر چه عيد مجد است و سعادت تمام عيدها روز ظهور است بدون يار، گل خار است خار است گل نرگس اگر آيد بهار است عید خلوص بندگی برشما مبارک
عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام  بـر شمـا همسفـران سفـر روزه سلام روزه هاتان همه در پبش خـداونـد قبول  روزگار خـوشتـان مظهـر تـوفیـق مـدام عید شکفتن غنچه های فطرت، تبریک و تهنیت
عید فطر است و اول شوال نور عشق است و شور و جذبه و حال بهر توفیق درک ماه خداست قلب‌ها از نشاط، مالامال جشن قرآن و جشن غفران است عید اسلام و روز فخر و جلال
الهی ! فطرمان را فاطر، ایمانمان را فاخر، و روحمان را طاهر بفرما عید فطر فرخنده و مبارک باد
امام علي ‏عليه السلام : ألا و إنَّ هذا اليَومَ يَومٌ جَعَلَهُ اللَّهُ لَكُم عِيداً و جَعَلَكُم لَهُ أهلاً  فَاذكُرُوا اللَّهَ يَذكُركُم وَ ادْعُوهُ يَستَجِب لَكُم امروز روزي است كه خداوند آن را براي شما عيد قرار داد و شما  را نيز شايسته آن ساخت ؛ پس به ياد خدا باشيد تا او نيز به ياد  شما باشدو او را بخوانيد تا خواسته ‏هايتان را اجابت كند
كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۱۷ .

سلام بهورز

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

نورگرام kjk دانلود بازیهای رایانه ای پارسی 5360 عرقیات عکس جدید