سلام بهورز

یخچال شما، می‌تواند آینده مغزتان را فاش کند. آنچه که امروز در سفره‌تان می‌چینید، می‌تواند عمر مغز شما را تخمین بزند و احتمال دچار شدن‌تان به آلزایمر را تعیین کند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از هفته نامه آتیه نو، محققان می‌گویند خوراکی‌هایی که میل می‌کنید، بر حافظه، توانایی شناختی و قدرت پردازش اطلاعات شما در سال‌های آینده تاثیر می‌گذارند. پس اگر نگران ابتلا به آلزایمر هستید، در کنار حل کردن جدول سودوکو، می‌توانید سراغ این خوراکی‌ها بروید.


کرفس

 

برای اینکه مغزتان دچار التهاب و عواقب تلخ ناشی از آن نشود، به ماده‌ای به نام لوتئولین نیاز دارد. این ماده سرعت پیر شدن مغز را کم می‌کند و نمی‌گذارد که توانایی‌های ذهنی‌تان در سال‌های آینده کمتر شوند. محققان می‌گویند کرفس می‌تواند به مغز شما لوتئولین برساند و نه‌تنها در درازمدت بلکه در کوتاه‌مدت هم عملکرد مغزتان را بهبود ببخشد.


گوجه‌فرنگی

 

لیکوپن، آنتی‌اکسیدان قوی است که در گوجه‌فرنگی می‌توانید آن را پیدا کنید. این آنتی‌اکسیدان از مغز و جسم شما در برابر آسیب رادیکال‌های آزاد محافظت می‌کند و نمی‌گذارد که با زوال سلول‌های مغزتان، گرفتار آلزایمر شوید. از سوی دیگر، گوجه‌فرنگی سرشار از کولین و ویتامین‌های گروه B هست و به همین دلیل قدرت یادگیری و حافظه شما را تقویت می‌کند و حتی خواب‌تان را هم تنظیم می‌کند.


تخمه‌کدو

 

وقتی هوس خوردن تنقلات به سرتان می‌زند، به جای چیپس و پفک، سراغ تخمه‌کدو بروید. این دانه کوچک که سرشار از امگا3 و اسیدهای چرب غیراشباع است، روان شما را سالم نگه می‌دارد. تخمه‌کدو، منیزیم فراوانی دارد و به همین دلیل علاوه بر آرام‌بخش بودن، قدرت مغز، تمرکز و حافظه شما را هم تقویت می‌کند.


کلم بروکلی

 

سبزیجاتی مثل بروکلی، ترکیبات سولفورفان را در خود دارند و به همین دلیل به تجدید و ترمیم بافت عصبی مغز کمک می‌کنند. کلم بروکلی، مقدار قابل توجهی ویتامین K هم دارد و از همین رو نه‌تنها به تقویت مهارت‌های شناختی شما کمک می‌کند، بلکه احتمال ابتلا به آلزایمر را هم کاهش می‌دهد.


زردچوبه

 

اگر به مشکلات گوارشی مانند سوزش سر دل یا نفخ مداوم دچار هستید، سراغ زردچوبه بروید. اگر هم می‌خواهید مغزی توانمند و سیستم عصبی سالم داشته باشید، باز هم از زردچوبه کمک بگیرید. این ادویه پرخاصیت، سموم بدن‌تان را دفع می‌کند، التهاب بدن و مغزتان را کاهش می‌دهد و به همین دلیل از جسم شما در برابر سرطان و مغزتان در برابر زوال محافظت می‌کند.


روغن نارگیل

 

شاید برای حفظ طراوت پوست و موی‌تان از روغن نارگیل کمک گرفته باشید، اما فراموش نکنید که این روغن، امگا3 فراوانی دارد و به مغز شما هم خدمت می‌کند. روغن نارگیل ضدآلزایمر است و می‌تواند اختلالات خفیف شناختی را هم درمان کند.


چغندر

 

همین چغندری که میلی به وارد کردنش به یخچال‌تان ندارید، می‌تواند عملکرد مغزی شما در سال‌های پیری را تقویت کند. بزرگسالانی که چغندر را به غذاهای‌شان اضافه می‌کنند یا آب آن را می‌نوشند، به خون خود اکسیژن بیشتری می‌رسانند و نیاز مغزشان به گردش خون و اکسیژن را تامین می‌کنند.


آب قلم

 

اضافه کردن آب قلم به سوپ و خورشت، برای مغز شما مفید است. به شرط آنکه بعد از پخت، چربی جمع شده روی آب قلم را دور بریزید. از نظر محققان این ماده پرخاصیت، نه‌تنها می‌تواند به کاهش اسید معده شما کمک کند بلکه فعالیت روده‌ها و البته مغز شما را هم بهبود می‌بخشد.
 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: می‌کند ,می‌تواند ,همین ,مغزتان ,دلیل ,سلام ,همین دلیل ,روغن نارگیل ,کانال رسمی ,رسمی سلام ,سلام بهورز
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

همانند بسیاری دیگر از بیماری ها، ژنتیک نقش چشمگیری در احتمال ابتلا به مشکلاتی که می توانند بر کبد تاثیرگذار باشند، ایفا می کند. در حقیقت، این امکان وجود دارد که یک ژن معیوب به ارث رسیده از والدین به شکل گیری نارسایی حاد کبد یا مزمن منجر شود.

 

صرف نظر از این که طی چند سال یا چند هفته شکل گرفته باشد، نارسایی کبد یکی از خطرناک‌ترین مشکلات سلامت است که در صورت عدم درمان می تواند به مرگ بیمار منجر شود. دو نوع نارسایی کبد وجود دارند: نارسایی حاد کبد که می تواند طی یک بازه زمانی کوتاه شکل بگیرد و نارسایی مزمن کبد که می تواند چند سال ادامه داشته باشد.

اگرچه بیماران مبتلا به نارسایی های کبد حاد و مزمن اغلب نشانه های مشابهی را تجربه می کنند، دلایل این دو بیماری - افزون بر درمان های آنها - می توانند منحصر به فرد باشند. اما به دلیل این که نتیجه نهایی هر دو، یعنی مرگ، می تواند مشابه باشد، آگاهی از دلایل انواع مختلف نارسایی کبد برای همه مهم است.


استامینوفن بیش از حد
افراد بسیاری در صورت بروز نخستین نشانه از درد جزئی یا متوسط، مانند سردرد یا کمر درد، از استامینوفن برای تسکین درد استفاده می کنند. در بیشتر موارد مشکلی در این زمینه وجود ندارد، اگر از دستورالعمل مصرف این داروی بی نیاز از تجویز پزشک پیروی کنید.
اما مصرف بیش از اندازه استامینوفن می تواند به مشکلی بزرگ تبدیل شود. این کار می تواند اثر چشمگیری روی کبد و عملکرد آن داشته باشد. مصرف بیش از اندازه استامینوفن در بلند مدت می تواند آسیب کافی که موجب نارسایی حاد کبد می شود را ایجاد کند. در برخی موارد، این مصرف بیش از اندازه استامینوفن می تواند شرایطی را ایجاد کند که حتی به پیوند کبد نیاز باشد.

 
مصرف بیش از حد داروهای تجویزی
مصرف بیش از حد برخی داروهای تجویزی می تواند آسیب جدی به کبد وارد کند و حتی به نارسایی حاد کبد منجر شود. برخی از این داروهای تجویزی بسیار رایج هستند و از آن جمله می توان به آنتی بیوتیک ها اشاره کرد، که برای درمان طیف گسترده ای از بیماری ها استفاده می شوند و برای افراد در هر سنی تجویز می شوند.
از دیگر داروهای تجویزی که مصرف بیش از اندازه آنها می تواند کبد را در معرض تهدید قرار دهد می توان به داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی مانند ایبوپروفن و ناپروکسن و داروهایی که برای سرکوب تشنج طراحی شده اند، اشاره کرد.


مکمل های گیاهی
افراد بسیاری برای درمان بیماری های خود استفاده از مکمل های گیاهی و روش های درمانی طبیعی‌تر را ترجیح می دهند. این درست است که بسیاری از مکمل های گیاهی امن هستند و در برخی موارد عوارض جانبی کمتری در مقایسه با داروهای تجویزی دارند.
اما مکمل های گیاهی نیز می توانند زمینه ساز مشکلات سلامت جدی شوند، به ویژه اگر بیش از اندازه مصرف شوند. به عنوان مثال، مصرف بیش از اندازه پنی‌رویال، افدرا، کاوا، یا اسکال‌کپ می تواند به نارسایی حاد کبد منجر شود.

 


هپاتیت و سایر ویروس ها
انواع مختلفی از هپاتیت وجود دارند. این ویروس ها می توانند اثر چشمگیر و منفی روی سلامت انسان داشته باشند. موردی مشترک درباره هپاتیت A، هپاتیت B و هپاتیت E این است که در صورت عدم درمان به نارسایی حاد کبد منجر می شوند.
ویروس های دیگری نیز وجود دارند که می توانند موجب آسیب شدید به کبد شوند، که از آن جمله می توان به ویروس اپشتین بار، ویروس سیتومگالو و ویروس هرپس سیمپلکس اشاره کرد. اگر هر یک از این ویروس ها در شما تشخیص داده شده است باید بر اساس دستور پزشک روند درمان را دنبال کنید تا از بروز آسیب فاجعه بار کبدی پیشگیری شود.

 

 

بیماری
برخی از بیماری ها با هدف قرار دادن بخش هایی از بدن در و اطراف کبد می توانند به آسیب مزمن کبدی یا حتی حاد منجر شوند. به عنوان مثال، بیماری های خودایمنی که به سلول های کبدی حمله می کنند و التهاب جدی را موجب می شوند می توانند به شکل گیری نارسایی حاد کبد کمک کنند.
دو بیماری دیگر که مشکلاتی را برای کبد ایجاد می کنند شامل سندرم باد-کیاری و بیماری ویلسون می شوند. سندرم باد-کیاری یک بیماری عروقی است که جریان خون به سمت کبد را تحت تاثیر قرار داده و می تواند به انسداد سیاهرگی جدی منجر شود، در شرایطی که بیماری ویلسون یک بیماری متابولیکی نادر است که در صورت عدم درمان می تواند موجب نارسایی حاد کبد شود.

 

مشکلات ژنتیکی
همانند بسیاری دیگر از بیماری ها، ژنتیک نقش چشمگیری در احتمال ابتلا به مشکلاتی که می توانند بر کبد تاثیرگذار باشند، ایفا می کند. در حقیقت، این امکان وجود دارد که یک ژن معیوب به ارث رسیده از والدین به شکل گیری نارسایی حاد کبد یا مزمن منجر شود.
بیماری های کبدی با ژنتیک پیوند خورده اند و نارسایی کبدی بالقوه شامل هموکروماتوسیس، بیماری ویلسون، هایپرواکسالوریا و اگزالوز می شوند. همچنین، ژنتیک مسئول ابتلا به سرطان هایی است که کبد را تحت تاثیر قرار می دهند، مانند سرطان مجرای صفراوی و البته سرطان کبد.

 
مصرف الکل
مصرف الکل می تواند فرد را در معرض طیف گسترده ای از مشکلات سلامت، از چاقی تا آسیب های جدی به اندام ها، از جمله مغز، معده و روده ها قرار دهد.
با این وجود، اندامی که به طور قابل توجه تحت تاثیر مصرف الکل قرار می گیرد، کبد است. کبد وظیفه پردازش الکل را بر عهده دارد و با گذشت زمان این وظیفه می تواند به آن آسیب وارد کند. مصرف الکل می تواند به نارسایی کبدی منجر شود و حتی بیمار نیازمند عمل پیوند کبد باشد.

 
مواد مخدر
بسیاری از مواد مخدر غیر قانونی هستند زیرا می توانند موجب شکل گیری رفتارهای عجیب و خطرناک در افراد شوند. همچنین، بسیاری از این داروها می توانند برای بدن انسان به طور باورنکردنی مضر باشند و در صورت مصرف بیش از اندازه به نارسایی کبدی منجر شوند.
از جمله مواد مخدری که می توانند مشکلات جدی برای کبد ایجاد کنند می توان به هروئین، مسکن های مبتنی بر مواد شبه افیونی، کوکائین، اکستازی، و مت‌آمفتامین اشاره کرد. پرهیز از این مواد مخدر به هر قیمتی بهترین گزینه است.

 

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: نارسایی ,تواند ,بیماری ,توانند ,منجر ,مصرف ,داروهای تجویزی ,وجود دارند ,نارسایی کبدی ,گیری نارسایی ,اندازه استامینوفن
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.
جشن میلاد امام چـارمین آمد پدید
روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پديد
درّة التّاج فضیلت جـوهـر علم لدن 
حضرت سجّاد زین العابدین آمد پديد 
یك فلك مجد و كرامت یك جهان اجلال و فرّ 
در رخ انسان به چهرى دلنشین آمد پديد 
یك جهان تسلیم یك عالم رضا یك دهر فضل 
                        آسمـانى آفتـابى بـر زمیـن آمـد پديد  






قلب زمانه مي طپد
چشم ها به راه آمدنش خيره شده
ضربان تند قلب مادرش
بشارت آمدن نوري درخشان
به دنياي تيره جاهليت ميدهد
مردی می آيد 
که دستانش بوی کرامت، 
پيشانی اش بوی بندگی 
وگام هايش، ندای ايستادگی 
سرمی دهد.
بهار به حيرت ايستد،
باد سجده می کند 
و خورشيد، شکرانه می دهد
دردانه بيت حسين بن علي (ع)
ميلادت مبارك باد 





میلاد تو، میلاد عشق است
کسی غوغای دل مرا به چنگ و دف می زند.
نمازم رنگ موسیقی گرفته.
دو صد قیام آواز می خوانم؛ دو صد نیاز در
سماع آمده و دو صد سجده در ترنم و غزل می نشینم.
سجده می کنم به درگاه خدایی که تو زیبا سجده اش کردی.
ای تاریخ کربلا! ای پهلوان شام و ای معنای علوی بودن!
تو پیغام حسین علیه السلام بودی و 
چه زیبا پاس داشتی آخرین نماز او را.
به راستی پناه جستن از خدا در برابر ستم و نادانی،
بهترین فریاد مبارزه است؛ آن هنگام که نان و نادانی، مردم
را در بند عافیت گرفتار می کنند و استبداد،
بر غیرت دینی و انسانی مردم افسار می بندد.
سلام خدا بر حسین علیه السلام و بر تو علی بن الحسین 
و بر یاران تو و پدر شهیدت، ای فرزند نماز و ای پدر دعا.
روز میلاد تو، روز پیوند نماز و جهاد است
و روز یگانگی دین و حکومت. تو زندگی را با
رنگ دعا در کام بشر ریختی؛ 
آن گاه که جماعت مسلمانان یا از ترس ظلم و استبداد
بنی امیه، راه زهد و گوشه گیری پیش گرفته بودند و با دنیا 
کاری نداشتند و یا در علاقه دنیا و غنائم جنگ غرق بودند
و معنویت و عبادت را با زندگی بیگانه می دانستند.
میلاد تو میلاد راز و نیاز است.
میلاد تو معنای زندگی عاشقانه است.
میلاد تو میلاد عشق است.
حسین امیری


زیباترین روح پرستنده
تو زبان سرخ حسینی که باید می ماند تا فریاد حق خواهی 
و عدالت گستری را به گوش تاریخ برساند.
پس از آن عصر به خون نشسته، قبیله ی شیطان، گمان می کردند
کار حسین علیه السلام تمام است اما نمی دانستند
حسینی دیگر در پیش روست.
از کربلا تا کوفه، از کوفه تا شام و از شام تا امروز و همیشه
خطابه های آتشین تو، ای زیباترین روح پرستنده
افشاگری ها کرده است.
خطابه ی آتشین تو در مسجد شام، خود عاشورایی دیگر بود.
آن هنگام که بر منبر قرار گرفتی، سکوت را شکستی
و سخن آغاز کردی، یزید چون بید بر سر دنیای خویش می لرزید. 
با دیدن تو و شنیدن منطق تو، چه حا لی داشتند آنان که 
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را ندیده بودند و از علی علیه السلام
تصویری وارونه در ذهن داشتند.
کاش آنان که تو را بیمار می نامند، بودند و حماسه های تو را به چشم می دیدند.
می دیدند که چگونه کلامت چون صاعقه ای بر بساط یزیدیان فرود می آمد 
و هستی شان را به باد نیستی می سپرد.
ای فرزند راستین پیامبر آخرین، ای وارث خون حمزه ی سیدالشهداء
ای آن که خون علی علیه السلام در رگ هایش جاری است
ای فرزند کعبه و منا! برخیز و از کربلا بگو.
برخیز و با خطابه های آتشینت روشنگری کن.
دعایی بکن تا آمین بگوییم؛
مگر نه این که صحیفه ی تو بوی عرش و آسمان می دهد
و رنگ و بوی استجابت دارد.
علی خیری

البشارة ای محبّان حضرت سجاد آمد 
شیعیان مرتضی را شافع میعاد آمد
بر مسلمانان گیتی پیشوای دین و دانش 
شادی ما گشته کامل رهبر عُبّاد آمد
چون قدم بنهاد در عالم ندا در دادجبرئیل 
عالم و مکان راسیّد سجّاد آمد
تابعین کربلا را رهبرنستوه و دانا 
دشمن پیگیر ظلم و جورو استبداد آمد
هست شمشیرش دعا ، برخوان کتابش تا بدانی 
آن که باشد در فنای خصم دین استاد آمد
بود معراجش نمازش ، منبع عرفان کتابش 
آن که درس دین و دانش را به عالم داد آمد
ارث علم محمد پیشوای اهل تقوی 
مومنین را تاکند از علم خود را ارشاد آمد
زهد و تقوایش شد عالمگیر و در تفسیر قرآن 
آن که تقوی را همی دانست خیر الزاد آمد
ناله هایش در سکوت شب شد فریاد امّا 
آن که می باشد سکوتش برتر از فریاد آمد
حضرت سجاد آمد« سرویا » برگو به یاران
آن که جان ها را کند از قید غم آزاد آمد 
شاعر:سرودی

تولد، طلوع یک صبح تازه
تو را می‏جویم از قله ‏های رفیع نیایش،
تو را می‏جویم از هوای مطبوع مدینه، 
از زلالی طلوع یک صبح تازه.
متولد می‏شوم از حس تازه سرودن.
پلک می‏زنی و کربلا در ذهن جهان تکثیر می‏شود.
پلک می‏زنی و سفارت عشق، بر شانه‏هایت سنگینی می‏کند.
پلک می‏زنی و اخبارگوی تاریخ سرخی می‏شوی
که تا الی الابد این خط سرخ ادامه دارد.
به دف و چنگ عرشیان پلک می‏گشایی
تا ادامه کارنامه برهوت کربلا باشی.
از خطبه‏ هایت آتشفشان جاری می‏شود
و از دعاهایت، زلالی یک رود به دنیا می‏آید.
تو می‏ آیی و ذایقه واژه‏ ها، 
از عطر دعا آکنده می‏شود.
تو می‏ آیی و بر صبح لبانت، 
معنویت عارفانه نقش می‏بندد.
تو می ‏آیی و روح ناآرام سجاده ‏ها را
به آرامشی خواستنی می‏سپاری.
می‏ آیی و شولای باران بر دوش، باب الحوائج می‏شوی. 
دست بالا می‏بری و برای درخت‏های بهشت، باران تلاوت می‏کنی.
صحیفه سینه را می‏ گشایی و صحیفه سجادیه ‏ای 
می‏نویسی که زبور آل محمد می‏شود. 


آمدی جانا گلِ رویت دل از عالم ربود
آمدی جانا گلِ رویت دل از عالم ربود
هر نخ از سجاده‌ی مویت دل از عالم ربود
گر چه سجادی ملَك مشغول سجده بر تو است
هر یك از محراب ابرویت دل از عالم ربود
روی ماهت همچو بدری صد جهان را خیره كرد
در دل شب‌های گیسویت دل از عالم ربود
هر نسم از عطرِ تو با مشك و عنبر در ستیز
هر نفس از یك دمِ بویت دل از عالم ربود
ای كه تو سرفصلِ همنامانِ جدت حیدری
عین و لام و یای نیكویت دل از عالم ربود
شب شبِ میلاد تو، مدح تو را گوید حسین
خنده‌های آن ثناگویت دل از عالم ربود
من به تصویر بقیعت عشق بازی می‌كنم
ذره خاكی از سرِ كویت دل از عالم ربود


سلام، همه نیایش!
سلام، تمامیت ذکر!سلام، آغاز سجده!
این ترانه بی بدیل توست که در ذکر فرشتگان می پیچد.
این شرمساری ملکوت است که آغاز بهار
نیایش ها و نمازها را جشن می گیرد.
آفتاب! از پس کدام ابر، زمین را روشن می کنی که
هنوزا هنوز، در زُلال تو و این همه باران نور غرق می شویم؟
بهارا! سجده های عرفانی عشق را از کدام فصل نور آغاز کردی
که دنیا همیشه بوی گُلاب گریه های تو را دارد؟
آمده ای تا نماز معنا شود و نیاز، قافله ناز را همراه.
ای وارث نافله های شبانه زهرا!ای همدم چاه های مدینه!
ای اشک، ای عابد، ای نور، ای سرور!
این شیرینی یکدست، از آمدن تو کام مرا لبریز می کند.
این ذکر که بر لبانم می جوشد، حمد خدای توست.
از صحیفه تا ملکوت پُل زدی و فاصله ها را کوتاه کردی.
ممنونم آقاجان؛ وگرنه این همه کهکشان را نمی شد
بدون سجده خورشید، رد کرد.
تو نوازش همه فرشتگانی در کلماتی سبز.تو خنده های مزامیری
تو غزل غزل های سلیمانی، توروح ذکری، خدای سجده های 
طولانی، آفتاب بی بدیل نیاز و نماز.
تو شناسنامه همه دُعاهای دنیایی.زینت همه عبادت ها، شکوه
شعری در قامت ملکوت، بهانه تغزلی برای ملایک.
تو شروه ای، اشکی، آهی، سوزی، کربلایی... وارث کربلایی
شعر کربلایی... اندوه کربلایی... آه!
کربلا مرا یاد قامت تو می اندازد.
پیچیده در زنجیر! کربلا مرا میهمان آن همه تازیانه که 
بر پیکر تو نشست نمی کند، کربلا مرا به تو می رساند.
آمدی تا ملکوت، عطر اشک بگیرد.آمدی تا اندوه، بوی ذکر بگیرد 
و آمدی تا خدا فخرکند به این همه چین و پینه زانوها.
ای حمد بی دریغ خداوند!ای عشق سیّال!
آمده ای تا بارانی از کلمات، تا بارانی از
تمنا، از نیاز، از عشق، بر سرمان بریزد.
آمده ای تا در دُعاهای صحیفه، چشم هایمان را بشوییم.
آمده ای تا اشک، معنای تازه ای بگیرد و ملکوت، شعر تازه ای 
بخوانداین همه خنده های خورشید نیست که آمدن تو را جشن گرفت؟
این همه باران ابر نیست که بهار را میهمان می کند؟
این همه سخاوت باد نیست که بوی بهار نارنج و
اقاقیا را مهمان قلبهایمان می کند؟
همه بهار و خورشید و ابر و باران، در کلمات تو جاری است
از قلب تو می جوشد، از لبخند تو می تراود.
از سرانگشتانت می توان عشق را دوباره نوشت، هزار باره نوشت.
می آیی و فرشتگان، کلمات ملکوتی ات را از بر می کنند.
می آیی و جامه ذکر، تازه می شود و خورشید، طولانی ترین
سجده اش را نثار آمدن تو می کند.
می آیی و...
امیر مرزبان


می دانم تو آمده‌ای تا بفهمم خورشید چقدر کوچک است!
آمده ای تا شهاب‌های ثاقب ذکر بر جان دیو و شیاطین بنشیند.
آمده‌ای که تقدیر ملکوتی دستهایت
بر سر غریبه های غمگین بنشیند.
امام صبور گریه ها و رکوع ها، 
امام مهربان سجده ها و سلوک ها، 
سجاده ها دارند یاس می پاشند و گل محمدی؛
به برکت این که تقدیسشان خواهی کرد.
حالا که می آیی، بگو در عبای تو
چندین هزار پروانه لانه دارند؟
بگو پرستوها از کدام اشاره 
سر انگشت تو به خورشید می روند؟
امروز می خواهم جواب همه
سؤالهای چشم هایم را از دستهای تو بگیرم.
ای کرامت جاری در ثانیه های آغاز! 
می خواهم برای خودم قصه تولد مردی را بگویم 
که با دُعاهای او هزاران بُلبل شیدا متولد می شوند.
می خواهم از آغاز مردی بگویم 
که وارث هزاران زخم است؛ 
امّا شکر، آستانه دست هایش را می بوسد. 
می خواهم بروم یک گوشه دنج مسجد، 
صحیفه را باز کنم و به شکرانه چهارمین
امام اشراق سجده کنم. 


بهارا! سجده های عرفانی عشق را از کدام فصل نور آغاز کردی
که دنیا همیشه بوی گُلاب گریه های تو را دارد؟
آمده ای تا نماز معنا شود و نیاز، قافله ناز را همراه.
ای وارث نافله های شبانه زهرا!ای همدم چاه های مدینه!
ای اشک، ای عابد، ای نور، ای سرور!
این شیرینی یکدست، از آمدن تو کام مرا لبریز می کند.
این ذکر که بر لبانم می جوشد، حمد خدای توست.
از صحیفه تا ملکوت پُل زدی و فاصله ها را کوتاه کردی.
ممنونم آقاجان؛ وگرنه این همه کهکشان را نمی شد
بدون سجده خورشید، رد کرد.


حوریان آسمان، گرداگرد مدینه بال گشوده ‏اند 
و کودکی در دامان «شهربانو»، آرام به خواب رفته است.
فرزند حسین علیه ‏السلام ، وارث سرمایه آسمانی پدر، 
میراث نامیرای کربلا، چشم می ‏گشاید.
خدا را سپاس
که تو را آفرید تا ستایش و حمد خالق را از تو بیاموزیم.
خدا را سپاس که
تو را به دنیا هدیه داد تا زبان عاشقانه ‌ترین شکرها را 
در کام تو بگذارد و بی ‌بدیل ‌ترین نیایش‌ها
را از زبان تو به گوش عالمیان برساند.


اي مناجات و اي نسيم دعا
راه نزديک ما به سمت خدا
اي که دريا کنار تو قطره
قطره با يک نگاه تو دريا
نذر سجاده قديمي توست
چهارمين رکعت نوافل ما
اي امام علي دوم من
اي امام چهارم دنيا
مرد شب زنده دار سجاده
مرد محراب التماس دعا


خجسته ميلاد چهارمين اختر فروزان آسمان امامت ،
چهارمين گل بوستان ولايت زين العابدين ،
سيد الساجدين ، امام عابدان و عاشقان ،
حضرت علي ابن الحسين عليه السلام
بر شيعيان و دوستداران حضرتش مبارک باد 


مژده ای شیعه که باشد شب میلاد امشب
پا نهاده به جهان حضرت سجاد امشب
شهربانو بکند فخر به نسوان جهان
که خدا طرفه گلی ناز به داد امشب

امشب كه در بهشت وا مى ‏گردد
هر درد نگفتنى دوا مى ‏گردد
از يمن ولادت امام سجاد(ع)
حاجات دل خسته روا مى ‏گردد

ای بانوی ایران پسر آورده ‌ای امشب
ای طوبی عصمتثمر آورده ‌ای امشب
در بیت ولایتقمر آورده‌ ای امشب
الحق که حسینِ دگر آورده ‌ای امشب
میلاد نور مبارک


هم یار آشنای منی زین العابدین
هم زینت دعای منی زین العابدین
سجاده را به عشق شما پهن میکنم
تو ذکر سجده های منی زین العابدین

با قامت عصمت و حیا می آید
با بانگ مناجات و دعا می آید
میلاد عبادت است یعنی سجاد
از سوی خدا به سوی ما می آید


خدا امشب ولیّش را ولی داد
جمالی منجلی نوری جلی داد
حسین بن علی چشم تو روشن
که امشب بر تو ذات حق علی داد
شب وجد امـام عالـمین است
که میلاد علی بن الحسین است 
قال الامام علی بن الحسین علیه السلام :
إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَكَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ، 
وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ. 
همانا معرفت و كمال دین مسلمان، در گرو رهاكردن سخنان 
و حرف هائى است كه به حال او و دیگران سودى ندارد. 
و از ریا و خودنمائى دورى جستن، در برابر مشكلات زندگى بردبار 
و شكیبا بودن و داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.
تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129

سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: سجده ,میلاد ,عالم ,امشب ,علیه ,کربلا ,عالم ربود ,علیه السلام ,حسین علیه ,حضرت سجاد ,کوتاه کردی ,ممنونم آقاجان؛ وگرنه ,کردی ممنونم آقاجان؛
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

زیباترین لحظه ها در انتظار گام های توست
آبی ترین آسمان اشک شوقی است که به پای تو ریخته میشود ...
تو می آیی و جای هر پایت گل می شکفد 
و عطر گل های ظهور توست که هوا را پر می کند.
صدا هایم در قفس تنهایی ام اسیر و معلق است
و جذبه نگاه های توست که موج میزند 
در فضای فریاد من و مرا نا امید نمی کند....
تو نزدیک ترین فصل برای رسیدن به بهاری ...
و من دور ترین جاده ها را تا رسیدن به تو باید طی کنم....
آقای من! بیا تا آسمان طلوعی سبز را به تماشا بنشیند
و تا شرق در حسرت طلوع آینه وار خورشید از غروب دق نکند...

مهربانم ! امروز روزی است که باید اندوخته های قلب و روحم را 
به تو ابراز کنم و تو سخاوت کنی و از لغزش های من
چشم بپوشی و در برابر من قدری بیشتر ایثار کنی 
همین امروز باید که در ترنم تحسین و همدردی
بر زبان جاری ساخت . میدانی ؟
بزرگی و شأن انسان در بزرگی و شأن حقیقتی است 
که بر زبان می آورد ، در بینش و درکی است که بدان دست می یابد
و در یاری و مساعدتی است که بر زبان می آورد 
من در خیال مقصودی را می جویم که دستهای مهربان تو 
می تواند مرا در راه رسیدن به مقصود یاری کند.
من بر این باورم که در جهانی چنین دردمند و بی ترحم
که مهربانی و عشق را بهایی نیست می توان واژه ها را 
به کمک گرفت و دردهای مانده در دل را که به عظمت
روح لطیف من و به سنگینی غم های ناگفته ی ماست ، بیان کرد.


« لحظه‏ های خوشبخت »
ای امید دل‏های خستگان!
می ‏آیی از آن سوی جاده ‏های صبوری
می ‏آیی در یلدایی‏ ترین شب انتظار؛
در خشکسال ایمان و عدالت،
آن گاه که ابرهای جهل و نخوت، 
بر سراسر کویر دل‏ها مان سایه افکند.
و آن هنگام که همگان به دنبال سراب بدوند.
آن هنگام که درختان از بی برگی برهنه گردند.
آن روز که ماهیان دریا در طلب آب از دریا بیرون می‏آیند.
آن هنگام که آسمان، تحمل از کف دهد، خورشید،
خسته از تابش است و ابرها تشنه بارش.
آن زمان که دفتر عاشقی به آخرین برگ خود برسد 
و آن لحظه که زمین و زمان، ثانیه‏ ها را گم کنند 
و غنچه ‏های «الغوث الغوث»،شکوفا گردد 
و زمینیان، نوای «الامان الامان» سر دهند.
تو خواهی آمد، ای معنای غیرت،
ای معمای هستی!
تو خواهی آمد و دیوار بلند انتظار، فرو خواهد ریخت
و عطر وجودت فضای دل هامان را پر خواهد کرد.
می‏دانم خواهی آمد و با کرشمه نگاهت، دلشوره‏ های نا امیدی
را به شیرینی لحظه دیدار مبدل خواهی کرد
ای انعکاس مهربانی و پژواک امید!
وقتی که تو بیایی، دیگر از پاییز هراسی نداریم
و در زمستان نمی‏لرزیم.
تو گرما بخش دل هامان می‏شوی و ما در بهار آمدنت،
دل هامان را فرش راهت می‏کنیم.
ای از قبیله آفتاب!
کدام لحظه خوشبخت را در آغوش خواهی کشید؟
ای مهربانی که آفتاب در مقابلت زانو خواهد زد 
و ماه در پیشگاهت به سجده خواهد هفتاد!
ای راز خلقت!
همه منتظرانت یاد تو را در قاب کهنه انتظار نگه می‏دارند
و لحظه ‏های خود را با «ای کاش»ها سپری می‏کنند 
تا به جمعه وصال برسند.
العجل العجل العجل
یا مولای یا صاحب الزمان
معصومه عبدالحسینی


ای سبزترین آیه هستی
ای روشن ترین آرزوی زمین
ای زیباترین ترانه زمانه
بیا ...بیا که با آمدنت زمین
رنگ غزلهای آسمانی می گیرد
و این مثنوی هزار و چندین ساله
برای همیشه تاریخ تمام می شود
بیا که روزگار به تنگ آمده و لحظه ها شکننده تر
از شیشه بخار گرفته اتاق انتظار زمین اند
بیا که ثانیه ها سخت ترین قصیده نانوشته آسمان را 
که تلخ تر از شوکران و سیاهتر از برهوت تنهایی 
یک انسان است به پایان ببرند
بیا ...بیا که دیگر کوهها استواری را 
به مسخره گرفته اند و لبخند شکوفه ها 
به توهین ابدیت کشیده شده
بیا که زندگی دلگیرتر از غروب و دلتنگ تر از کسوف شده
و ساعتها به درازای عمر نوح رسیده اند
بیا ...ای کشتی نجات
ای عصای معجزه آسای موسی در میان این اقیانوس بلا
بیا که دم مسیحایی ات زمین را زنده کند
و نسیم صبا را به قلب تپنده سنگهای آذرین بسپارد
بیا که برای تداوم بشریت رباعی عاشقانه بسرایم 
و برای تحقق آرمانهای رنگارنگ زمین پای کوبی کنیم

قال المهدی عج الله تعالی فرجه شریف 
لو ان اشياعنا و فقهم الله لطاعته علـى اجتماع من القلوب فى الوفاء
بالعهد عليهم لماتـاخـر عنهم اليمـن بلقائنا 
و لتعجلت لهم السعاده بمشاهـدتنا
اگرشيعيان ماـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفق بداردـ
در وفاى به عهد و پيمان الهى اتحاد اتفاق مى داشتند 
و عهد و پيمان را محترم مـى شمردند, سعادت ديـدار
مـا به تـاخـيـر نمـى افتـاد و زودتـر به 
سعادت ديـدار ما نـائـل مى شدند. 
آخرين حجت عشق
امشب ازمیمنت مقدم جان پرورگل
بادهء جذبه به جوش آمده درساغرگل
تاهمه فصل شود فصل طرب خیز بهار
گل خورشید برآورده سر از خاور گل
ساغر سرخ دل اهل نظر بار دگر
موج زد بانفس صبح و شمیم تر گل
سر زد ازآینهء دامن نرگس دم صبح
آخرین حجت عشق وشرف منبرگل
پلک آغشته به خون فلق آهسته شکفت
تا چو خورشید قدم زد به جهان رهبرگل
تا که هر ذره هستی شود از شوق به رقص
آمده جوهرهء جوهرهء جوهر گل
شادی عسکری و نرگس عصمت امشب
تابه عیوق رود غلغلهء عسک گل
ای شده ساکن ظلمتکدهء شک بنگر
آیهء روشن عشق"احد" از منظر گل

بيا كه بى ‏تو نه سحر را لطافتى است و نه صبح را صداقتى؛ 
كه سحر به شبنم لطف تو بيدار مى ‏شود و
صبح به سلام تو از جا بر مى ‏خيزد.
بيا كه بى ‏تو آينه‏ها، زنگار غربت گرفته ‏اند و قطار آشنايى ‏ها،
فرياد غريبى مى ‏كشد، هيچ كس حريم اطلسى ‏ها را پاس نمى ‏دارد
و بر داغ لاله ‏ها مرهم نمى ‏گذارد.
بيا كه بى ‏تو قنوت شاخه‏ ها،
اجابتى جز غروب تلخ خزان ندارد.
بيا كه بى ‏تو كدام دست مهر،
سرشك غم از ديدگان يتيمان بر مى‏گيرد؟ 
و كجاست آغوش مهربانى 
كه دل‏هاى زخمى را به ضيافت ابريشمى بخواند.
بيا كه بى ‏تو آسمان دلم اسير تيرگى هاست 
و هرگز ستاره اميد در برج اقبال، رحل خوش بختى نمى ‏افكند.
اى آبِ آب، رودخانه ‏ها عطش ديدار تو را دارند
و در بستر انتظار به سوى درياى ظهور تو شتابان‏ند.
قامتى به استوارى كوه، دلى به بى‏ كرانگى دريا، 
طراوتى به لطافت سبزينه ‏ها، سينه‏اى به فراخى آسمان‏ها
و صميميتى به گرمى خورشيد بايد تا تو را خواندو
كاروان دل‏ها را به منزلگاه اميد كشاند.
اين همه را كه اندكى بيش نيست، 
از دل شكسته‏ترين منتظران تاريخ دريغ مدار، 
كه ظهور تو اجابت دعاى ماست
چرا نروید آن نرگسی که رخسارش دل انگیز است
چرا نیاید آن گلی که وجودش شور انگیز است
چوموسم سرما به نیمه رسد گل نرگس شکوفه زند
چرا به انتظار ننشینیم که عطرش دل انگیز است
هزارکهکشان آرزو در سر داریم تا بروید باز
چرا خوشه نرگس نکاریم که دشتش غرور انگیز است
تو ای باغبان زدشت بی گل به زمستان نومید مشو
که رویش نرگس به موسم سرد سرور انگیزاست
برای رویش گل برون کن هرزه گیاه ز بوستان دلت
که آن گل سرمدی در انتظار رویش حیات انگیز است

مرا درياب
مي داني چه هستم
مي داني چه بايد باشم
مي داني چه مي خواهم باشم
دستم را بلند کرده از تو مدد مي خواهم
تا يک دل آرام را ,
تا آرزوي بازگشتت را ,
تا اميد به انتظارت را
از تو طلب کنم 
مي خواهم بدانم 
چگونه دلم را به دست افکار تو ,
اشکم را در دامان تو ,
سوز عشق را براي تو داشته باشم
ديگر نمي گويم کاش ميشد

خجسته ميلاد گل سر سبد هستي 
،‌نرگس نرجس
يوسف زهرا(س)،دردانه دوران نور چشم عاشقان ، 
آرزوي مشتاقان،منتقم ال آلله ،منجي عالم بشريت ، 
صاحب العصروالزمان،حضرت مهدي عج الله تعالي 
 ظهوره روحي وارواح العالمين له الفداء 
 برمنتظران ظهورش مبارك باد 


گفتم دوستی ندارم
رفیقی چون رضا(ع) را یافتم
گفتم مددکاری ندارم
امدادگری به نام حسین(ع) مرا یاری کرد
گفتم زمین فتاده ام
دستان عموی بی دست، عباس(ع)،
دستم را گرفت و مرا بلند کرد
گفتم معشوقی ندارم که دل به او سپارم
عاشق بی سروپای مهدی(عج)شدم
گفتم نمیدانم چه دعایی به درگاه خدا کنم
رفیقم به من گفت: بگو
اللهم عجل لولیک الفرج


بر منتظران این خبر خوش برسانید
کامشب شب قدر است همه قدر بدانید
با نور نوشتند به پیشانی خورشید
ماهی که جهان منتظـرش بود درخشید
خیزیـد همـه سـورۀ والشمس بخـوانید
گل در قـدم مهــدی موعــود فشـانید
تنها نه فقط شب، شبِ مهدی‌ست، بگویید
میــلاد ائمــه اسـت بدانیــد بدانیـــد


ميلاد خجسته دردانه دوران . يوسف زهرا (س)،
اميد دل منتظران . آرزوي مشتاقان . منتقم ال آلله ،
منجي عالم بشريت ،حضرت مهدي روحي و 
ارواح العالمين له الفداء برمنتظران ظهورش مبارك باد .


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: زمین ,لحظه ,نرگس ,انگیز ,گفتم ,خواهی ,ظهورش مبارك ,عالم بشريت ,يوسف زهرا ,سعادت ديـدار ,العجل العجل
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

ویتامین D برای سلامت بخشی از اندام‌های بدن مانند استخوان‌ها، ماهیچه‌ها، دندان‌ها و حتی سیستم ایمنی بدن، اهمیت بسیار زیادی دارد. اما مشکلی که وجود دارد این است که ویتامین D به سختی از منابع غذایی معمولی به دست می‌آید و برای تامین اندازه مورد نیاز بدن، باید از فرآورده‌هایی مثل شیر یا غلاتی که با این ویتامین غنی شده‌اند، استفاده نمود. اگر بدن شما این ویتامین را به مقدار کافی دریافت نکند، با طیف وسیعی از مشکلات سلامتی، مواجه خواهد شد که برخی از آنها را در این مقاله ذکر کرده‌ایم. پس با ما همراه باشید تا با عوارض کمبود ویتامین D و راه‌های درمان آن، آشنا شوید.

 

۱. درد و ضعف ماهیچه‌ها
درد و ضعف ماهیچه‌هابر اثر کمبود ویتامین D
ماهیچه‌ها برای داشتن عملکرد درست، به مقادیر معینی از ویتامین D نیاز دارند. وقتی ویتامین مورد نیاز تامین نمی‌شود، این کمبود می‌تواند منتهی به دردناک و ضعیف شدن ماهیچه‌ها شود. این همان حسی است که اغلب، زمانی آن را تجربه می‌کنید که به عفونتی ویروسی مانند آنفولانزا دچار شده‌اید. شدت این درد از نسبتا ملایم تا شدید متغیر است و اگر این کمبود ویتامین جبران نشود، در طول زمان بدتر می‌شود.


۲. سردرد و سرگیجه
کمبود ویتامین ‌D و سردرد و سرگیجه ناشی از آن
این نشانه در فشار خون بالا رایج است، و معمولا کسانی که کمبود ویتامین D دارند، از فشار خون بالا شکایت می‌کنند. فشار خون بالا، «قاتل خاموش» نامیده می‌شود، زیرا با وجود اینکه عامل خطری برای سکته‌ی قلبی و مغزی است، ولی در برخی افراد هیچ علائم هشداردهنده‌ای وجود ندارد و آنها متوجه بالا بودن فشار خون خود نمی‌شوند. اگر سردرد و سرگیجه دارید و گمان می‌کنید که شاید فشار خون‌تان بالا باشد، حتما باید به پزشک مراجعه کنید.

۳. عفونت‌های مکرر
ویتامین D دلیلی برای عفونت‌های مکرر
اگر متوجه شده‌اید که به عفونت‌های ادراری مکرر یا مشکلات تنفسی مانند سرماخوردگی یا آنفولانزا دچار می‌شوید، این احتمال وجود دارد که سیستم ایمنی بدن شما به اندازه‌ی کافی قوی نباشد. یکی از دلایل ضعف سیستم ایمنی بدن کمبود ویتامین D است که در سلول‌های سیستم ایمنی، در غلظت بالا یافت می‌شود و برای عملکرد مناسب آنها ضروری است. در مطالعه‌ای مشخص شد که احتمال مبتلا شدن به سرماخوردگی یا آنفولانزا در کودکانی که ویتامین D به میزان زیاد در سیستم ایمنی بدن آنها وجود دارد، کمتر است.

۴. مشکلات گوارشی
با کمبود ویتامین D و مشکلات گوارشی
اگر وضعیت پزشکی خاصی مانند بیماری سلیاک یا بیماری التهابی روده (IBD) در مورد شما تشخیص داده شده است، یا اگر مشکلاتی مانند سوزش سر دل یا یبوست دارید، ویتامین D می‌تواند موجب کاهش سرعت عبور مواد غذایی در بدن شما شود. همچنین به خاطر داشته باشید که میان مشکلات گوارشی مانند سلیاک و سایر مشکلات سلامت، رابطه‌ای قطعی وجود دارد.
مقاله مرتبط: بهترین غذاها برای درمان زخم معده


۵. عرق بیش از حد
اگر متوجه شده‌اید که بیش از حد عرق می‌کنید، و هیچ دلیل واضحی مانند تب، هوای گرم یا تمرین ورزشی شدید، برای آن وجود ندارد، این مسئله را نیز باید با پزشک خود در میان بگذارید. هنوز مشخص نشده است که چرا کمبود ویتامین D منجر به این مشکلات می‌شود، ولی با این حال، این مسئله در تحقیقات پزشکی، تثبیت شده و قطعی است.


۶احساس افسردگی
افسردگی و کمبود ویتامین D
یکی دیگر از نشانه‌های کمتر شناخته شده‌ی کمبود ویتامین D، افسردگی است که نشانه‌های آن وجود احساس ناراحتی، بی‌ارزش بودن یا صرفا افسردگی ساده است. اما خبر خوب این است که با جبران کمبود ویتامین D، در بیشتر موارد این مشکلات از میان می‌روند و می‌توانید دوباره به زندگی عادی بازگردید.

جبران کمبود ویتامین D
اگر تردید دارید که شاید دچار کمبود ویتامین D باشید، این مسئله را با پزشک خود در میان بگذارید. با یک آزمایش خون ساده متوجه خواهید شد که آیا کمبود ویتامین D موجب مشکلات شما شده است یا خیر. خبر خوب این است که با تغییراتی ساده‌ در سبک زندگی، می‌توانید سطح این ویتامین خود را بالا ببرید، از جمله:

1-خوردن مواد غذایی که از نظر ویتامین D غنی هستند، چه مواد غذایی‌ای که به طور طبیعی دارای این ویتامین هستند و چه مواد غذایی غنی شده با این ویتامین. این مواد غذایی شامل زرده‌ی تخم‌مرغ، ماهی‌های چرب مانند سالمون و تن، جگر گوساله یا برخی از انواع پنیر و همچنین لبنیات، غلات، آبمیوه یا سایر نوشیدنی‌های گیاهی غنی شده (مانند شیر بادام) است.
2-استفاده از مکمل‌های غذایی ویتامین D. به طور کلی توصیه می‌شود که بزرگسالان زیر ۷۰ سال، در روز ۶۰۰ واحد ویتامین D مصرف کنند و افراد بالای ۷۰ سال نیز روزانه ۸۰۰ واحد دریافت کنند. اما وقتی پزشک، بیماری را به دلیل کمبود ویتامین D درمان می‌کند (به ویژه اگر این کمبود شدید باشد)، ممکن است تا زمانی که مشکل بیمار برطرف شود، تا ۴۰۰۰ واحد در روز را تجویز کند.
3-قرار گرفتن در معرض نور خورشید نیز راه مناسب دیگری برای رساندن ویتامین D به بدن است. اگر از آن دسته افرادی هستید که همیشه از کرم ضدآفتاب استفاده می‌کنند، در ابتدا ممکن است این کار برای‌تان کمی دشوار باشد، ولی خوب است اگر بتوانید سه بار در هفته و هر بار ۱۵ دقیقه در معرض آفتاب قرار بگیرید، این کار می‌تواند به شما کمک کند تا کمبود ویتامین خود را جبران کنید.

به طور خلاصه، کمبود ویتامین D یکی از شایع‌ترین موارد کمبود ویتامین است که می‌تواند عواقبی جدی برای سلامتی داشته باشد. خبر خوب این است که داشتن رژیم غذایی غنی از این ویتامین، و چند بار در هفته قرار گرفتن در معرض نور خورشید، اغلب می‌تواند به بازیابی سطح این ویتامین کمک کند.

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: ویتامین ,کمبود ,مشکلات ,وجود ,غذایی ,می‌تواند ,کمبود ویتامین ,سیستم ایمنی ,مواد غذایی ,وجود دارد ,قرار گرفتن ,جبران کمبود ویتامین ,عوارض کمبود
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.
اَللّهُمَ صَلِّ عَلي عَلي ابنِ موسَي الرِّضَا المُرتِضي 
الاِمامِ التَّقي النَّقي وَ حُجَتِکَ عَلي مَنفَوقَ الاَرضِ 
وَ مَن تَحتَ الثَّري الصِّدّيق الشَّهيدِ 
صَلوهً کَثيرَهً تامَهً زاکِيهً 
مُتِواصِلَهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَهً 
کَافَضلِ ما صَلّيتَ عَلي اَحَدٍ مِن اَوليائِک
 
آن روز که نسیم نور زمین را از عطرمیلاد تو آکند 
و فرشتگان بال در بال مقدم منوّرت را گلباران کردند.
آسمان آیینه بندان عشق بود و زمین زیر چترخورشیدی 
درانتظار به آغوش کشیدن مردی از تبارمحمد (ص)
بی قرار و پرتپش شده بود.
آن روزِ تاریخی، مدینه موّاج از شفافی عشق بود 
و سرانجام آسمان نور افشانی شد. 
لحظه ها بر قدوم تو سجده گذاشتند.
و ثانیه ها عطشناک تا اوج آسمان فواره کشیدند.
میلاد خجسته حجت حق، حضرت امام رضا علیه السلام 
بر همه رهروان راستین آن امام مبارک باد.




درختان صف به صف، شکوه جاودانه آمدنت را به تماشا ایستاده اند 
و آبشارها، قد کشیده اند زلالی و سرفرازی نگاهت را. 
جاده ها، شوق رسیدنت را، سراسیمه دویده اند. 
بوی تو وزیدن گرفت و تمام گردنه ها به سمت مدینه چرخیدند. 
تمام دشت ها پیراهن گل به تن کردند. 
یا غریب الغربا! 
شور آمدنت، چه رستاخیزی بر انگیخته در چهار گوشه عالم!
پلک که وا می کنی، تمام شادی ها متولد می شوند با تو
خوشبختی و رستگاری همیشگی است. 
نزول جاودانه مهربانی ات، بر شوره زار غربت
و تنهایی زمین، خجسته باد.


نجمه به مدینه پسر آورد امشب
از مام مسیح بهتر آورد امشب
القصه برای امت ختم رسل
مولا و امام و رهبر آورد امشب
گل آمد و هنگام گل افشانی شد
رفع غم و ماتم و پریشانی شد 
شب رفت و مدینه رو به خورشید نشست
از نور رضا مدینه نورانی شد 


می ‏آیی؛ با خنکای نسیم امید، از روضه رضوان وجودت.
می‏ آیی؛ با سبد سبد ستاره که در آسمان نگاهت سوسو می‏زند.
می‏ آیی؛ با ردای سیادت بر دوش، پرچم ولایت بر دست 
و هشتمین خورشید هدایت که از افق نگاهت، طلوع کرده است.
می ‏آیی ای مسافر غربت! ای غریب آشنا!
به یمین مقدمت زمین و آسمان هلهله می کنند 
ذیقعده، تمام قاصدک‏های خوش خبرش را پرواز داده است.
یازده خورشید را به غروب سرخ نشانده، 
یازده روز را صبورانه در شب به انتظار نشسته است.
طاق زیبایی را به هزاران ستاره، آذین بسته
تا آسمان و زمین را در جشن ولادت خورشید، میهمان کند.
حضرت موسی بن جعفر علیه‏ السلام بر باغ بی‏ خزان خدا ایستاده است 
تا میوه‏ های سعادت بچیند؛ تا با ظهور خورشید هشتم، 
کهکشان امامت را به آغوش امین او بسپارد.
تا جاده‏ های پاکی را در طهارت و عصمت رضایش، امتداد دهد.
تا از نسل آبی آسمان، آسمانی‏ ترین هدیه را به زمین ببخشد.
مقدمت برجهان هستی مبارک باد ای هشتمین قبله عاشقان


اکنون رستاخیز عشق است.
زمین، به مهمانی آسمان می رود.
اهالی ملکوت، کجاوه هدایت را به دوش گرفته اند.
دسته دسته ستاره، پشت در خانه موسی بن جعفر علیه السلام 
صف کشیده اند تا رضای الهی را در رضای تو بجویند.
دست هایت در دست های قرآن است و خورشید هدایت
از مشرق چشم هایت طلوع می کند. 
تو آبروی شیعه ای و آبروی اسلام. 
شیوایی ات، اهل کتاب را به تردید می اندازد.
عقل، زیر سایه اندیشه زلالت می نشیند تا گَرد هر چه ناراستی
را بزداید و لکه هرچه تردید را بپیراید. قدم که بر می داری
ترس از دو راهی ها محو می شود و گردنه های پیچا پیچ 
بزرگراهی می شود مستقیم؛ بی هیچ بیمی از سقوط.
میثم امانی


باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند
بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند
«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند
هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند
دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند
از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»



پروانه ها، بال ن و شادی کنان، شاعرانه ترین پروازشان
را بر گرد شمع شبستان هشتم دنیا، آغاز می کنند. 
خورشید، شور و التهاب شگفتی را در وجود خویشتن احساس می کند.
ماه، از همیشه زیباتر می شود و نگاهش را میهمان سرور
و سرسبزی می سازد.
درختان با خرسندی به سیمای آفتاب می نگرند و 
به شادمانی می پردازند. کاینات غرق نورند. 
فرشته ها و آدمیان مسرورند. همگان مشتاق طلوع روی اویند.
همه می خواهند سیب خوشبوی وجود او را ببویند. 
همه می خواهند شکفتن گل والای وِلا را در دنیا ببینند 
و گلبرگی از نور و نوازش و شفاعت او بچینند.
آری، ای سید گل ها، ای مولا، ای سبزه زار سر زندگی 
و صفا، ای علی بن موسی الرضا علیه السلام 
قدوم پاک تو، حضور همه زیبایی ها را بیمه می کند.
دست های مهربان لطف تو، برترین سایه بان دل ها
و دیده های ماست.
ای امام، خجسته میلاد روشنایی بخش تو
بر همه هستی مبارک و فرخنده باد.


ما را به سر از لطف تو افسر باشد
هر روز ز بگذشته نکوتر باشد
هر کس به ولای تو سرافراز شود
پایش به سر گنبد اخضر باشد 
میلاد هشتمین اختر تابناک امامت مبارک باد 


دلبری دارم که از صاحب دلان دل می برد
غمزه ای مشکل گشا دارد که مشکل می برد
گر نقاب از چهره گیرد آن نگار نازنین
پرتو رخساره اش دلهای مایل می برد
ولادت امام رضا (ع) مبارکباد


السلام ای حضرت سلطان عشق 
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان،
حضرت رضا(ع) مبارک.


نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند
مردم صداي آمدنت را شنيده اند
زيباتر از هميشه شده آستان تو
آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند


شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا 
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا 
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها
میلاد ثامن الحجج مبارک باد


سر زد ز آسمان یقیـن کــــوکب رضـــا
این مژده بر شکسته حصاران خجسته باد
شـــد جلوه ‏­گر ز مشرق جان آفتاب عشق‏
باران نــــور، در شب یاران خجسته بــاد


شبی یاد جنون آباد کردم 
علی موسی الرضا را یاد کردم 
میان بی کسی های شبانه 
هوای صحن گوهر شاد کردم 
طنابی از دلم بردیده بستم 
دخیل پنجره فولاد کردم 
میلاد ضامن آهو بر عاشقان حضرتش مبارک باد


طلوع زیباى شمس الشموس 
از مشرق کرامت و رأفت
مبارک


لجه اي از درياي کلام گهر بار هشتمين پيشوا 
قال الامام علي ابن موسي الرضا عليه السلام :
لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل، 
وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ.
ثروت، انباشته نمى گردد مگر با این پنج خصلت: 
بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن،
قطع صله رحم کردن، آخرت را فداى دنیا کردن. 
(وسائل الشّیعه: ج ۲۱، ص ۵۶۱، ح ۲۷۸۷۳.)


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: آسمان ,مبارک ,السلام ,موسی ,زمین ,تمام ,علیه السلام  ,آورد امشب ,موسی الرضا ,خورشید هدایت ,هستی مبارک
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تقدیم به ساحت مقدس  ششمین سکاندار کشتی هدایت 
آقا امام جعفر صادق علیه السلام 
بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند 
بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند 
که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند
شهادت جانگداز ششمین سکاندار کشتی هدایت
صادق آل طاها , شیخ الائمه ، بنیانگزار مکتب فقه جعفری
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد

امشب غریب آباد دل سیه‏ پوش عزای توست. 
امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده
امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و
ضجه‏ هایی غریب بنیان مدینه را از هم می‏پاشد.
مدینه در تب غم می‏سوزد، آه سردی بر چهره شهر نقش بسته است
مردی از کنخ خانه‏ای ساده چشم از جهان فرو می‏بندد. 
گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است
گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاک جای گرفته است.
همه جا سخن از اوست، نامش به صداقت آسمان می‏ماند
مدینه روزهای با او بودن را خوب به یاد دارد، لطافت روحش
مدینه را بهشتی می‏کرد، و سوز مناجاتش به خاک بها می‏داد. 
کرسی درسش اندیشه‏ها را بارور، عقل‏ها را متحیر و
دل‏ها را مبهوت می‏کرد.او از سلاله لو کشف الغطا است. 
می‏دانی از چه کسی می‏گویم و در ماتم که می‏سوزم، هم او که
نامش بر سر در ابواب جنت نوشته شده است. 
مردی که به نور او بهشت را آفریدند آسمان برای او می‏بارد
و زمین برای او می‏بالد و گل‏ها برای او می‏خندند.
نامش جعفر است و لقبش صادق، که به صدقش ملائک گواه بودند.
او کوثری بود که هر که از زلال حکمتش نرسید حکیم شد و
هر که بر کرانه عرفاتش قدم نهاد، مجنون شد
خطیبان، به بیان او خطبه ‏خوان شدند؛ 
هم او که به فرداها روشنی داد، و انسان‏ها را از جهل رهانید
امشب در سکوت شب، بر صادق آل محمد صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم می‏گریم 
و بر غربت او اشک می‏ریزم. 
امشب تا سپیده‏ دمان، هق هق گریه ‏ام و فریادم 
را با پیک اشک و عشق به بقیع خواهم رساند.




شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است.
صبح با بغضی در گلو از راه می رسد.
آسمان رجز می خواند. 
آفتاب بر پیکر ساقه ها، دیوانه وار می پیچد و خلقت،
سر در گریبان سوگوار خوش فرو برده است. 
خورشید، یک بار دیگر غروب خواهد کرد. 
غروبی طاقت ستیز خورشید،
یک بار دیگر از پلّکان اندوه زمین بالا خواهد رفت
و در آن سوی ستاره ها بر اهالی آسمان فرود خواهد آمد.
خورشید در حوالی بی چون خویش خواهد درخشید. 
شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است.
آغاز باران های جهان نزدیک می شود. شیون سپیده دم،
در گوش تا گوش خاک می غلتد. 
باد نعره می کشد و دشت بر مزار
خزانی خویش، مادرانه می میرد.
خورشید، یک بار دیگر غروب کرده است ـ 
غروبی طاقت ستیز 
با این زمستان جهنده در استخوان های
مدینه چه باید کرد؟!


مدینه از برکت نفس او سبز می شد 
و آفتاب صداقت از منزلگاه اندیشه اش برمی تابیدد. 
با کلامش حق را بالنده می کرد 
و با قیامش در نیمه شب های تاریک و با کوله باری از هدیه،
مستمندان و بینوایان را دلشاد می ساخت. 
بیل در دست می گرفت و به تلاش معاش می ایستاد 
و عشق به زندگانی والا و پر معنا را
در جان ها زنده نگاه می داشت.
کوهی از وقار بود، دریایی از علوم، 
اقیانوسی از حکمت و فضیلت، 
گستره ای از رحمت و عبادت. 
که لحظه لحظه حیاتش از یاد
و نام خدا، سبز و سرشار بود.
چهره ای دوست داشتنی، رفتاری سنجیده و متین،
سینه ای انبوه ازیقین و تلاشی گسترده درراه دین داشت.
آری! نخل وجود والای آن پیشوای، 
چنان ثمر داد که مذهب ما را با نام خویشتن مزیّن کرد.
شهادتش تسلیت باد 


مولاجان!
مولاجان، امام مهربان! 
گیتی فروز علم الهی!
ای منبع صداقت انوار مُتّقین!
جاری ترین زلال ازل تا ابد، تویی 
نامیده کردگار جهان، 
چون که «جعفرت علیه السلام »
ماییم و داغ حسرتِ عُمری سفر، که دل 
آید کنار تربت پاک و معطّرت
ماییم و زخم غربت ی نگاه گرم! 
تا جان فدا کنیم ز غیرت، برابرت!
مولاجان، یا اباعبداللّه ، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !
ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!




دلم هواى بقیع دارد و غم صادق
عزا گرفته دل من ز ماتم صادق
دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم
زنم به سینه که آمد محرم صادق
سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به غربت صادق
سلام من به مدینه به آستان بقیع
سلام من به بقیع و کبوتران بقیع
سلام من به مزار معطّر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع
سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع
ز غربتش چه بگویم که سینه ‏ها خون است
براى صادق زهرا مدینه محزون است
دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت
که ذکر غربت لیلى حدیث مجنون است
همانکه غربتش از قبر خاکى ‏اش پیداست
امام صادق شیعه سلاله ی زهراست
ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد
هدف به تیر جسارت امام صادق شد
همان که فاطمه را بین کوچه زد گویا
ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد
امام پیر و کهنسال شیعه را کشتند
امان که روح سبکبال شیعه را کشتند
براى فاطمه از بى کسى سخن مى ‏گفت
براى مادرش از غربت وطن مى ‏گفت
بخاک حجره‏اش از سوز سینه مى‏ غلطید
پسر به مادر خود از کتک زدن مى ‏گفت
از آن شبى که زد او را ز کینه اِبْن‏ ربیع
دوانده در پی ‏اش اندر مدینه ابن ‏ربیع
فضاى شهر مدینه بیاد او تار است
هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است
هنور می کشد او را عدو به دنبالش
هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است
هنوز تلخى کامش به حسرت شهدى است
هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است


سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقيع
سلام من به گل ياس هاشمىّ بقيع
ز غربتش چه بگويم كه سينه ‏ها خون است
براى صادق زهرا مدينه محزون است
شهادت مرد آسمانی مدینه تسلیت باد 


امشب غریب آباد دل سیه‏ پوش عزای توست
امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده
امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد
و ضجه‏ هایی غریب بنیان مدینه را از هم می‏پاشد
شهادت امام جعفر صادق (ع) دریای عمیق علوم لدنی
بر پیروان آن حضرت تسلیت باد


روح دین بود ولی بی تب و بی تابش کردند
شمع کانون وفا بود که آبش کردند
چارمین قبله عشق است به دامان بقیع
رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع
شهادت صادق آل طاها بر شیعیان تسلیت باد


بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه 
با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه
بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت
بار دیگر آشیانی در میان شعله‎ها سوخت
داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق
بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق


آسمان هنگام دفن پیکرت با گریه گفت
ای چراغ عرشیان در خاک نَبوَد جای تو
سوز تو از قلب شیعه سرکشد بر آسمان
قبر تـو یـادآور غم‌های جانفرسای تـو
شهادت جانگداز امام جعفرصادق علیه السلام تسلیت باد


صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
آخر ز جفا، ناصر احکام خدا
مسموم شد از ظلم و جفای منصور
شهادت جانگداز امام جعفرصادق علیه السلام تسلیت باد



سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: صادق ,مدینه ,بقیع ,امام ,سلام ,آسمان ,علیه السلام ,شهادت جانگداز ,جعفر صادق ,امام جعفر ,بقیع سلام ,علیه السلام تسلیت ,غریب بنیان مدینه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

اگر برای نهار قصد خرید همبرگر و پیتزا را دارید به شما توصیه می کنیم از همین راهی که رفته اید سریع برگردید. یک عدد ساندویچ چیزبرگر همراه با سیب زمینی سرخ کرده بیش از 900 واحد کالری دارد. حال اگر این ساندویچ را همراه با یک لیوان نوشابه بخورید 1200 کالری وارد بدن خود کرده اید. متاسفانه خوردن مداوم غذاهای پرکالری، چرب و پرنمک سبب ویرانی بدن شما شده و خطر افزایش وزن، فشارخون و دیابت نوع 2 را در شما به شدت افزایش می دهد.

 

یک مطالعه جدید نشان می دهد همبرگر و پیتزا علاوه بر افزایش وزن در بزرگسالان، ممکن است خطر ابتلا به سرطان را نیز افزایش دهند.مضرات همبرگر و پیتزا , یک مطالعه جدید نشان می دهد همبرگر و پیتزا علاوه بر افزایش وزن در بزرگسالان، ممکن است خطر ابتلا به سرطان را نیز افزایش دهند.محققان دانشگاه اریزونا دریافتند مصرف غذاهای پرانرژی با افزایش 10 درصدی سرطان های مرتبط با چاقی در بین ن مربتط است.

پیتزا و همبرگر - خوردن پیتزا ممنوع
سینتیا تامسون، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید:«اثرات نشان داده شده در ن دارای وزن نرمال در ارتباط با خطر ابتلا به سرطان های ناشی از چاقی، یافته ای جدید است.»
تامسون در ادامه می افزاید:«این یافته نشان می دهد که تنها کنترل وزن در پیشگیری از سرطان های مرتبط با چاقی موثر نیست، بلکه ن باید بر رژیم غذایی دارای انرژی بالا نیز توجه داشته باشند.»
غذاهای کامل از جمله سبزیجات، میوه ها، پروتئین های کم چرب و لوبیا، دارای انرژی کم هستند زیرا آنها مقدار زیادی مواد مغذی را با کمترین کالری تامین می کنند.
غذاهای فرآوری شده مانند همبرگر و پیتزا دارای تراکم انرژی بالا هستند و شما نیاز به مصرف مقدار بیشتری از آنها برای دریافت مواد مغذی لازم هستید.

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: پیتزا ,همبرگر ,افزایش ,سرطان ,نشان ,دارای ,انرژی بالا ,مواد مغذی ,کانال رسمی ,رسمی سلام ,دارای انرژی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

ای کاش طاق‏های آسمان می‏شکست و باران بلا بر زمین نازل
می‏شد و این اتفاق ناگوار نمی افتاد
چشم‏هایت که به گنبد طلایش می‏افتد، بی‏ اختیار اشک 
به شب‏ نشینی چشم‏هایت می‏آید
«السلام علیک یا عَلَم الدین و التّقوی
السلام علیک یا خازن علم النبیین
السلام علیک یا نائب الاوصیاء السابقین
السلام علیک یا مولی موسی بن جعفر و رحمة‏اللّه و برکاته»
خداحافظ ای دست‏های پاک عبادت
خداحافظ ای پیشانی پینه بسته از تهجد شبانه
خداحافظ ای نور خدا در تاریکی‏های زمین
خداحافظ ای درهای رحمت الهی،
از دست‏های شما جاری بر روی خاک
خداحافظ ای معدن انوار علم و وارث سکینه نیاکان پاک
خداحافظ ای کوچه‏های غریبه کاظمین
خداحافظ ای سال‏ها زندان، سال‏ها غل و زنجیر
خداحافظ ای سال‏ها انتظار




در انبوه اندوه مظلومی
ای امام! ای کاظم!
سلام بر تو و سلام بر کاظمین!
سلام بر تو که پناه درماندگانی و سلام بر نام متبرّک تو 
که در انبوه اندوه مظلومی ات، صبوری ام می بخشد.
ای رداپوش محنت و ای جرعه نوش جام بلا!
دنیا هنوز زود است که مسیر کهکشان عصمت تو را مرور کند.
دنیا در جهل مرکب زیسته است؛ در ظلمت محض زندگی
و تو در فهم روزگار هارون زده نمی گنجی.
ای خورشید مظلوم!
دنیا از درک نام تو عقیم است.
یا باب الحوائج! 
بگذار چتر هزار پاره اندوهم را بر سر این دلِ به سوگ 
نشسته بگشایم تا جان در طراوت یادت جلا گیرد و
پنجره بهاری شهود به رویم آغوش باز کند.
تو معجزه روشن ایمان در سرزمین یخبندان هارونی هستی
که شعله عاطفه معنوی را در دل مشتاقان روشن نگاه داشته ای.
تو نگهبان هویت سبز بهاری در پاییزترین فصل تاریخ.
ای خوب! وقتی داغ تو در تقویم نشست، زمینیان و
آسمانیان،غمگنانه ترین آواز را مرثیه کردند.
ای اسوه صبوری و دلداری! 
ما هنوز چشم به شعاع دست های رهبری تو 
دوخته ایم تا در تاریکی ها، بی روشنایی هدایت نماییم.
اینک در داغ دوری تو این دل کبود را بر سر دست گرفته ایم
و نمی دانیم بر دامان کدام عاطفه بنشانیم.
تنها یاد توست که عاشقان اندوهناکت را قرار می بخشد.
ای قرار دل های بی قرار! ای یار!
ای امام! ای کاظم!
سلام بر تو و سلام بر کاظمین!


باب الحوائج هستی و عالم گدایتان
امّید نا امیدها نوشته خدایتان
ای ملجاء همیشگی بی پناه ها
ای مستجاب لحظه به لحظه دعایتان
میگفت مادرم که دخیل های بسته اش
وا شد به روضه ها و به این سفره هایتان!
آقا به کاظمین تو گر ره نداده اند
پرواز کرده دل به کنار رضایتان
بدکاره ای رسیده به آزارتان ولی
در سجده ات فتاد و شده مبتلایتان
گویا اسیر جذبه ی ات شدند
جمع ِ محافظان ِ به زندان سرایتان
ای آسمان نشین و امام فرشته ها
مقتل چرا نوشته سیاهچال جایتان؟
اصلا مگر سیاهچال برای شما کم است ؟
زنجیر و قل زدند چرا دست و پایتان؟
در زیر تازیانه ی این بی حیاترین
تقطیع میشود نفس و ناله هایتان
با این قواره های کفن بهر تو دلم
رفته کنار بی کفن کربلایتان
یاسر مسافر

اینجا کاظمین است و این روزها، روزهای رجب.
وقتی عقربه تاریخ به بیست‏ وپنجم آن نزدیک می‏شود
دوباره ثانیه ‏ها به فریاد می‏آیند.
از نگاه دیوارهای شهر، غم می‏چکد.
ناله حزین مرغان عاشق است که به گوش می‏رسد:
امشب پس از چندین سال روز، چندین سال شب
هفتمین ستاره به آسمان هفتم می‏رسد؛ 
ولی غافل از آنکه این مردم، غفلت، سایه‏ گستر چشم‏ه ایشان شده است.
دریغ و صد افسوس که نمی‏دانند اینجا دیگر تازیانه‏ ها شرمِ باریدن دارند!
چه سخت است و دردناک، دیدن چشمان خیس و بارانی و منتظر دخترت!
او سال‏ها سال چشم به راهی را تحمل کرد تا تو 
از سفر برگردی؛ 
امّا غربت تو با تو عجین بود و سرانجام این
چشم‏ها را برای همیشه منتظر و داغدار گذاشت.
معصومه تو، خود هم این غم را به دوش کشید؛ امّا... .
حال که دست‏هایم در جستجوی نگاه خدایی توست
فقط می‏گویم: ای کاش کبوتری بودم در حریم حرم کاظمین تا 
بال‏های خود را آن‏قدر در آسمان گرفته‏ اش می‏تکاندم که
تمام غم‏هایم در پنجره فولادش گره بخورد!
کاش پرنده ‏ای بودم و بال‏هایم آن‏قدر وسعت داشت تا به اوج آسمان‏ها 
می‏رفتم و پرده سیاه غم را از صورت گرفته خورشید کنار می‏زدم تا
شاید این ‏طرف‏تر، دل گرفته دختری آرام‏تر شود!
کاش...!
اعظم سلیمانی تبار


گمان می‏کرد می‏تواند وسعت بی‏کرانگی ات را
به چهار دیواری زندان بکشاند!
گمان می‏کرد می‏تواند معصومیت محض را
در پشت میله‏ها به زنجیر کشد!
گمان می‏کرد می‏تواند نور خدا را 
در تاریکی زندان پنهان کند!
چهارده سال رنج مکرّر؛
چهارده سال از پشت میله‏ها تابیدن!
تو خورشیدی و خورشید هرجا که باشد می‏تابد؛ 
میله‏ها نمی‏توانند مانع نورافشانی‏اش شوند.
یا باب‏الحوائج! دیرگاهی است که این میله ‏ها،
شاهد سجده‏های آسمانی‏ات هستند.
دیرگاهی است که خشت خشت دیوارهای زندان
به سوز ناله‏های شبانه‏ات، دلخوش‏اند.
میله‏ های زندان، بزرگ‏ترین دلیل مظلومیت تو
و غل و زنجیر دست و پاهایت، بهترین راویِ مصائب توست.


دل ماتم زده ام ناله و فریاد دارد
یاد مظلوم و غریب سِجن بغداد دارد
پسر فاطمه(س) و گوشه ی زندان بلا 
دیده تر، خونین جگر، خاطر نا شاد دارد
دیدگانش به در است، تا که بیاید خبری 
حسرت دیدن رخساره ی اولاد دارد
با پَر و بال شکسته صید محبوسِ قفس 
ناله از بی رحمیّ و جفای صیّاد دارد
قعرچاه وجسم رنجور و«ذِ ساقِ المَرضوض» 
همه ازکینه ی زندانبان جلّاد دارد
تازیانه یک طرف،دشنام وطعنه یک طرف
شِکوه هازین ماجرا درروزمیعاد دارد
غُل و زنجیر ستم با بدنش گشته یکی
مگر این گل چقدر طاقت بیداد دارد
غربت بی یاوری و دل شکسته لاجرم
او زمرگ آرزوی یاری و امداد دارد
روزه داراست و ولی افطاراوبا سیلی است 
با رخ نیلی رخ فاطمه(س) را یاد دارد
شاعر : حمید رضا گلرخی


خوش به سعادت واژه ‏هایی که از زیارت میله ‏ای بی‏گناه می ‏آیند؛
از ملاقاتِ نواهای مغمومی که عطر تلاوت آینه ‏زار را بر قلب‏های نقره‏ گون می‏گستراند! 
خوشا قطره‏ های بلورین اشک برای بدرقه دریا دلی از تبار نورهای یکپارچه! 
و ما سوگوار توایم، ای که نجواهای رقّت‏ انگیز شبانه‏ ات، بند بند
تن زندان‏ها و زندان‏های تن را به لرزه در آورد.
سوگوارِ تو که بادهای سمّی مخالف، اوقات رویش را از تو باز نستانْد
حاشا که تراکم شکنجه گاه‏ها، تناسب اندام نیایشت را به هم بریزد!
شکیبائی ‏ات را آئین‏ها و کتیبه‏ های مقدّس حک کرده ‏اند.
آری! بازوان قوی تقواست که تنگناهای دنیا را این‏چنین به زنجیر می‏کشاند.
استقامت تو در تسلسل زندان‏ها، فلسفه بافی فرومایگان و مترصدان را باطل کرد. 
لاطائلاتِ نسنجیده دونان را پشت سر می‏ریختی و آن‏گاه، تکبیرة‏الاحرامِ
آزادی، پیکره سکوتِ زندان را می‏شکست.
یا موسی بن جعفر علیه‏السلام تمثالِ دنیا در قاب حقیقت به
چشم تو بیش از دیگران آشنا بود که: «الدّنیا سجن المؤمن»
تو با تسبیحی از سپاسِ شبانگاه، روزهای مانده را زنجیروار به عروج تازه 
می‏رساندی و به تدریج، پاره‏هایی از ملکوت را بر جزایرِ تنهایی 
انسان ریختی تا این‏که کنار خزان‏زدگیِ عاطفه‏ های بغداد، با دستانی از
بهار، مشیّت شیرین را در آغوش کشیدی.
یا باب‏الحوائج! 
هنوز قصیده کوهپایه‏ های روح ‏انگیز و دامنه ‏های فَرَح‏ ریز 
از طبیعتِ ترتیل‏گونه اشک‏هات می‏تراود.
«اللهم صَلِّ علی المُعَذَّبِ فی قَعْرِ السُّجون و ظُلَمِ 
الْمَطامیرِ ذی السّاقِ الْمَرضُوضِ بِحِلَقِ القُیُود؛ 
خدایا! درود بفرست بر شکنجه شده در قعر زندان‏ها 
و تاریکی چاه‏ها؛ همو که ساق پای نازنینش بر
اثر حلقه‏ هایِ زنجیر کوبیده شده بود».


ای امام! ای کاظم!
سلام بر تو و سلام بر کاظمین!
سلام بر تو که پناه درماندگانی و سلام بر نام متبرّک تو
که در انبوه اندوه مظلومی ات، صبوری ام می بخشد.
ای رداپوش محنت و ای جرعه نوش جام بلا!
دنیا هنوز زود است که مسیر کهکشان عصمت تو را مرور کند.
دنیا در جهل مرکب زیسته است؛ در ظلمت محض زندگی
و تو در فهم روزگار هارون زده نمی گنجی.
ای خورشید مظلوم!
دنیا از درک نام تو عقیم است.
یا باب الحوائج!


امشب شب عزای امام عالمین است
دل را هوای قبر غریب کاظمین است
باب الحوائج امشب حاجت روا گردیده
مهدی به یاد جدش، صاحب عزا گردیده
آجرک الله یا بقیة الله 

مهـــــدی بــــیا گـــــوشه زندان نظر کن
بــــــا دیدۀ گریان عـیــــــادت از پدر کُن
اسیر زنجیر ستــم، گردیده با اندوه و غم
موســـــــی بـــــن جعفر، موسی بن جعفر
بـــــــر گو به زهرا مادرت سرت سلامت
دیــــــدار مـــــــوسی و تو در روز قیامت


ما پیروان مکتب دین پیمبریم
از سوز عشق، دوست و محبان حیدریم
این افتخار بس بود از بهر ما، که ما 
خدمتگزار درگه موسی بن جعفریم


چشم گردون در عزاى موسى جعفر گريست
ديده ى خورشيد بر آن ماه خوش منظر گريست
گر چه او پروانه ى حق بود اما همچو شمع
در مناجاتش ز هجر دوست پا تاسر گريست


شده این دل بی قرارم ، ثناخوان موسی بن جعفر
چرا حال زارم نباشد ، پریشان موسی جعفر
همان که به زندان بغداد ، شده کشته از ظلم هارون
به یاد غم بی حد او ، دل عاشقانش بُود خون


کن روان اشک غم ای شیعه به دامان امروز
تسلیت ده به شهنشاه خراسان امروز
کشته شد موسی بن جعفر ز جفای هارون
زیر زنجیر بلا، گوشه ی زندان امروز


امشب رضا ز سوز جگر گريه مى ‏كند
مانند سيل ز ابر بصر گريه مى‏ كند
تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم
از داغ جانگداز پدر گريه مى ‏كند


یا حضرت معصومه، ای یادگار زهرا
بزم عزا به پا کن امشب برای بابا
ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن
موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان


امروز تقویم‏ها در سکوت خود فقدان تو را به سوگ نشسته ‏اند.
معصومه علیهاالسلام در پایان انتظار خود، اشک بر گونه ‏ها دوانیده است.
کبوتران حرم دخترت، شور و شوق پرواز را از دست داده‏ اند
و ماتم آن گنبد طلایی، آسمان را سیاه می‏کند.
معصومه جان! تسلیت!


قال الامام الکاظم (عليه السلام): 
تَعاهَدُوا عِبادَ اللّه نِعَمَهُ بإصلاحِكُم أنفُسَكُم تَزدادُوا يَقينا 
وتَربَحوا نَفِيسا ثَمِينا 
اى بندگان خدا ، با اصلاح خود ، نعمت‏هاى خداوند را پاس داريد 
تا بر يقين شما افزوده شود و سودى با ارزش و گرانبها به دست آوريد .
(الكافي : 2 / 268 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 622)


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: سلام ,زندان ,زنجیر ,موسی ,خداحافظ ,کاظمین ,می‏کرد می‏تواند ,گمان می‏کرد ,السلام علیک ,کاظم سلام ,انبوه اندوه ,گمان می‏کرد می‏تواند ,انبوه اند
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

عید فطر ـ پایانی برای شروع 
به نماز می ایستم و پنج تکبیر می زنم بر دنیا و هر آنچه مرا از 
نوازش نسیم رحمتت دور می سازد. 
می خواهم حسن ختام میهمانی ات، ابتدای آشنایی تازه ام با تو باشد.
اکنون به مدد عبورم از باغ صیام، عطر گل های تازه عبودیّت را 
آن چنان در سر دارم که بیدارتر از همیشه، می بینمت.
چه شیرین است طعم میوه های آسمانی تو، آن هنگام که دست بر
قنوت نماز عید بر می داریم و تو را زمزمه می کنیم: 
«اَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیر...»
«دارد به خنده چشم جهان باز می شود 
یعنی که عید فطر تو آغاز می شود» 




بگذشت مه روزه ، عيد آمد و عيد آمد
بگذشت شب هجران، معشوق پديد آمد
آن صبح چو صادق شد، عذراي تو وامق شد
معشوق توعاشق شد، شيخ تو مريد آمد
شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کليد آمد
جان از تن آلوده، هم پاک به پاکي رفت
هرچند چو خورشيدي بر پاک و پليد آمد
از لذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نيز چو واقف شد، او نيز دويد آمد
بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد
باغ از دي نامحرم سه ماه نمي زد دم
بر بوي بهار تو، ازغيب رسيد آمد
مولوی


سلام مسافر، خوش آمدی!
کوله بارت را بر زمین بگذار! 
پر است از ستاره های اجابتی که نیمه شب ها 
از آسمان زلال نیایش می چیدی.
صفای قدمت؛ 
بوی باغستان های فرادست را می دهد.
لب باز کن تا هوا را معطر کنی از شمیم میخک ها.
چیزی بگو تا عشق از شمیم نفست جان بگیرد.
از راه آمده ای.یک ماه تمام
همسایه دیوار به دیوار خدا بودی.
یک ماه تمام سر بر شانه های ملکوت، گریستی بندگی ات را.
یک ماه تمام مهمان خدا بودی و خدا میزبان تو.
وقتی به سفر می رفتی، کوچک بودی.
خاکی بودی.قطره ای بودی در جست وجوی دریا؛ 
جاری شدی تا قطره نمانی، تا بزرگ شوی،
تا آسمان باشی. 
یک ماه تمام تن سپردی به نور؛
به زلال جاری بخشش، به خنکای فواره های «استغفار».
یک ماه تمام، 
به دنبال خودت گشتی تا او را بیابی.
تا لایق شوی؛
لایق تحیت خدا؛ 
«سَلامٌ قَوْلاّ مِنْ رَبِّ الرَّحیِمِ».
امروز، روز توست.
زیر سایبان رحمت خدا بایست. 
خنکای مهربانی و رحمت را نفس بکش! 
نام تو را بر پیشانی آسمان حک کرده اند.
فرشتگان، رستگاری ات را شادباش می گویند؛
رحمت از این لبریزتر؟!
امروز عید توست و عید هم سفرانت؛ عید مسافران
بهشت که از جاده رمضان
به سرمنزل «عید فطر» رسیده اند.


شانه به شانه صف می کشند. 
دست های نیاز که به سمت آسمان بلند می شود
زمزمه 
«اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت»
اوج می گیرد.
احساس می کنی پاهایت از زمین خاکی جدا شده است و در فضای
دیگری سیر می کنی؛ فضای خلوص، تسلیم و تقوا.
این حس، پاداش یک ماه روزه داری خالصانه پرهیزکاران است
که نصیب مؤمنان حقیقی می شود.
شیرینی که به دهان می بری و کامت در روز عید شیرین می گردد
نشانه این است که در بقیه ایام سال نیز باید به شیرینی ها
خوبی ها و خلوص رمضان وفادار بمانی.
اجازه ندهی تلخی گناهان ریز و درشت، دامن زندگی و ثانیه هایت
را بگیرد. خوب بودن فقط مختص یک ماه نیست. 
خوب بودن را در سراسر زندگی به همراه داشته باش. 
«اَلَّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ بِه عِبادُک الصّالِحُونَ 
وَ اَعوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخلَصُون»


دل های عاشقان، از ماه نور، به جلوه گاه ربانی فطر پیوند
می خورد؛ عاشقانی که یک ماه صداقت های ناب را نوشیدند 
و از سرچشمه فضایل بهره ها جستند. 
فصل کرامتی بود مالامال از حضور چکامه های اُنس و دعاهای 
تقرب.امروز، دل های عاشقان، با قنوت های پی در پی 
به استقبال عید عشق رفته اند.
دلدادگان تکلیف، به پاسدات فطر، با توشه ای برگرفته از رمضان
به نماز ایستاده اند. «اللّهُمَّ اَهْلَ الکِبْرِیاء وَالْعَظَمَةِ...»
این سپیدی که فطر بر آنها عرضه کرده است، حاصل سفره های 
ساده رمضانی و سحرهای پرطراوت «أبوحمزه» است؛ 
حاصل طعم لذت بخش گرسنگی و تشنگی در مهمانیِ خدا.
حقیقت فطر، نتیجه تلاش گری روح، در ماه بذرافشانی سجایای 
اخلاقی است. عاشقان عارف خوب می دانند که تدوین
معنویات رمضان، به دست فطر سپرده شده است تا
ذخیره ای روشن برای فردای معاد باشد.
آستان فطر، امروز گلباران است. عطر تبریک های صمیمی
پیرامون روزه دارانِ پاک، به مشام می رسد
«هذاَ الْیَوْمِ الَّذیِ جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیدا...» 
نیکو وارستگانِ شهرِ تعبّد، از آزمون صیام، سرفراز بیرون آمده اند
و اینک قشنگ ترین و گیراترین شادباش ها را
در دل های هم می کارند.
امروز، عید فطر است و پرنده ترین روز. امروز، روز
تولدی دیگر است.برخیز، از چشمه همیشه جوشنده
فطر همه سال را رنگ زلال بزنیم! 

صدکنم شکر بر این عید که از عرش رسید
صدکشم رشک که ایام صیام آخر شد
فرصتی بود که این تیره دل صاف شود
نعمتی شد که بر تشنه لبان کوثر شد
عید مهمانان ضیافت الهی مبارک باد

حلول ماه عید و شادی مسلمین است
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است
حلول عید بندگی بر مهمانان ضیافت الهی مبارک باد

اگر چه عيد فيض و عيد نور است
اگر چه عيد شوق و عيد شور است
اگر چه عيد مجد است و سعادت
تمام عيدها روز ظهور است
بدون يار، گل خار است خار است
گل نرگس اگر آيد بهار است
عید خلوص بندگی برشما مبارک

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام 
بـر شمـا همسفـران سفـر روزه سلام
روزه هاتان همه در پبش خـداونـد قبول 
روزگار خـوشتـان مظهـر تـوفیـق مـدام
عید شکفتن غنچه های فطرت، تبریک و تهنیت

عید فطر است و اول شوال
نور عشق است و شور و جذبه و حال
بهر توفیق درک ماه خداست
قلب‌ها از نشاط، مالامال
جشن قرآن و جشن غفران است
عید اسلام و روز فخر و جلال

الهی !
فطرمان را فاطر،
ایمانمان را فاخر،
و روحمان را طاهر بفرما
عید فطر فرخنده و مبارک باد

امام علي ‏عليه السلام :
ألا و إنَّ هذا اليَومَ يَومٌ جَعَلَهُ اللَّهُ لَكُم عِيداً و جَعَلَكُم لَهُ أهلاً 
فَاذكُرُوا اللَّهَ يَذكُركُم وَ ادْعُوهُ يَستَجِب لَكُم
امروز روزي است كه خداوند آن را براي شما عيد قرار داد و شما 
را نيز شايسته آن ساخت ؛ پس به ياد خدا باشيد تا او نيز به ياد 
شما باشدو او را بخوانيد تا خواسته ‏هايتان را اجابت كند

كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۱۷ .


سلام بهورز

مشخصات


امروز، دلم هوای مدینه را کرده است و بهانه ی «بقیع» را می گیرد. 
حسّی غریب، آتش به جانم افکنده و شعله شعله اندوه
از عمیقِ وجودم، زبانه می کشد.
آه، ای قدم های کوچک احساس و ارادت!
به یاری ام بشتابید و این روحِ تشنه و پریشان را، به آن دیار برسانید؛ 
به شهر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ؛
آن جا که از ذرّه ذرّه ی خاکش، بوی آسمان
ـ عطر قدم های اهل بیت علیهم السلام ـ به مشام می رسد. 
مرا به زادگاه «اندوه» ببرید.
می خواهم سر به روی شانه اش بگذارم 
و یک عمر غربت دیرینه ام را بگریم.
هنوز از کوچه کوچه ی مدینه، بوی «غریبی» می وزد
و هنوز در نگاه بارانی اش، خاطره هایِ دلنشینی موج می زند.


شهادت مظلومانه پنجمین پیشوای شیعیان جهان 
امام رئوف ، معدن دانایی و شکافنده ی دریای علوم اسلامی
پنجمین ناخدای کشتی ایمان و سفینه هدایت 
حضرت محمدبن علی ٬ امام باقر علیه السلام 
بر سوگواران حضرتش تسلیت باد




ای وارث لوح، وارث قلم، ای علم!
ای شکافنده علوم و فروزان تر از نجوم!
مساجد شیعیان امروز در غم فراقت کربلاست
و دل های پیروانت محرم محرم عزا.
چه کنیم با این همه غم، این همه عزا، این همه بغض؟
امروز، دیدگان عالمان علوم محمدی، محل تلاقی توفان های اشکند.
اشک ها گروه گروه، چون دسته های عزادار از دیدگان شیعیانت
به جنبش می آیند و مانند کبوتران بی آشیانه، سراغ حرم تو را می گیرند.
ای پنجمین راهنما، ای هما!
امروز از چشم مجلسیانت، دریا دریا اشک تلاطم می کند.
امروز مأذنه ها پر از بغض اند و هر چه اذان، اندوهگین.
نمازگزاران، هوای گریه در سر دارند.
امروز نمازگزاران، نماز باران می خوانند.
امروز نمازگزاران، سجده غم به جا می آورند.
امروز نمازگزاران به خاک می افتند تا از فقدان امامی،
شِکوه سر دهند که وارث علم نبی بود؛
امامی که وارث علم علی بود، امامی که از وحی می نوشت،
امامی که در واژه واژه، فرهنگ نبوت را گسترش می داد.
امامی که صد سینه آفتاب داشت و
برای هر نقطه ای سیاه، هزار سپیده جواب.
او شکافنده علوم بود.
ازاین روست که امروز «قال الباقر»، شکافنده ظلمات است.
ازاین روست که «قال الباقر»، سوزاننده شبهات است.
هر جا که پرتوی از «قال الباقر» باشد،
آنجا سیاهی ضلالت، توان مقاومت نخواهد داشت.
هر جا که زمزمه «قال الباقر» باشد؛
آنجا زمزم هدایت، همیشه جوشان خواهد بود.
قال الباقر هست؛ پس زمزم هست.
قال الباقر هست؛ پس کوثر هست.
قال الباقر هست؛ پس بهشت هست.
السلام علیک یا باقرالعلم بعد النبی!
قنبر علی تابش 


ای وارث لوح، وارث قلم، ای علم!
ای شکافنده علوم و فروزان تر از نجوم!
مساجد شیعیان امروز در غم فراقت کربلاست
و دل های پیروانت محرم محرم عزا.
چه کنیم با این همه غم، این همه عزا، این همه بغض؟
امروز، دیدگان عالمان علوم محمدی، محل تلاقی توفان های اشکند.
اشک ها گروه گروه، چون دسته های عزادار از دیدگان شیعیانت
به جنبش می آیند و مانند کبوتران بی آشیانه، سراغ حرم تو را می گیرند.
ای پنجمین راهنما، ای هما!
امروز از چشم مجلسیانت، دریا دریا اشک تلاطم می کند.
امروز مأذنه ها پر از بغض اند و هر چه اذان، اندوهگین.
نمازگزاران، هوای گریه در سر دارند.
امروز نمازگزاران، نماز باران می خوانند.
امروز نمازگزاران، سجده غم به جا می آورند.
امروز نمازگزاران به خاک می افتند تا از فقدان امامی،
شِکوه سر دهند که وارث علم نبی بود؛
امامی که وارث علم علی بود، امامی که از وحی می نوشت،
امامی که در واژه واژه، فرهنگ نبوت را گسترش می داد.
امامی که صد سینه آفتاب داشت و
برای هر نقطه ای سیاه، هزار سپیده جواب.
او شکافنده علوم بود.
ازاین روست که امروز «قال الباقر»، شکافنده ظلمات است.
ازاین روست که «قال الباقر»، سوزاننده شبهات است.
هر جا که پرتوی از «قال الباقر» باشد،
آنجا سیاهی ضلالت، توان مقاومت نخواهد داشت.
هر جا که زمزمه «قال الباقر» باشد؛
آنجا زمزم هدایت، همیشه جوشان خواهد بود.
قال الباقر هست؛ پس زمزم هست.
قال الباقر هست؛ پس کوثر هست.
قال الباقر هست؛ پس بهشت هست.
السلام علیک یا باقرالعلم بعد النبی!
قنبر علی تابش 


امشب هوای بقیع دارم؛ هوای غریبانه غربت؛
تا تصویر اندوهم را، در اشک ریزانِ ستاره ها نظاره کنم.
امشب دلم سرشار اندوه است؛ گویی شام غریبان است
و من، غریبانه در نگاهِ خیمه ها، آب می شوم.
مولاجان، ای معلم عطوفت، مهر، جهاد و شهادت وای شکافنده ی هسته ی علوم!
چقدر سخت است، یادآوری رنج هایت؛ 
از مدینه تا کربلا، از کربلا تا مدینه!
آه! از مردمانی که طاقتِ شکوهمندی ات را نداشتند
و به آفتاب جمالت، رشک می بردند.
اگر نبود وجودِ نازنین تو، ابرهای تیره ی انحراف، آسمان اسلام
را می پوشاندند و گلستان شریعت نبوی صلی الله علیه و آله وسلم 
به کویری سترون مبدل می شد.
مولاجان! اگر نبود جویبار غایتت، جهل و خرافات
بر گستره ی سبز زمین ریشه می دوانید.
تو بودی، که چلچراغ تمدن اسلامی را، بر شاهراه حقیقت آویختی
و از سر ریز انوار الهیِ علومت، دل های مصفّا، به آفتاب رسیدند.
تو بودی، مولاجان! که آیینه ی تمام نمای شریعت شدی؛
تا پویندگان معرفت، نظاره گر قامت حقیقت باشند؛
حقیقتی که سرچشمه از کوثرعلوی گرفته و تا بی نهایت
تا آن سوی ابدیت، جاری است.
مولای من، ای باقر علوم آسمانی، ای حجت خداوند 
وای مظلوم ترین فریاد تاریخ!
کاش، شمعی بر مزار غربت و تنهایی تان می شدم؛ 
شامگاهانی که خورشید، از سر مزارتان می گذرد
و با شفق دیدگانش، به غبارروبی می پردازد.
چقدر غروب های بقیع دلگیر است! 
با آن غربت و تنهایی که از بیت الاحزان زهرایی ات می تراود.
مولاجان!
امشب دل شکسته ی ما را،به عنایتی بنواز ...

امروز، مدینه، دوباره سیاهپوش است و زانوی غم در بغل دارد 
و بغضی غریب، گلویش را می فشارد. 
امروز بقیع ـ غمگین تر از همیشه ـ، میزبان فرشتگان عزادار
است و کاینات، حسرتی جانگداز را ضجّه می زنند.
آه! ای شهر ماتم دیده! در ماتم کدام عزیز نشسته ای؟!
آیا این فرشتگان مقرّب، به پیشوازِ روح« وارثِ علم نبوی» آمداند؟
آه! مرا به خانه ی آن آفتاب ببرید؛ می خواهم غروب سرخش
را، عاشقانه ناله سر دهم و بر مزارش خون گریه کنم!
سلام، ای شکافنده ی بی بدیل دانش ها!
بعد از تو، چه کسی دست نوازش بر سَرِ «فقه و عرفان»
خواهد کشید و سرگردانیِ «علم» را به مقصد خواهد رساند؟!
با من بگو! ـ اقیانوس بی کرانِ معرفت و فضیلت ها ـ
که خیال هیچ ناخدایی، توان پیمودنِ عظمتش را ندارد.
بعد از تو چگونه عطش ِ خود را فرو بنشاند؟!
اباجعفر! تو نگارنده ی توانایِ کتاب بزرگ دانشی؛
که در سطر سطرش، رازهای آفرینش نهفته است
و پس از تو، آفتاب هستی بخش شیعه، این واژه های
پر از راز را، به تفسیر خواهد نشست 
و تمام سؤال های مبهم عالم را به سر منزل جواب خواهد
رسانید؛ پس از تو، «او» میزبانِ سفره ی گسترده ی
دانشِ، بر تشنگان عرفان خواهد شد.


یا باقرَالعلوم و یا وارثَ الزَّبور
یا خامسَ الائمّةِ و یا مَهْجَهَ الصّدور
چون جدّ توست ساقی کوثر به روز
ریزد به کام شیعه تو، شربت ظهور
امروز خورشیدی خاموش می شود که پرتو اندیشه اش
نور افشان عقل و علم بشریت است.
امروز لحظه ها حال و هوای دیگری دارند؛
ثانیه ها غمبارند؛ 
آسمان دلگیر و دل ها سوگوار، سوگوار امام، امام 
پنجمین، پنجمین نور حقیقت، حقیقت همیشه زنده تاریخ.
امام باقر(ع) نقطه ای درخشان در پیشانی تاریخ
و گوهری گرانبها بر دامان روزگار بود.
لقب «باقر» را پیامبر گرامی اسلام(ص) برای آن حضرت برگزیدند.
و باقر یعنی «شکافنده علوم»، و امام، چشمه جوشنده علم بود؟
به جاست امروز جرعه ای از جام کلام آن مظهر 
رحمت الهی را بنوشیم که فرمودند:
«هیچ کس نیست که ما را یاد کند یا نزد او از ما یاد شود 
و از چشمانش ـ هر چند اندک ـ اشک روان شود مگر آنکه خداوند برایش در
بهشت خانه ای بنا کند و آن اشک را حجابِ میان او و آتشِ دوزخ قرار دهد.»
در این روز دست به دعا بر می داریم واز خداوند می خواهیم 
ما را از پیروان راستین راه و اندیشه آن را مرد دین و اندیشه قرار دهد.


بسوزان مجمری از داغ دل ها.بسوزان زین مصیبت اختر چرخ!
غمی سنگین نشسته بر دل اشک
بسوزان هستی این اشک ها را!
غمی سنگین نشسته بر دل امروز؛ 
غمی همچون غروب ظهر عاشورا؛
مدینه!آی کانون غم خوبان!
بگو امروز هم تکرار روز دیگری از داغ فرزندان طاهاست؟!
بگو امروز هم باید بساید سر به خاک غم نشان، خورشید؟!
چرا واکرده چتر غم، نگاه آسمان اینک؟!
بگو آیا بقیع از میهمان دیگری باید کند امروز استقبال؟!
... چلچراغ وجودش که پرتو از انوار عاشورا گرفته بود، 
چنان تابناک بر افلاک و خاک می تابید که تیره روزان 
«اموی» را تاب تماشا نمانده بود و با رَشکی اهریمنی،
باقر علوم الهی را می نگریستند.
چنان ناشایسته رفتار می کردند که خورشید تابناک 
«مدینه» را به «شام» تیره روز خود فرا می خواندند؛ 
غافل از اینکه نور الهی را برای تبلور، حد و مرزی نیست.
گویی سفر شام، برای حضرت باقر علیه السلام عبادتی در
سیر الی الله و برای کج اندیشان اموی، تجربه ای برای کشف حقیقت بود؛ 
حقیقتی که در طول تاریخ، سعادت کشف و پیروی از آن را
هرگز نیافتند.حضرت باقر علیه السلام بود و انتشار معارف علوی؛ 
حضرت باقر علیه السلام بود و تابش روزافزون علوم.
حضرت باقر علیه السلام بود و جویندگان علم الهی 
که همچون پروانه، دور شمع وجودش می چرخیدند.
حضرت باقر علیه السلام بود و نشر آرمان های ولایت؛ 
آرمان هایی که هزاران پیامبر و نبی برای عظمت آن،
جان فشانی کرده بودند.
سموم خزان وزیدن گرفته بود و اهریمنان، با دست های آلوده
به فتنه و سینه های آغشته به کینه، کام ولایت را هدف گرفته بودند.
تنها دست آویز دستگاه اموی، شدت حسادت بود؛ 
حسادت به درخشندگی و تابندگی امامان معصوم و
فرزندان پاک رسالت؛ حسادت به صاحبان دانش و تقوا و بصیرت.
اینک، حضرت باقر علیه السلام بود و آستان غریبانه بقیع؛ آ
ستانی که آیینه غربت همیشگی امام مجتبی علیه السلام و 
سیدالساجدین، امام زین العابدین علیه السلام بود،
آستانی که این بار، شاهد تربت عطرآگینی دیگر از سلاله پاکان 
بود، تربتی در کنار تربت غریبانه پدر، تربتی در کنار مزار
ناپیدای مادر، تربتی در نهایت غربت.
خورشید غروب کرده امامت، به بقیع نزدیک می شد 
و فوج ملائک سوگوار، به آسمان و زمین، رنگ اندوه بخشیده بودند. 
اینک، هنگام وداع عالم خاک با میهمان عظیم الشأن افلاک بود.
درود بر تو یا مولا، یا ابا جعفر، محمدبن علی علیه السلام :
درود بر تو و شهادتت که خود گواه عظمت توست.
مولا جان! 
یا امام باقر، دست ما و دامان کرامتت!
محتاجیم؛ محتاج شفاعت.
سید علی اصغر


كسی كه بود شكافنده‌ی تمام علوم
هزار حیف كه از زهر كینه شد مسموم
سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله
وصّی پنجم تو كشته شد، ولی مظلوم
گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند
گهی به خانه‌اش از كینه خصم برد هجوم
بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش
همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم
به غربت علی و خاندان او سوگند
امام ما ز جهان رفت با دلی مغموم
هماره قصه مظلومی‌اش به خاك بقیع
بود ز غربت قبرش برای ما معلوم
ز دردهای نهانی كه بود در دل او
كسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم
حیات او همه با درد و رنج و غصه گذشت
كه بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم
نه طاقت است زبان را به وصف غم‌هایش
نه قدرت است قلم را كه تا كند مرقوم
بگو به امت اسلام، این سخن (میثم)
به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم
غلامرضا سازگار

ای خدای باقر !علم نیست آنچه در نزد مردمان است.
علم آن است که مظهرش باقر العلوم است.
ما را سنگریزه ای از سلسله جبال علوم باقری عنایت کن!
شهادت حضرت امام محمد باقر( ع) تسلیت باد

اى خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع
پر مى‏ زند كبوتر دل، در هواى تو 
در را به روى امت اسلام بسته‏ اند
آن گمرهان كه بى خبرند از صفاى تو 
شهادت جانسوز پنجمین سکاندار کشتی هدایت تسلیت باد


زمین و آسمان ای شیعه در حزن و غم است امشب
همه اوضاع عالم زین مصیبت در هم است امشب
امام پنجمین شد کشته از زهر هشام دون
مدینه غم سرا از این غم و زین ماتم است امشب
شهادت جانگداز امام باقر علیه السلام تسلیت باد 


پنجمین حجّت و هفتم معصوم 
بابى اَنْتَ که گشتى مسموم
اى فداى حق و قربانى دین 
کرده یک عمر نگهبانى دین
سالروز شهادت جانسوز
امام محمد باقر(ع) تسلیت باد


ما در بهشت مرغ غزلخوان باقریم
در گوشه ای ز صحن شبستان باقریم
بوسه ن پای غلامان باقریم
بیچاره ایم و دست به دامان باقریم
سالروز شهادت جانسوز نهال گلشن دین
نور دیده زهرا، سپهر دانش و بینش
امام محمد باقر(ع) تسلیت باد




یک جرعه معرفت از اقیانوس علم باقرالعلوم علیه السلام
قالَ الباقر علیه السلام :
مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلایَتِنا فِى غِیْبَةِ قائِمِنا، اءعْطاهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ 
اَجْرَ اءلْفِ شَهیدٍ مِنْ شُهَداءِ بَدْرٍ وَ حُنَیْنٍ.
ترجمه :
فرمود: كسى كه در زمان غیبت امام زمان (عجّل اللّه فرجه الشّریف ) بر ایمان و ولایت
ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب 
هزار شهید از شهداى جنگ بدر و حنین به او عطا مى فرماید.

إثبات الهداة : ج 3، ص 467.


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: باقر ,علیه ,السلام ,امام ,علوم ,حضرت ,علیه السلام ,باقر علیه ,حضرت باقر ,الباقر هست؛ ,امروز نمازگزاران، ,آنجا سیاهی ضلالت، ,«قال الباقر» باشد، ,ا
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.
شهادت مظلومانه نهمین کوکب هدایت
باب المراد عالمین٬ مظهرجود و کرم ، 
حضرت امام محمّد تقی علیه السلام را به 
محضر مقدّس و منوّر حضرت حجة بن الحسن
العسکری وتمامی شیعیان ومحبّان آن حضرت 
تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم
 
باد، هوهوکنان، خاکستر یتیمی پاشید بر تمام خانه‏ های بغداد
و خبرزلزله‏ خیز، تکان داد روزگار در خود فروپیچیده را
اتفاقی شوم، سایه گسترانیده بر آسمان‏ها
نمی‏دانم، شاید خورشید در پرده کسوف افتاده است
گویا زمین، 25 سال بزرگواری را محروم شد
گویا زمان، باید از این پس، حسرت به دل کرامت جاری جواد بماند
انگار همین دیروز بود که خاک، عطر حضورش را نفس کشید 
و عالم، در سایه مهربانیِ «جواد الائمه» میهمان شد
انگار همین دیروز بود که حضورش مایه آرامش زمین شد 
و وجودش، باعث دلگرمی «رضا»
و امروز که دست‏های توطئه از آستین «ام الفضل» برآمده، 
زهر عصیان و نفاق چه بر سر قلب رئوفت آورد امام جوانم؟
تلخی کینه ‏توزی روزگار را، 
جگر سوخته ‏ات چگونه تاب آورد، امام جوانم؟
رستاخیز داغت، کمر روزگار را خواهد شکست
قیامت اندوهت، به آتش خواهد کشید دل‏ها را
هنوز، کاخ مأمون می‏لرزد از هیبت حیدری‏ات
هنوز اقیانوس «علم لدنی»ات، جرعه جرعه فرو می‏نشاند عطش جهل بشر را
تو را می‏برند؛ بر شانه‏ های فرشتگان
کجاست دستان تسلی‏ بخش، تا مرهم زخم ‏های «هادی»ات باشند؟
جوان‏ترین حجت خدا
بعد از تو چه کند «علی» در محاصره «معتصم»ها؟
هر بار، با یاد ماجرای تو، پا به پای امام عصرعج
تا همیشه روزگار، خون خواهم گریست

از اشك عزا دیده ‏ها دریاست
ماتم جواد یا غم زهراست
در حجره‏ ى غم جان دهد مظلوم
فرزند رضا حجت معصوم
مى‏ رسد به گوش ناله ‏ى مغموم
این زمزمه‏ ى غربت مولاست
زهر ستم و خصم بد بنیاد
زد به خرمنش شعله ‏ى بیداد
مرغ حق چرا از نفس افتاد
تشنه لب چرا كوثر طاهاست
یارو همدمش دشمن جانش
ظلم آشكار زهر پنهانش
آتش زده بر جان سوزانش
این نه همسر است خصم بى پروا است
این نور خداست آخر ام الفضل
این ابن الرضاست آخر ام الفضل
خون دل از رخساره اش پیداست
از زهر و عطش در دلش غوغاست 


نهمین ستاره‏ ی روشن، قصد دیاری دور می‏کند و از همه سو
شهردر خاکسترِ عزا غوطه می‏خورد
آسمان، مچاله می‏شود و بر خاک می‏افتد و ستاره‏ ها تک تک
خاموشیِ خویش را تجربه می‏کنند
تمام پنجره ‏ها راه باز شدن را از یاد برده‏ اند و گام‏های 
خسته، راهی راهی دور می‏شوند. سیاه پوشان عزادار بر سر می‏کوبند
و اشک می‏ریزند و نفس‏ها، بریده بریده از سینه سر بر می‏آورند
کبوتران سربریده در خون می‏چرخند و بال می‏گیرند و هنوز 
خاک بوی بهاره ای پرپر می‏دهد. گلدسته‏ های بالا آمده از راستای 
خاک، خورشید را به زمین می‏کشانند و حرم، در منشوری از رنگ‏های
آسمانی غرق می‏شود و صدای ضجه ‏های پی در پی، خوابِ آرام شهر را می‏شکند
دستی کجاست تا آسمان را بر سر بکوبد و زمین و زمان را در هم بریزد؟
دستی کجاست تا دهانِ باز دقایق را از خاک ندامت پر کند؟
دستی کجاست تا گیسوی پریشانِ باد را در مشت
بفشارد و چنگ بر چهره‏ی خاک بکشد؟
این پیکر ملکوتی کیست که در شهر تشییع می‏شود و همراه
با دردهای نهانی، از اعماق شب فریاد بر می‏آورد؟
این سرشانه‏ های کیست که زیر بار اندوه، رنگین
کمان‏های سوخته را تا آسمان عروج می‏دهد؟
شمع ‏های سوخته، دعاهای مستجاب شده، چشم انداز اشک‏های ریخته
و تنهایی ممتد، همه و همه سرآغاز یک شب تا 
همیشه ماندگار و تاریک را نشان می‏دهد
بهار در شاخه‏ های خشک درختان جان می‏دهد و پاییز رو به رسیدن است
برگریزان همیشه ‏ی تاریخ همراه با یک شب طولانی آغاز می‏شود
صدای ضجّه‏ی شهر، گوش تاریخ را کر خواهد کرد و دستی نیست
تا این صفحه ‏ی عزادار را ورق بزند؛ 
صفحه ‏ای از تاریخ که در تاریکی شب ورق می‏خورد، صفحه‏ ای که در آن
شکوفه‏ های نشکفته در دست‏های باد پرپر می‏شوند، صفحه‏ای که در آن
ستاره ‏ها یک به یک راهی دیاری دور می‏شوند؛
و این نهمین ستاره‏ ی در حال عروج است


سلام ما به رخ انور امام جواد
درود ما، به تن اطهر امام جواد
غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود
كسى به وادى غم، یاور امام جواد
ز آتش ستم خصم، آب شد تن او
به خاك حجره بود، بستر امام جواد
كسى نبود، به بالین آن امام همام
به غیر همسر بد اختر امام جواد
چه ظلم‏ ها كه به حقش، نكرد ام الفضل
نگر، به دشمنى همسر امام جواد
به خشكى لب لعلش، نریخت آب كسى
به غیر دیده ‏ى او خون ‏تر امام جواد
به روى خاك، چو پروانه شد فدا و دریغ
چو شمع آب شده، پیكر امام جواد
فغان كه آتش زهر ستم، به فصل شباب
شرر فكند، ز پا تا سر امام جواد
شاعر: محسن حافظ

ای رعناترین شاخسار امامت، ای آغازی بر اعجازی دیگر
از خاندان ولایت، ای امام مهربانی
وقتی اندوهای بزرگ تو را ترسیم می کنم
تصویری از غم بر قلبم سایه می افکند 
و بغض گلوگیر صدایم می شود
متحیّرم که کدام اندوه تو را بسرایم و کدام غصه تو را قصد کنم؟
از قلب های حقیری بگویم که شکوه تو را باور نداشتند؛
از نیرنگ دنیا پرستانی که حضور بلند تو را تاب نمی آوردند؛ 
از ذهن های پوچی که به بی کرانی دانش تو راه نبردند
یا از جهالت مردمانی که روح بزرگ تو را می آزاردند
و از همسری که خائنانه زهر جفا در کامت فرو ریخت
امشب دردی به وسعت همه داغ های تو و جودم را 
فراگرفته است و من در حصار این همه اندوه، مویه هایم
را به پابوسی مظلومیت و اشک هایم را بر ضریح 
غربتت نثار می کنم، ای خلاصه خوبی ها


هیچ غروبی به غمرنگی غروب وجود مردان خدا نیست؛ 
آن گاه که سر آسوده بر روی خاک می گذارند
و شام تیره ای برای آدمیان، می سازند
هنوز زمین، جان نگرفته باید بی تابی کند و غروب 
خون رنگ خورشید را به نظاره پردازد
ای حجت نهم! افسوس که روزگار، تنها بیست و پنج سال
با تو سر سازگاری داشت و بیست و پنج بهار از عمر تو را برتابید
تقدیر آن بود که حتی در خانه ات نیز غریب باشی و با هم دستی 
«ام الفضل» ـ همسرت ـ زهر بنوشی و مسموم شوی
ولی نه آن غربت دردناکی که برایت درست کرده اند و
نه آن زهری که به تو داده اند، هیچ کدام نتوانست
امتداد خط سبز تو را که بر صحیفه هستی کشیده ای، پاک کنند
گرچه زمین، حوصله بزرگی تو را نداشت و ظرف روزگار
گنجایش حضور دریا گونه ات را؛ 
سربردار و ببین عاشقان پاک باخته ات را که دل هاشان، تنها
با رسیدن به دریا، آرام می گیرد
کدام جان است که تو را بشناسد و اینک
در هوای کاظمین تو نسوزد؟
سید محمود طاهری


سلام بر جواد الائمه
امام جوان! درود بر لحظه های شفافی که با تو خواهند بود
و مسیری که از عطر کلمات مقدست سرمست می شود؛
از 195 تا 220 هجری قمری
درود بر دانایی متجلی در بزرگ و کوچک اهل بیت رسول صلی الله علیه و آله 
سلام بر این نور واحد که بی تغییر، در کالبد دوازده پیکر مطهر جاری شد
تکلم کن تا تاریخ، دوباره از شگفتی، مات بماند
- چگونه کودکی هشت ساله، این چنین تمام ذرات را متبرک
می کند و تمام تفسیر کتاب آسمانی در قلب او متلاطم است؟
تکلم کن، تا یحیی بن ذکریا متولد شود؛ با شباهتی
بی همتا با جوادالائمه علیه السلام ؛ 
«یَا یَحیی خُذِ الکِتابَ بِقُوَّةٍ و آتَیناهُ الحُکمَ صَبِیاً»
محمد علی کعبی

در محفل سوگ تو، اشک ها زودتر از هر دعایی به سویِ آسمان می روند،
لحظه ها به انتظار دیدار جمالِ دل آرایت در بغضِ ثانیه ها می تپند 
گل های سجّاده ات، محراب را بوسه می زنند
جبرییل، چون شمع، بیقرارانه می سوزد و صدایِ گریه های مداوم
در و دیوار را غرق در ماتم می کند
پله پله تا خدا رفتنت را ستاره ها در گوش زمین نجوا کردند؛ 
آن گاه که عرش، تو را در هاله ای از نور، به سوی معراج دل باختگان بُرد
جواد الائمه! بعد از تو، دنیا سرگردان است و شادمانی رنگ باخته
شهادت به مقامِ والایت غبطه می خورد و دل های سوگوار
جز اشک و آه، حرفی ندارند
شانه های آسمان، از یاد آوری سیمای ات می لرزد 
و بغضِ ناشناخته ای گلوی زمین را می فشارد 
و دوریِ تو، چونان رعد، افلاک را به آتش می کشد مولا جان 
بی تو، روح تشنه ی هستی، با کدامین زمزم سیراب شوند 
و ضمیرهای مشتاق با شمیمِ کدامین نسیم رحمت، آکنده از روحِ عبادت گردند؟
افسوس که از بارِ سنگین مظلومیتِ تو آینه ی زمان در هم شکست 
و کشتیِ ایثار و گذشت، در دریایِ وجود تو به اشک نشست
ای که دعایت در سحرگاهانِ نیایش موجب نزول برکات است
و عبادتت در دلِ شب هایِ اِستغاثه، مایه ی پراکندگی نفحات قدسی
محراب خالی، اشک های آسمان و بغض فرو خورده ی افلاکیان
بهانه ی سوگوارای داغداران تو است


چه آرام و سبک بال پرگشودی، ای مرغ زخم خورده آشیانه عشق
داغ فراق تو را چگونه در تصور آوریم که بی تو
زندگی کردن و زنده ماندن مایه شرمساری است
ای حجت الهی و ای امام مهربانی ها، هجران تو،
غروب همه خوبی هاست و پروازت، آغاز 
صحیفه درد و رنج در دل شیعیان
ای لاله داغدار مدینه، از کنار تربت پاک پیامبر و جگرِ 
پاره پاره مجتبی و دل داغدار صادَقیْن و قبر 
ناپیدای پهلو شکسته تاریخ رفتی
تا در جوار امن الهی بیاسایی و از تنگنای ظلمت دنیا رها گردی
اینک، ماییم و شام تیره جدایی از تو و گرد غم و اندوه 
که بر می فشانیم و این همه، چاره درد فراق تو نتواند بود 
ای مظلوم غریب، رهایی گوارایت؛ ولی، التماس دیدگان ما
را در غربت تنهایی خاکدان دنیا بی پاسخ مگذار 
و ما را نیز که مدّعیان محبت تواییم
در جوار خویش جایگاهی کرامت فرما
ای ماه مهربان آسمان جود و کرامت


وقت رفتن به کنارت پدری می خواهی
وقت پرواز شده بال و پری می خواهی
پدرت نیست کمی آب به دستت بدهد
پسرت نیست می ناب به دستت بدهد
همسرت هست ولی رحم ندارد و دلت
ابر غم نیست کمی آب ببارد و دلت
دست و پا میزنی و همسر تو می خندد
حق صدا میزنی و همسر تو می خندد
اینقدر سر به در حجره نزن آه نکش
اینقدر از ته دل ناله ی اُمّاه نکش
چقدر تلخ به کامت جگرت می ریزد
بعد تو غصه به روی پسرت می ریزد
چقدر آب به پیش نظرت ریخت زمین
چقدر آه ز چشمان ترت ریخت زمین
به خداوند قسم اشک تو از غربت نیست
اثر زهر دلیل همه ی هجرت نیست
غصه مرد غریبی به همه ات ریخته است
غصه روی خضیبی به همه ات ریخته است
کاش بودی و به جدّت کمکی می کردی
کاش بودی و کمی قافله طی می کردی
بین گودال به جان بدنش افتادند
نیزه ها سخت به جان دهنش افتادند
تو هم آقا شبیه شاه زمین افتادی
شبیه سایه ی یک ماه زمین افتادی
پیکرت بی کفن افتاد شبیه اش امّا
فاطمه پیش تو جان داد شبیه اش امّا
شکر حق نیزه نیامد دهنت را ببرد
شکر حق چکمه نیامد بدنت را ببرد
تو برو عیب ندارد پسری می آید
شب نمی ماند وآخر سحری می آید
شاعر : علی حسینی


قال الامام امام محمد التقی الجوادعلیه السلام 
عَلَیْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَریضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ 
وَ هُوَ صِلَةُ بَیْنَ الاْخْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ 
وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَة
حلیة الأبرار، جلد 4، صفحه 599
بر شما باد به تحصیل علم و معرفت، زیرا فراگیرى آن واجب 
و بحث پیرامون آن مستحب و سودمند است. علم ارتباط 
میان دوستان و برادران، نشانه مروّت و جوانمردى
تحفه مجالس و محافل،همدم و رفیق انسان در سفر 
و انیس و مونس او در تنهایى است


بـر اخترِ نهّمیـن، هـزاران صلوات
بر جلوۀ جودِ حیِّ ســبحـان صلوات
بر ابنِ رضا؛ تقی؛ بر آن حجتِ حق
رخسـارِ جواد؛ ماهِ درخشان صلوات 
شهادت مظلومانه نهمین حجت حق 
بر شیعیان و عزادارن حضرتش تسلت باد 


جوان‏ترین حجت خدا! هر بار، با یاد ماجرای تو، پا به پای 
امام عصر(عج)،تا همیشه روزگار، خون خواهم گریست
شهادت غریبانه ابن الرضا جواد الائمه تسلیت باد


«ألسَّلامُ عَلَیکَ یااَباجَعفَرٍمُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ البَرَّالتَّقِیَّ»
شهادت مظلومانه پاره تن حضرت علی بن موسی الرّضا
علیهم السلام٬ باب المراد عالمین ٬جـوادالأئـمـه، 
حضرت امام محمّد تقی علیهالسلام را به محضر مقدّس
و منوّر حضرت حجة بن الحسن العسکری و تمامی
شیعیان و محبّان آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم 


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: امام ,جواد ,زمین ,شهادت ,حضرت ,آسمان ,امام جواد ,دستی کجاست ,شهادت مظلومانه ,علیه السلام ,جواد الائمه ,شهادت مظلومانه نهمین
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.
آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیر
و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از ه خونی
آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را
که نمی دانست بیاموخت . . .
سالروز انتخاب شدن محمد مصطفی (ص) برای پیامبری
از سوی خداوند متعال بر همه مسلمانان جهان مبارک باد . . .




تاریخ، به مکه رسیده است تا شروعی دیگرگونه را رقم بزند؛ آغازی دیگرگونه در خاکی آفتاب سوخته، در خاکی تشنه، در خاک آکنده از دختران زنده به گور، در خاک آرزوهای زیر خاک. تاریخ ایستاده است تا بنویسد؛ تا پنجره ها را به خواندن فراخواند و کوچه ها را به شنیدن. ایستاده است تا در دل صخره ها و سنگریزه ها، نور جاری کند.
تاریخ، به مکه رسیده است و کسی از آسمان به زمین پا می گذارد. با دست هایی از روشنی آکنده و از نور آکنده.
فریادگر آزادی، فریادگر عشق و آزادگی است؛ این که از دامن تاریخ، پا بر خاک مکه می گذارد و افلاک، پا به پای او حرکت می کنند.
نقطه ثقل تاریخ است؛ این که ابرها، بر فرازش سایه می گسترند، این که قلم در دست هایش به فریاد آمده و می گوید: «اقراء».
اینک، تو پیامبر خدایی و راه آسمان، از دست های تو می گذرد.
تاریخ در مکه می ایستد تا شروعی دیگرگونه را رقم بزند، تا صدایی رسا، در گوش خاک بپیچد، تا آرزوهای زنده به گور شده را از خاک بیرون کشد، تا از خاک، به افلاک پل بزند.
دیوارها، به سایه آسمانی ات دست می کشند. درخت ها، اقتدا به صلابتت می کنند.
دست هایت، بهاری دیگرگونه را برای خاک، به ارمغان آورده است.
تو، تاریخی تازه ای که چون چشمه ای زلال، از حرا جاری شدی تا دل های تشنه را از آنچه در سینه داری، بنوشانی.
علی سعادت شایسته

پیامبری ات مبارک!
وقتی نوای ملکوتی وحی، در فضای حرا شکفت، جبرئیل گفت: بخوان!
«نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت       به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد»
تو به پیامبری مبعوث شدی؛ با کوله باری از رسالت.
آمدی تا با تبلور حضورت، سرزمین خکشیده حجاز را نفسی دوباره ببخشی.
آمدی تا خار جهل و جهالت را برکنی.
آمدی تا بساط ظلم را برهم زنی.
نامت محمد؛ لقبت امین.
فرستاده آخرین خدا بر زمین.
«تبارک الله احسن الخالقین».
پیامبری ات مبارک که روح انسانیت را در باغ جان ها شکوفا کردی.
حمید باقریان
تمام سنگ ها، بوی رسالتت را تا اعماق جان، نفس کشیده اند. حرا بوی رستگاری ات را به دهن بادها می ریزد تا بوی رسالتت، به گوش تمام درخت های جهان برسد. کوه، تاب این همه اوج را ندارد. چیزی تا زانو زدن و در هم فرو ریختن فاصله ندارد؛ اما به احترام تو، تا جان دارد خواهد ایستاد. کوه، دامن بر خاک می گسترد تا یک بار دیگر، قدم های نازنین تو، خاک را متبرک کنند.

 


لبریز دلشوره و اضطراب و شوقی که بار دیگر، همان صدای صمیمی می خواندت که: بخوان…! می خواهی بخوانی؛ تمام جانت را بر زبانت جاری می کنی تا هم کلام با صدا، تکرار کنی. لب وا می کنی تا برای اولین بار، بخوانی؛ و می خوانی با تمام وجود، به نام پروردگار آفریننده؛ می خوانی به نام… می خوانی…نه تنها غار حرا، که کوه نور هم دور سرت می چرخد. طنین صدایت در کوه می پیچد. کوه، شروع به لرزیدن می کند. زمین به احترام تو برمی خیزد. هوای غار، سنگین شده است؛ نفس کشیدن برای تو سخت شده است؛ سخت تر از تمام تابستان هایی که هوای شرجی حجاز را نفس کشیده ای. حتی غار هم دیگر طاقت برپا ایستادن ندارد. دیوارهای غار، دهان می گشایند و با تمام وجود ـ اگرچه پر از اضطراب ـ با تو می خوانند…. پیراهنت، خیس از عرق هیجان می شود. هیچ واژه ای بر زبانت به آسانی نمی چرخد. مقرب ترین فرشته، سلام خداوند را برای تو آورده است.
نبض هستی لرزه بر رگ‌های کوهِ نور زد
باغبان انبیاء گل نغمه‌ای مسرور زد
چشمِ کوه‌های دگر پیش حرا تاریک بود
چشم خورشیدی او علت بر این مشهور زد
بسکه شیرین بود وصلِ یار در غارِ حرا
صد ملک با بال‌های سر درش را تور زد
هم نبوت را به دست آورد و هم ختم الرسل
فکر را از نو بنا کرد و دم از معمور زد
با چنین والا مقامی چشم‌ها را خیره کرد
تیرها بر دیدگانِ دشمنانِ کور زد
دیگر از حرف یتیمی و شبانی نیست حرف
سیلی سنگین بعثت بر رخِ مغرور زد
دست شیطان را ببست و شاهکاری را گشود
گفت اسلام و همه ابلیسیان را دور کرد

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب…
و صدایی در زوایای جانت رخنه می کند.
این تویی که از نور الهی لبریز می شوی. رعشه بر اندامت افتاده است. نوری در دلت روشن شد؛ این دل، خانه خداوند شده است و مأمن وحی و قرارگاه نزول آیات خداوندی.
«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب…»
و این تویی که می خوانی… صدای وحی است که بر گوشه گوشه حرا نقش بسته است از حنجره نورانی ات.
تو می خوانی: «… باسم ربک الذی خلق».
و محمد، رسول اللّه صلی الله علیه و آله با جامه ای نور، به سمت پایین کوه سرازیر می شود…
جهان را آرامشی دربرگرفته و محمد را لرزه بر اندام افتاده است. جذبه های الهی چنان او را غرق در خویش کرده اند که هیچ چیز در این جهان، قادر به ادراکش نیست. از آسمان، فرشتگان دسته دسته به خاک فرود می آیند تا برگزیده شدنش را جشن بگیرند. فرشتگان، فوج فوج، خاک را احاطه کرده اند تا پیغام پیامبری او را به دورترین نقاط هستی برسانند.
آغاز آفرینش عشق است و پایان رسالت الهی برای خاک.
او خاتم پیامبران الهی است. او آخرین فرستاده است برای رستگاری؛ پیامبری که با او، جهان به سعادت ابدی خواهد رسید، پیامبری که سینه اش معدن بردباری است و چشمانش، سرچشمه های بینش.
او پیامبر عشق است و رسول عاطفه، پیغمبر مهربانی است و نبی رحمت… او جهان را چراغ روشن روشنگری است.
فضا لبریز عطر یاس های باران خورده است و غار حرا، لبالب از نور و سرور. در هوا منتشر می شود، آوای جبرئیل که: بخوان… بخوان به نام پروردگارت!
امیر اکبرزاده

خجسته باد مبعثی که با 
" اقرابسم ربک " آغاز 
با " انا اعطیناک الکوثر " بیمه 
و با " الیوم اکملت لکم دینکم" جاودانه شد

بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند
سخن از اقراء و از غار حرا می گویند
حمد حق ، مدح رسول دوسرا می گونید
خلق عالم همه تبریک به ما می گویند
مبعث فرخنده حضرت ختمی مرتبت 
محمد مصطفی (ص)مبارک باد

افراشت لوا ، رسول امجد امروز
بر مسند دین نشست احمد ، امروز
از بهر هدایت بشر صادر شد
فرمان رسالت محمد ، امروز
سلام بر مبعث؛ روزی که گل‏های ایمان در
گلستان جان انسان شکوفا شد!
سلام بر مبعث، جاری کننده چشمه ایمان
و عدالت در کویر خشک زمین!

آوای بخوان بخوانِ او می ریزد
از غارصدای گفت وگو می ریزد
می گفت فرشته: اقرأ باسم ربک
عشق است کز آسمان فرو می ریزد

هنگامه عید است و پر است از برکات
آمد ز حرا رسول شیرین حرکات
با خلق عظیم شد رسول اخلاق
بر خلق خوشش زصدق و ایمان صلوات


از حرا آیات رحمن و رحیم آمد پدید
با نخستین حرف،قرآن کریم آمد پدید
صوت”اقرا ء باسم ربک” می رسد بر گوش جان
یا که از غار “حرا”خلق عظیم آمد پدید
عید بیداری و تعهّد، عید هدایت مبارک


سلام بهورز

مشخصات

                                    تقدیم به ساحت مقدس اولین پیشوای شیعیان جهان , 
                                                            مولای متقیان ،امیرملک جان , حضرت علی علیه السلام 




                                            و امروز، با تو ای غدیر، پیمان خواهیم بست
پیمانی که آخرین بندهایش ترجمان اکنون ماست
پیمان انتظار
که رسول خدا(ص)، خود پنجره انتظار را 
بر روی مشتاقان گشود 
و به صبح ظهور، بشارت فرمود
و آنان که خود را فرا روی این پیمان مسئول یافتند، همچو نسیم 
از فراز دشت ها گذشتند و آفاق را از یاد مهدی ( عج
عطر آگین ساختند
ما نیز با تو پیمان خواهیم بست.باشد که تنی در زلال غدیر 
بشوییم و راز دل با موعود غدیر باز گوییم


                                  عید سعید غدیرخم ,عید اکمال دین 
                             و اتمام نعمت الهی ، عید ولایت و امامت
                                    اسدا الله الغالب حیدر کرار

                             مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام 
                              برمسلمانان و شیعیان جهان مبارک باد 

برکه ای پر از پر پروانه
ظهر بود؛
گرم و تن سوز؛ خاک ها، از شلاق شعله های خورشید، زخمی
ظهر بود که صدای صاعقه زمان، حادثه ای را رقم می زد.صدا
پروانه ای می شد که روی هزاران شانه خسته و خاک گرفته می نشست
برکه، خودش را تا مرز دریا شدن باور کرده بود
برکه، روی پاهایش ایستاد و موج موج خنده بر چهره میهمان ها پاشید
برکه، ایستاده بود و بهار را در آغوش می کشید
برکه، تمام پروانه های تنش را در آسمان آبی صحرا رها کرده
بود و در خودش نمی گنجید.غدیر دیگر برکه نبود
غدیر دف می زد و بر طبل های شادی می کوبید
ناگهان، دست های خورشید، در دست های وحی گره خورد
آسمان خودش را روی پاهای خورشید انداخت
تمام ستاره های آسمان، به شب نشینی چشمان خورشید آمدند
دست های وحی، بالا می رفت و دست های خورشید را بالاتر می برد
هزاران باور، می دیدند و تبریک می گفتند
«اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک
التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه
غدیر فریاد می کشید و دهان های تعجب، خشک شده بود
غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار، تا آسمان هفتم پیچیده بود
غدیر فریاد می کشید و رسول، طنین صدایش 
را در برکه به نجوا نشانده بود
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد 
من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»
ابراهیم قبله آرباطان

یا علی ای معنی و مفهوم عنوان غدیر
ای ولای حضرتت تفسیر و برهان غدیر
با تو اسلام رسول الله کامل می شود
ای که «اَتمَمتُ لَکُم» هستی و قرآن غدیر
تو که هستی که نبی دست تو را بالا گرفت
گفت ای اصحاب من! جان شما، جان غدیر
تو که هستی، حضرت استاد دین و زندگی
من که هستم پیش تو، طفل دبستان غدیر
من که هستم در حریم لا یزال شاهی ات
مورم و ران ملخ دارم، سلیمان غدیر
من گدای سفره و خوان غدیرم یاعلی
تا ابد بر سفره ی لطفت فقیرم یاعلی
یا علی ای آنکه اسلام از تو عزّت یافته
از غدیر تو رسالت قدر و قیمت یافته
برکه ی علم تمام انبیاء روز غدیر
گشته اقیانوس و از یمن تو برکت یافته
تا که چرخ بندگی ساکن نماند در زمان
از تو و از آل تو این چرخه حرکت یافته
شیعه با تو تا خدا اصلاً ندارد فاصله
با ولایت شیعگی از بس که قدرت یافته
آمدی و صورت ابلیس خاک آلود شد
چهره ی کفر از جمال تو چه ذلّت یافته
روز شادی أَئِمّه، شیعیان، شد این غدیر
روزعیدی دادن صاحب زمان شد این غدیر
سر علی، سرورعلی، والی علی، والاعلی
گل علی، گلشن علی، گلواژه ی لبها علی
ره علی، راهم علی، سیر اِلیَ اللّهم علی
مه علی، ماهم علی، شمس جهان آرا علی
نور علی و شور علی، شیرینی انگور علی
می علی، مستی علی، ساقی علی، سقّا علی
مُهر علی، تسبیح علی، سجّاده و سجده علی
ذکر علی، ذاکر علی، مذکورِ حق همتا علی
نوح علی، آدم علی، موسی علی، عیسی علی
انبیاء یکجا امیرالمومنین، امّا علی
با وجود اینکه بی مانند و بی همتا بود
افتخارش همسری حضرت زهرا بود
دل پر از عشق طواف چادر خیرالنّساست
سر پر از شور نظر بر ماه روی مرتضاست
عاقبت ذرّه می افتد زیر پای آفتاب
فطرتاً این قطره با دریای رحمت آشناست
کعبه هم با مرتضای خویش بیعت کرده است
چون امیرالمومنینش خانه زاد کبریاست
چشم دل را می گشایم، دستهای کائنات
روز بیعت توی دستان علی، آقای ماست
عرش هم دستی برآورده است و بیعت می کند
حوزه ی مهر علی اصلاً ورای عرش هاست
کیست این محبوب خلق و جلوه ی پروردگار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
گر چه من آلوده ای پست و حقیرم یا علی
سربلندم زاده ی یَومُ الغَدیرم یا علی
در صراط بندگی تا که نلغزد پای من
تا قیامت سر زِ پایت برنگیرم یا علی
تا فقیر حضرتت هستم دلم قرص است، چون
بر دو عالم با گداییّت امیرم یا علی
کاش بودم در مدینه تا که یاری ات کنم
گوشه ی دامان پاکت را بگیرم یا علی
دستهایت بسته بود و بر دلت داغی زدند
جای آن دارد که از داغت بمیرم یا علی
دست هایت بسته بود و کوثرت را می زدند
روبروی بچّه هایت، همسرت را می زدند
شاعر : امیر عظیمی
غدیر على، هنوز هم چشمه‌اى لبریز از آب حیات و دریایى موّاج از
كرامت‌هاست . «غدیر» دریایى از باور و بصیرت، در كویر
حیرت و هامون ضلالت است، تا كام جان‌ها از آن سیراب شود 
«غدیر»، یك «كتاب مبین» است، 
سندى براى تداوم خط «رسالت» در جلوه «امامت»
«غدیر»، براى تشنگان، چشمه زلال هدایت است، و براى ره گم‌كردگان،
صراطى است كه به «سنّت پیامبر» منتهى مى‌شود
غدیر، عید ولایت است . و ... «غدیر على»، هنوز هم چشمه‌اى 
لبریز از «آب حیات» و دریایى مواج از فضایل است 
«غدیر»، روز اكمال دین و اتمام نعمت بود
«غدیر»، برنامه‌اى الهى براى حیرت زدایى از اذهان و
اعمال امت، در افقهاى آینده تاریخ بود 
«غدیر»، تداوم خطّ رسالت، در آینه «امامت» است . پس ... «عاشورا»
با «امامت» پیوند دارد،و «غدیر»با «كربلا» پیوسته است 
غدیر، روز بشریت و روز «انسان» است، 
غدیر،«تداوم رسالت محمد» در «ولایت على» است
غدیر، عید «پیمان» و «میثاق» و «عهد» است
اگر امّت، «غدیر»ها را پاس بدارند، «عاشورا»هاى مظلومیت
و كربلاهاى خون و شهادت پیش نمى‌آید و خورشید امامت، 
در محاق خلافت قرار نمى‌گیرد 

لحظه های معصوم عشق، بر شنزارهای تشنه حجاز باریده است
صحرای سوزان شوق است و بر مأذنه های امروز
پیغام تازه نور روییده است
همراه با کاروان سرنوشت، حادثه ای سپید زیر آفتاب می ایستد.
ازدحام قافله نیاز را غزلستانِ «حجة الوداع» به خوبی سروده است
ناگاه دست های غدیر، به تکبیر بالا رفت و دل ها 
به بشارتی بارانی فراخوانده شدند
گویا همه ملکوت، تذهیبی بوده است برای نگارش 
خطِ نورانیِ «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ
زمان، دوست داشتنی تر پیش رفت و برکه آن حوالی کوچک شد 
در برابر حریقی از محبت که در دل عشاق افتاد
شادی جهان به تکثیر رسید و تجلی رشیدترین قامت 
دین در آینه غدیر تماشایی شد


با محمد صلی الله علیه و آله ، هر چه بالا می روی، بالاتر می بینی
و این لیاقت، تنها شایسته علی علیه السلام است که در تسخیر 
قلب ملایک، سابقه ای دیرینه دارد
غدیر، آنجاست که شاخه های علی علیه السلام 
و محمد صلی الله علیه و آله به اتصال پیوندی 
به نام فاطمه علیهاالسلام اوج می گیرد
و دوازده میوه امامت از شجره طیبه شان، 
به دامان عاشقان می افتد
آنجا، دستان توحیدی رسول خدا صلی الله علیه و آله 
حجاب های ظلمانی را کنار می زند
تا آنچه از ناگفته های رسالت باقی مانده است، زمزمه کند
مردم! بگویید به باد، به باران، به آفتاب و به آب 
که اینک علی علیه السلام ، جانشین من است 
و در عبور روز و شب، ماه و خورشید،
این چنین جایگاه خود را عوض می کنند
تا تاریکی، رهروانشان را نبلعد

قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی
امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابی طالب علما لامتی، یهتدون به 
من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین و اتم علی امتی فیه النعمة
و رضی لهم الاسلام دینا
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و
آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علی بن ابی طالب 
را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او
هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت
را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید
امالی صدوق: 125، ح 8

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد


عید است و غــدیرش ، علی والا است ، علی
دل تشنه عـــــدل است و او دریاست ، علی
جشن است و مبارک ، علی گشته است ، ولی
دنیا همـــه را شادی که مـــــولا است ، علی


زیر چتر بوسه ها ، آسمان غدیر شد
فرصت ِ تنفس ِ نغمه ی کویر شد
ترجمانی از بهشت ،ترجمانی از خدا
روی دست ِ عرشیان، آیه ای غدیر شد 

از فرط گنه جهان ما شد تاریک  / ای کاش خدا برای عرض تبریک
در عید غدیرخم به نور صلوات  / عیدی بدهد فرج نماید نزدیک


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: غدیر ,علی، ,علیه ,الله ,غدیر، ,یافته ,غدیر فریاد ,الله علیه ,علیه السلام ,الیوم الذی ,رسول الله
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

میلاد مسعود فخر کائنات، حضرت

اباعبدالله الحسین علیه السلام مبارک باد.

فاطمه آورده فرزندی که در قدر و جلال

هم محمد هم امیرالمۆمنین هم مجتباست

چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین

کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست


حسین جان! ای ابر شعله ورِ هستی، 

میلادت بارش رحمتی است بر کویر خشکیده دل های ما







سلام ای حضرت عاشق!
که سلامتِ همه چشم های پر از تغزل در
غروب های پنجره های بسته، از آنِ نگاه توست!
سلام ای حضرت نور!
که سلامت همه لبخندهای پر از شکوفه انار،
در پایین لب های تشنه، به عطوفت توختم می شود!
سلام ای حضرت مهربانی!
که سلامت همه دست های پر از جوانه های گندم
در فصل آشیان سازی گنجشک های بی خانمان
از سخاوت تو ریشه می گیرد.
سلام ای حضرت اشک!
که سلامت همه نگاه های پر از آفتاب، در بارانی ترین 
سحرگاه های دشت، به عطشناکی تو می رسد.
سلام ای حضرت شِفا!
که سلامت همه دل های پر از عطر بهار نارنج، در بعد از 
ظهرهای تبدار کویر، بوی تُربت تورا می دهد.
سلام ای حضرت گل!
که سلامت همه پاهای پر از بوی باد بهاری، در بی خوابی 
ماهی های نقاشی کودکان، از حُسن تو رنگ می یابد.
و سلام ای حضرت خون خدا!
که سلامت همه سرمای پر از گل آفتابگردان در تنور
نان های خانگی، وارث سرسپردگی تو می باشد.
و به راستی آیا پاسخی برای سلام های پر از آواز
چکاوک ها در وقت زیارت نی های سربریده نیست؟
آیا امیدی برای اذن دخول به بی خانمانی حلزون ها
در زیر ناودان بام های پر از کبوتر نمی باشد؟
شاید دعای شمعدانی های حیاط خانه همسایه در وقت وضوی
ستارگان، بین گل های انگشتانه نگاهم و پنجره های
فولاد باغ حضرت دل، وصل حاصل کند!
نزهت بادی
حسین جان، میلادت رؤیای عاشقانه فرشتگان بود؛
فرشتگانی که به یمن آمدنت، بال های خویش را در زمین گسترانیدند
تا با رایحه دل انگیز وجودت، عطر و بویی تازه یابند. 
آن گاه که گل های سپید و ارغوانی به پاس آمدنت
رنگ و بویی شادمانه به خود گرفتند
و آن زمان که قنداقه سپیدت در آغوش رسول اللّه جای گرفت
مدینه زیباترین لحظه ها را سپری می کرد 
و شادمانه ترین روز را می گذراند. 
ای چراغ هدایت و ای کشتی نجات!
خوش آمدی....

در میلاد تو، ای شاه بیت غزل های محمّد صلی الله علیه و آله وسلم !
باید چگونه نیاز کرد؟
اشک شویم و بر گونه های خویش گرم بباریم؟
یا خنده شویم و بر ارتفاعات صورت به اهتزاز در آییم؟
این سنت پیامبر لبخند است که در شکفتن تنها تو
سیلاب اشک بر دشت چهره سبزش، خیل سؤال بر فوج فوج 
ساحل نشینان فراتِ غمزه اش هیمه کرد
که چرا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
در میلاد حسین علیه السلام می گرید؟
اوّل کسی که گریستن بر مصیبت ها و رنج های تو
را سنّت نهاد، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود که
با دیدن قنداقه درخشانت، یاد بر افروختگی عاشقانه عصر
عاشورای تو افتاد و به گلو و سینه و پیشانی پر تقدیرت
بوسه ها نثار کرد و فرمود:
«اُقَبِّلُ مَوْضِعَ السُّیُوفِ»
جای شمشیرها و نیزه ها و سنگ ها را می بوسم.
سید عبدالحمید کریمی

ای هوای عشق ، ای حسین!
از بلندترین قلّه ­های شعبان می­وزی و در دشت محرم، به خیمه
لحظه هایمان وارد می شوی تا دانه دانه با اشک شوق، در جهانی 
به وسعت کربلا، شقایق سرخ تو را برویانیم. 
ای هوای عشق ، ای حسین!
هزار بوسه باد بر قنداقه ­ای که حنجره­ ات را پروراند تا 
هنگام پرواززیباترین غزل را بسرایی. 
میلاد تو، آغاز پرنده شدن دل­های هوایی ماست در آسمان تو، یا حسین!

بهارهای شگفتی در راهند. فردا گلی می‏شکفد که بادها را پرپر می‏کند.
بهارهای شگفتی در راهند؛ این را من نمی‏گویم؛ آسمان می‏گوید با هزاران بهاری که دیده است.
بهارهای شگفتی در راهند؛ این را زمین می‏گوید؛ 
زمین که مادر همه بهارهای آمده است.
زمین که آبستن بهارهای شگفتی است که در راهند.
فردا گلی می‏شکفد که گل‏ها به پیشواز آمدنش، پرپر می‏شوند. 
درخت‏ها، سجده می‏کنند مقدمش را، کوه‏ها سر بر آستان کرم او می‏گذارند 
و دریاها، وام‏دار زلال چشمانش می‏شوند.
فردا گلی می‏شکفد که عطرش 
از همه پنجره‏های بسته عبور خواهد کرد؛ 
از همه دیوارهای سنگی، برج‏های بتُنی، 
خیابان‏های تاریک، کوچه ‏های رنگ و رو رفته.
فردا گلی می‏شکفد که پنجره‏ها را 
باز خواهد کرد و آینه‏ها را شفاف.
فردا گلی می‏شکفد که ابرها را به باران دعوت می‏کند،
باران را به زمین تشنه می‏فشاند، گل‏ها را می‏رویاند 
و خورشید را صدا می‏کند تا رنگین‏کمانی شگفت، 
شرق تا غرب زمین و آسمان را به هم بدوزد؛ رنگین‏ کمانی
زیباتر از همه آذین‏ها و خیر مقدم‏ها، 
رنگین‏کمانی که مزین به نام 
زیبای زیباترین گل دنیاست. 
فردا باران می‏بارد، گلی می‏شکفد. 
مردی می‏آید؛ فردا مردی که قرار است
در باران بیاید، خواهد رسید؛ 
بعد توفان می‏گیرد، باران تند می‏بارد.
فردا، گلی می‏آید؛ گلی که کشتیبان «سفینه النجاه» است.
می‏آید و آرامش را به دل‏های عاشق می‏آورد و منتظران را سوار می‏کند.
فردا گلی می‏شکفد که بادها را پرپر می‏کند. 
توفان، تاب ایستادگی در برابرش را ندارد؛ پرپر می‏شود، 
نسیم می‏شود و به پای مبارکش بوسه می‏زند:
«السلام علیک یا سفینه النجاه».

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد
پیک شادی ز بر حضرت جانان آمد
مژده ای دل که برای دل غمدیده ما
هدهد خوش خبر از نزد سلیمان آمد
خیز ای دل تو بیارای کنون بزم طرب
که دگر موسم اندوه به پایان آمد
مطربا نغمه نو ساز کن و پای بکوب
که به ما مژده وصل شه خوبان آمد
ساقیا باده بده خود بنما سرمستم
زان می‌ای کو به تن خسته ما جان آمد
ظلمت و تیرگی شام الم رفت کنون
روز شادی شد و خورشید فروزان آمد
غنچه‌ی دهر در این روز بخندید دگر
که به بستان علی نوگل خندان آمد
عطر پاشید به بستان که همه عطرآگین
سمن و یاسمن و سنبل و ریحان آمد
بلبل از لب به ترنم بگشاید نه عجب
که به گلذار نبی بلبل خوش خوان آمد
گوهری از صدف بحر کرم گشت عیان
که به توصیف رخش لولو مرجان آمد
نور حق جلوه به برج شرف زهرا کرد
بین به این نور که این گونه درخشان آمد
وه چه روزی است مبارک ز قدوم شه دین
موسم مغفرت و رحمت یزدان آمد
روز فرخنده میلاد حسین ابن علی(ع)
مژده‌ی خامُشی آتش نیران آمد
باعث و مکان منشاء ایجاد حسین
که وجودش به جهان مفخر انسان آمد
مظهر ذات خدا سبط رسول دو سرا
نور چشمان علی آن شه مردان آمد
حیف و صد حیف که در واقعه کرب و بلا
بر تن خسته او ظلم فراوان آمد
بر سر عهد و وفا در ره معشوق نگر
خود فدا کرد که سالار شهید آن آمد
ای غلامان اگرت بار گنه سنگین شد
غم مخور چونکه حسین شافع عصیان آمد 
(كیمیای اشك؛ سید جلال یاسینی)


میلاد خجسته پنجمین گل شاخسار عصمت حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام
را به فرزند گرامی اش حضرت صاحب الامر امام زمان مهدی منتظر(عج) تبریک می گوییم 
و بی قرار و منتظر، چشم به راه مقدسش می نشینیم
تا قدم بر دل های ما نهد و با حضور مبارکش و با وزش نسیم عدالتش شادی
این میلاد مبارک را در دل های عاشقان مکتب جدش حسین علیه السلام صد چندان کند.
چشم به راه آن روز، به یمن این میلاد مبارک، بر مقدمش گل های سلام
و صلوات می فشانیم و این عید خجسته را به حضرتش تهنیت می گوییم. 


شاهی به دوصد عزت و اجلال آید
با شوکت و فر و جاه و اقبال آید
امــروز حسیــن آیـد و فردا عباس
خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید

سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت
و آموزگار شهادت، حضرت امام حسین بن علی علیهم السلام
خجسته باد
امشب مدینه در نوای یا حسین است 
میلاد سبز خون حق مولا حسین است
سرچشمه فیض خدا می آید امشب 
تاریخ ساز کربلا می آید امشب
خدا امشب ولیّش را ولی داد 
جمالی منجلی نوری جلی داد
حسین بن علی چشم تو روشن 
که امشب بر تو ذات حق علی داد 
شب وجد امـام عالـمین است 
که میلاد علی ابن الحسین است


سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا
بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد
نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها


میلاد گل رسول و زهرا و علی است 
زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
ما را دگر از روز جزا باکی نیست 
چون بر دل ما عشق حسین بن علی است


قالَ الحُسَيْنِ بن علىّ عليه السلام:
إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل.
شیعیان و پیروان ما (اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام) 
آن كسانى هستند كه افكار و درون آن ها از هر گونه حیله 
و نیرنگ و عوام فریبى سلامت و تهى باشد. 

بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11

سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: حسین ,میلاد ,حضرت ,سلام ,می‏شکفد ,السلام ,علیه السلام ,بهارهای شگفتی ,الله علیه ,راهند فردا ,پرپر می‏کند
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.
یک خانه ای در روستا، شد مرکز مهرو وفا 

هرجای آن نورخدا،از هر بدی گشته جدا 



هرخشت این زرخانه ام باصد دعا گشته بنا 

شالوده اش بر پاشده از قلب های باصفا 



این خانه ام چون مأمنی براهل ده گشته به پا 

تا که زهر درد و بلا با لطف حق گردد رها 



هر صبحگه من منتظر تا که ببینم روی دوست 

تا که گل سرخ دلم بر خود بگیرد بوی دوست 



یخچال تزریقات را هرروز با نام خدا 

بادقتی چک می کنم زیج حیات روستا 



بعدازکلر سنجی شده کارم شروع با شورو حال 

بادفترِ پیگیریِ روزانه بر طبق روال 



من بر گروه های هدف پیگیر می گردم دوان 

تا پیش گیری ها کنم هر غصه و هر درد جان 



یک مادری با بار گل آید به سوی خانه ام 

از نور او روشن شده این خانه و کاشانه ام 

یک پیر آید با عصا ،لرزان به امید شفا 

با قند و چربی مبتلا ،یارب تو دردش کن دوا 



در طرح مانا کودکی تب دار و بی حال آیدم 

بر طبق بوکلت دانمش دارو درمان بایدم 



بیماری واگیر را هرروز پیگیری کنم 

تا انتقالش برهمه جمله جلوگیری کنم 



آموزش مردم شده اولاترین اهداف من 

من از اهمش هرچه گویم کی ادا کردم سخن؟ 



کارمحیط و حرفه ای واجب تر از هر کارمن 

حفظ محیط روستا سرلوحۀ کردار من 



از کارو از کرد ارمن شد ریشه کن صد درد و غم 

تزریق واکسن های من صد درد بد را کرده کم 



طرح سما وهم سبا تازه ترین کار من است 

کی گفته ام این کارها یکباره سربار من است 



طرح جوانان کرده کارم را کمی سنگین ترش 

عیبی ندارد جان وتن کرده فدای آن سرش 



سامانۀ سیب آمده تا کارمن کمتر شود 

اما خودش باعث شده خاکی دگر بر سر شود 

القصه هر جا نکته ای هر جای این ده مشکلی 

از شیر مرغ و آدمی، هر قصه و درد دلی 



هر جا دلی آشفته شد،دربند غم ها بسته شد 

سلام بهورز

مشخصات



میآیی و دیدگان ام البنین 
روشنای سپیده دمان را به لبخند می نشیند
و زمین ، طپش های قلبت را به مبارک باد می آید 
و نامت، کلید زرین درهای بسته است
تو از دست و زبان بسته ما،
قفل می‏تکانی که باب الحوائج ‏ت خوانده ‏اند
دستانت، لحظه‏ های خونین عاشورا را برادری می‏کند
فرات، شرمسار همیشه چشمان تو است
که هنوز این‏چنین سرخ، 
دقایق خویش را مویه می‏کند.
می‏آیی و شمشیرهای گستاخ تکه تکه می‏شوند. 
آمدنت، فجری است بی‏ غروب نگاه کن
چگونه بر بیرق‏های عاشق
حک شده ‏ای؟!...
خوش آمدی، عباس!
خوش آمدی، ای که نامت 
مشک‏های تشنه را بی ‏تاب‏ تر می‏کند
و خیمه ‏های عطش، پایمردی‏ ات 
را قرن‏هاست به ستایش نشسته ‏اند! 
تو را که می‏گویم، اُبهتی علوی، 
مویرگ‏های جانم را می‏لرزاند.
صدایت می‏زنم؛ 
آن‏چنان‏که خاک و باد و آب و آتش،
شبانه ‏روز به جست‏جوی تواند.
یا عباس! زمین بی‏ تو گویی 
مچاله در حصار خویش است!
یادت، تا آسمان‏های فضیلت و عشق بلندم می‏کند 
و من، سرخوش از لمحه مقدست،
در شکوهی بی‏ بدیل، غوطه می‏خورم. 
بر آستان شریفت پرندگان ارادتم را به پرواز می‏خوانم
و قدم‏های ارجمندت را بر دیده می‏گذارم
مقدمت مبارک 





«الا یا ایها السابقی، ادر کاسا و ناولها»
که عشق ... ، این بار می خواهد بیافشاند، 
تمام نور خود را در قدوم سبز عباس.
چه بشارتی!
خبرش کنید؛ 
علی علیه السلام را خبر کنید که به پایان رسید، انتظار.
اینک این عباس علیه السلام است؛ ماهتاب آسمان ولایت 
که از پرتو عنایات نبوی صلی الله علیه و آله و انعکاس قرابت 
علوی علیه السلام تا همیشه تاریخ در آسمان کربلا می درخشد 
و راهیان سرزمین نور را با تبسّم آسمانی خویش؛ بدرقه می کند.
خوشا نسیمی از دیار عنایتش که تشنگی غربت از کام جهان
زدوده و غبار غم از دل بشوید!
بوالفضایل اش خوانند تا سپهسالار فتوّت را به فضیلتی بشناسند
که بی بدیل و بی نظیر است؛ آنجا که تشنه کامی شهادت را به
زلال عافیت ترجیح می دهد تا عظمت فتوت و وفا را به نمایش بگذارد.
تشنگی را به بهای عشق، به جان می خرد و سرافرازی خویش 
را در درس مولا علیه السلام می آزماید.
او فرزند علی علیه السلام ست و فرزند خاتون
سرافراز مدینه، ام البنین علیهاالسلام .
او وارث شجاعت علی علیه السلام ، صداقت زهرا علیهاالسلام
و کرامت حسن علیه السلام است؛
وارث تمام فضایل. تنها زبان ذوالفقار نیاموخته؛ 
که عارف تمام دقایق هستی بخش عشق است؛ 
عشقی که عظمت کبریایی او را تا جایی اوج داده که
عرش، مقابل فتوت مرامش تعظیم می کند و
بهشت از تکرار نامش به وجد می آید.
او مشکل گشای تمام گره های فرو خورده در کلاف زمان است.
پدر مروت را چه نیازی به توصیف که دریای کرمش
را پایانی نیست و اقیانوس اجابتش، مسلمان و 
غیرمسلمان را شربت شفا نوشانده است.
«غیرت»، واژه ای است که حرمت خویش
را از نام «عباس» گرفته است.
دل دریایی اش را جز «صبر»، دارویی تسکین نمی بخشید 
و اندوه بی قراری اش را جز پرتو جمال آسمانی «برادر» نمی زدود.
... سال ها گذشته است؛ اما هنوز زمزمه های فطرت را
که آکنده از شعر وفاداری است، می شود شنید که تکرار می کند:
«الا یا ایها الساقی، ادر کاسا و ناولها که
عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها!»
مولا جان، ابوفاضل!
مولا جان!
آمدی تا جهان، خالی از جلوه فتوت تو نباشد.
آمدی تا ماهتاب، به زیبایی فانی خویش بنالد.
میلادت مبارک!
دست ما و دامان کرمت، یا باب الحوایج.
سید علی اصغر




سپیده دم ملکوتی چهارم شعبان است. 
ستارگان آسمان به انتظارت سوسو می زنند! 
بوی بهشتی تو در افلاک پیچیده است!
تا اینکه در التهاب این لحظاتِ نورانی 
شهاب وجودت به زمین هدیه می شود! 
و پسران سیاه چشم بهشتی تو را، از آسمان
بدرقه می کنند و قرصِ زرین ماهتاب، پیش
جمالت سر به محاق ابر فرو می برد. 
از عرش که می آمدی، فرشتگانِ ملکوت، چشم از تو
بر نمی داشتند و عاشقان زمینی ات، صد
ترنج دل، به تیر نگاه تو مجروح کردند!
ماه من، عباس! امشب تو در بنی هاشم طلوع می کنی! 
آیا از ماهرویان عرب، کسی هست تا قنداقه ی بهشتی ات
را درآغوش گیرد و بر چشمان زیبای تو رکوع کند؟
ماه من! عباس! خداوند کدام شرابِ رضوانی در 
خمیر تو ریخته است که جادوی چشمانت، بی تاب مان می کند؟
در کدام لحظه ی آفرینش تو را بویید که بوی خدا می دهی؟ 
از کدام خاک آفریدت که به خاکیان نمی مانی؟!
مهتاب روی بنی هاشم! 
هبوط آسمانی تو بر خاکیان تهنیت باد!
تو به آفتاب مانی به کمال حسن و طلعت
که نظر نمی تواند که ببیندت که ماهی
زینب رودی بیدگلی


امشب است آن شب كه شادى بر در دربار عشق
حلقه مى كوبد كه عقل آمد پى دیدار عشق
ساقیا لبریز كن امشب ز مى پیمانه را
تا به مستى پرده بردارم من از اسرار عشق
ها سینه چاكان سینه سرخان را بگو
دست افشانى كنید آمد سپهسالار عشق
تا كه سازد پرچم خودكامگى را سرنگون
زد قدم در ملك عالم میرو پرچمدار عشق
نقطه پرگار هستى گر حسین بن على است
آمد از ره پاسدار نقطه پرگار عشق
تا دهد سرمشق جانبازى به جانبازى ما
آمد آن جانباز قطعه قطعه پیكار عشق
آنكه با تیغ كجش شد قامت اسلام راست
آمد از ره تا ببوسد سنگر ایثار عشق
تشنه لب رفت و برون شد تشنه و لب تشنه كرد
جان شیرین را نثار مقدم دلدار عشق 
بر سر پیمان نشست و با عدو پیمان نبست
داد سر با سرفرازى تا كه شد سردار عشق
دست داد و دست از فرزند زهرا بر نداشت
كز مقام و مرتبت شد جعفر طیار عشق
چشم داد و چشم بر خوان ستمكاران ندوخت
تا كه شد سیراب از سر چشمه سر شار عشق
میشود مستور زیر ابر تا روز معاد
ماه بیند روى ماهش تا كه نگردد خار عشق
از على باید چنین فرزند تا روز مصاف
همچو گل پرپر شود تا كه نگردد خار عشق
شیر حق را شرزه شیرى داد حق ، كز هیبتش
روبهان را مى كند در دهر تار و مار عشق
اى بنازم بر چنین ازاد مردى كز شرف
گوى سبقت برده در ایثار با اقرار عشق
آفرین بر همت مردانه اش كز یك نگه
چون على وا مى كند صدها گره از كار عشق
رحمت حق باد بر شیر تو اى ام البنین
این چنین شیرى نمودى هدیه بر دادار عشق
تا كه او باب الحوائج هست دست حاجتى
شاعر ژولیده را نبود بر اغیار عشق
ژولیده نیشابوری


روشنگر آفتاب،عباس آمد
تفسیر زلال آب،عباس آمد
خیزید،گل آرید و گل افشانید
زیرا که گل بوتراب،عباس آمد


میلاد ابوالفضل دلاور آمد
از بهر حسین امیر لشگر آمد
فرط ادبش همین که در چهارم ماه
از بعد ولادت برادر آمد


بـــعد میــــــلاد حـــــسین بـــن عــلی 
آمــــــــد عـــباس فــــروغ ازلـــی
مــهر و مـه از پــی هـم تــابان شــــد 
قـــلب زهــرا و عــلی شـــادان شد
هـــمه گـــویید مــــبارک بــــاشد
بـه بـه ایـــن عـــید مبارک بـاشد 


هر گل خوشبو که گل یاس نیست
هر چه تلألو کند الماس نیست
ماه زیاد است و برادر بسی
هیچ یکی حضرت عبـاس نیست


کریم باوفا، آقا ابوالفضل
خداوند سخا، آقا ابوالفضل
دلی دارم که نذر مرقد توست
ببر تا کربلا، آقا ابوالفضل!

میلاد ابوالفضل دلاور آمد
از بهر حسین امیر لشگر آمد
فرط ادبش همین که در چهارم ماه
از بعد ولادت برادر آمد
میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد

بود در لالائی ام البنین این زمزمه 
جان عباسم به قربان حسین فاطمه 
میلاد اسوه ادب و ایثار و جانبازی 
حضرت اباالفضل العباس مبارک باد 


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: علیه ,عباس ,السلام ,ابوالفضل ,مبارک ,تشنه ,علیه السلام ,امیر لشگر ,ادبش همین ,ولادت برادر ,حسین امیر ,میلاد ابوالفضل دلاور
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

سال‌هاست که افزایش اثربخشی دارو‌ها و فرآورده‌های شبه دارویی از قبیل مکمل‌های غذایی موضوع تحقیقات وسیع و بررسی‌های جهانی است. بدون تردید اثربخشی دارو رابطه مستقیمی با شکل دارو و راه مصرف آن دارد.
یکی از انواع اشکال دارویی که امروزه به دلایل مختلف مورد توجه قرار گرفته است، قرصهای جوشانن هستند. شاید قرصهای جوشانن ویتامین ث معروف‌ترین نوع از انواع قرصهای جوشانن باشند. امروزه انواع مختلفی از داروها نظیر آسپیرین‌ها، آنتی‌اسیدها، ترکیبات آهن، مکمل‌های دارویی نظیرکلسیم و گلوکز آمین نیز به صورت جوشان تولید می‌شوند که بنا به توصیه داروسازان در بسیاری از بیماری‌ها مانند آرتریت، التهاب و کنترل درد، زخم‌ها ، ناراحتی‌های معده و روده‌ای، آلرژی‌ها و پوکی استخوان کاربرد داشته و مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

جوشش قرصهای جوشان از چیست؟
فرآیند جوشش این قرص ها از واکنش یک اسید آلی با یک قلیا نظیر بی‌کربنات یا کربنات در مجاورت آب حاصل می‌شود که نتیجه آن ایجاد گازکربنیک (CO2) است. گاز کربنیک حاصل، سبب انهدام قرص و ایجاد محلولی می‌شود که حاوی مواد موثر داروی مورد نظر است.

مزایای استفاده از قرصهای جوشانن در مقایسه با سایر اشکال دارویی به شرح زیر است:


1- کاهش احتمال بروز عوارض گوارشی
یکی از شایع‌ترین عوارض جانبی داروها و مکمل‌های دارویی، ایجاد عوارض گوارشی است. بهترین مثال برای این موضوع، قرص‌های کلسیم هستند. هرچه سن افراد بالاتر می‌رود، مقدار اسید معده شان کمتر می‌شود و این موضوع ممکن است سبب شود که کلسیم در معده حل نشده باقی بماند و پس از مدتی دست نخورده از معده بگذرد. این مساله علاوه بر عدم جذب کلسیم، به بروز یبوست در فرد نیز منجر می‌شود. از سویی دیگر، زمانی ‌که کلسیم در معده حل می‌شود، گاز تولید می‌کند، در صورتی که با استفاده از شکل جوشان قرص‌های کلسیم، کلسیم پیش از مصرف، در آب حل می‌شود. بنابراین نه احتمال ایجاد یبوست وجود دارد و نه ایجاد گاز در معده.


2- جلوگیری از تغییر ماهیت دارو در دستگاه گوارش
جلوگیری از تغییر ماهیت دارو در دستگاه گوارش یکی از دغدغه‌های همیشگی داروسازان بوده است. این موضوع ممکن است به دلیل پایین بودن PH معده یا تداخلات دارویی یا غذایی بروز کند.
PH پایین (اسیدی) معده باعث می‌شود مواد فعال دارویی ماهیتشان عوض شود، یا فعالیت خود را از دست بدهند. قرصهای جوشانن به واسطه خاصیت بافری که دارند، PH معده را افزایش می‌دهند (باعث می‌شوند محیط معده کمتر اسیدی باشد)، بنابراین از تجزیه و غیرفعال شدن مواد موثره دارویی جلوگیری می کنند. این خصلت بافری (کربوناسیون) قرص های جوشان باعث می‌شود معده به سرعت تخلیه گردد. محتویات معده معمولا در عرض 20 دقیقه به داخل روده ی کوچک می‌ریزند و منجر به جذب حداکثر مواد فعال دارویی می‌شوند.

3- افزایش ظرفیت انتقال ماده موثره دارویی
معمولا ظرفیت یک قرص 500 میلی‌گرم است. به عبارت دیگر یک قرص، 500 میلی‌گرم ماده موثره دارویی را همراه خود دارد.در صورتی که یک قرص جوشان با قطر 5/2 سانتیمتر و وزن 5 گرم به راحتی می‌تواند بیش از 2 گرم مواد موثر دارویی محلول در آب را همراه خود داشته باشد.


4- افزایش اثر درمانی
تحقیقات نشان داده است که قرصهای جوشانن نسبت به قرص‌های معمولی جذب بسیاری از مواد فعال دارویی را تقویت می‌کنند (نظیر کافئین و دی‌سولفیرام) چرا که گاز کربنیک حاصله از واکنش اسید و باز می‌تواند نفوذپذیری مواد فعال دارویی را افزایش دهد. همچنین به حل شدن مواد دارویی که خیلی کم حل می‌شوند ، کمک می‌کند.


5- افزایش سرعت اثرگذاری
از نظر داروسازی، محلول‌های دارویی عموما دارای جذب سریع‌تری در مقایسه با اشکال جامد می‌باشند. بر این اساس می‌توان گفت جذب ماده دارویی موجود در قرصهای جوشانن سریع‌تر از قرص‌های معمولی است و افزایش سرعت جذب دارو به معنای تاثیرگذاری سریع تر آن است.


6- عدم نیاز به بلع
تعداد افرادی‌که قادر به بلع قرص‌ها نیستند، یا اصولا علاقه‌ای به بلع مواد دارویی ندارند، زیاد است. با توجه به این‌که قرصهای جوشانن به شکل محلول استفاده می‌شوند، لذا استفاده از آنها آسان‌تر است. این موضوع خصوصا در رابطه با بیماران مسن یا کسانی که از عوارض دهان و دندان رنج می‌برند، شایع‌تر می‌باشد.


7- دلپذیری مصرف
بیشتر قرصهای جوشانن، طعم بهتری نسبت به مایعات، مخلوط‌ها یا سوسپانسیون‌های دارویی دارند. پوشاندن طعم بد داروها با افزودن طعم‌دهنده‌ها به دست می‌آید. قرصهای جوشانن بعد از نگهداری طولانی مدت، طعم مناسب خود را حفظ می‌کنند. ضمن آن‌که به نظر مصرف‌کننده، قرصهای جوشانن ظاهر مناسب تری نسبت به قرص‌های معمولی دارند.

 

 

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: دارویی ,معده ,قرصهای ,جوشانن ,مواد ,افزایش ,قرصهای جوشانن ,فعال دارویی ,مواد فعال ,قرص‌های معمولی ,مواد دارویی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

وقتی که ماه به شکل هلال باشد شما می‌توانید دو سر آن را با استفاده از یک خط صاف به هم وصل کنید و خط را ادامه دهید تا به افق، یا همان سطح زمین برسد. در چنین شرایطی معمولا انتهای خط می‌شود سمت جنوب و طرف مخالف آن هم لاجرم مسیر شما را به شما نشان می‌دهد.
تریستان گولی (Tristan Gooley) متخصص در آنچه که او «ناوبری طبیعی» می‌نامد، است. او مجموعه‌ای از کتاب‌های جذاب، را اخیرا برای پیدا کردن مسیر ارئه داده است که بسیار جالب هستند. محتوای این کتاب مسیریابی و هنر خواندن علائم طبیعی برای پیدا کردن مسیر است. هنر آموزش وی به حدی قوی است که افراد را با حقایق ساده‌ای که در اطرافشان می‌گذرد، آشنا می‌کند و بینش تازه‌ای را روبروی ما می‌گشاید. Gooley بی شک یک نابغه است. در واقع او چیزی در مورد طبیعت به شما نشان می‌دهد که قبلا متوجه آن نشده‌اید، و قبلا هرگز به آن فکر و توجه‌ای نکرده‌اید. به تازگی، طی جلسه‌ای که با Gooley داشتیم، از او خواستیم تا پنج تن از ترفندهای ناوبری مورد علاقه خود را با خوانندگان Atlas Obscura به اشتراک بگذارد. تصویرگر چلسی بک سپس مفاهیم Gooley را برداشت  و به  انیمیشن‌های پر زرق و برق متحرک تبدیل کرد. البته به جز تصاویر تمامی متن متعلق به Gooley است.

 پیدا کردن مسیر با ماه
۱. پیدا کردن جهت‌های جغرافیایی شمال جنوب با استفاده از هلال ماه

وقتی که ماه به شکل هلال باشد شما می‌توانید دو سر آن را با استفاده از یک خط صاف به هم وصل کنید و خط را ادامه دهید تا به افق، یا همان سطح زمین برسد. در چنین شرایطی معمولا انتهای خط می‌شود سمت جنوب و طرف مخالف آن هم لاجرم مسیر شما را به شما نشان می‌دهد. درست است که این روش کامل نیست اما در شرایط بحرانی مسیر شمال و جنوب را به شما تا حدودی نشان می‌دهد و بسیار کاربرد دارد. این روش از آنجایی خیلی به کار می‌آید که چون ماه بیشتر در حالت هلال است تا قرص کامل. این روش ممکن است در مواقعی که ماه کامل است، کارایی نداشته باشد اما باید توجه داشت در یک ماه کامل قمر زمین(ماه) شاید کمتر از دو الی سه روز قرص کامل باشد. در بقیه روزها به شکل هلال است. این روش بسیار سریع و راحت است که شما در شرایط بحرانی می‌توانید از آن در دل طبیعت بهره ببرید.
 
برخی از افراد کنجکاو هستند که این کار چگونه صورت می‌گیرد. همانطور که می‌دانید ماه  و خورشید از شرق آسمان طلوع کرده و به سمت غرب حرکت می‌کنند که در اینجا وقتی خورشید به غربی‌ترین بخش زمین می‌رسد به اصطلاح می‌گوییم خورشید غروب کرده است. بنابراین ماه و خورشید مثل هواپیمایی که همه روزه از مسیر شرق به غرب حرکت می‌کنند، شبیه هستند. این بدان معنی است که ماه و خورشید نمی‌تواننند در هر قسمتی از آسمان حضور داشته باشند. آنچه را که ما ماه نو می‌نامیم، آنها هم در شرق و هم در غرب آسمان هستند. وقتی که ما قرص درخشان ماه را مشاهده می‌کنیم این در واقع انعکاس نور خورشید بر روی ماه است که مشاهده می‌کنیم. در واقع ماه مستقیما از خورشید نور می‌گیرد و رو به روی آن است. بنابر این وقتی ما نقطه‌ها را به هم وصل می‌کنیم. به طور یقین ما باید به شرق و غرب اشاره کنیم اما لزوما نمی‌دانیم کدام طرف است اما این را می‌دانیم که این خط ۹۰ درجه به سمش شرق و غرب است. با این تفاسیر این خط همان خط شمال و جنوب است. درست در انتهای خط جایی که افق را لمس می‌کنید. اگر شما در نیمکره جنوبی زمین باشید، این خط شما را به سمت شمال هدایت می‌کند.  


 پیدا کردن مسیر با استفاده از پرندگان
۲. کمک گرفتن از پرندگان برای پیش بینی آب و هوا

آگاهی از جهت باد، بخش مهمی از ناوبری طبیعت است. تشخیص جهت باد می‌تواند آخرین مهلت ما برای ترک یک موقعیت بد در طبیعت است. درست زمانی که کسی با ما نباشد.  وقتی شما در محل‌تان پیاده روی می‌کنید، گروهی از پرندگان را در روی زمین و آسمان مشاهده می‌کنید و یا گاها بالای سقف خانه‌ها و روی سیم‌های تلفن و برق مشاهده می‌شوند. 

اگر متوجه شوید که همه آنها به یک روش رفتار می‌کنند. این یعنی در آسمان باد تشکیل شده است. سوالی که اینجا پیش می‌آید، این است که چرا اینگونه می‌شود؟ اگر به هواپیما فکر می‌کنید آنها همیشه با باد سر کار دارند و این یک اصل اساسی در پرواز است و با توجه به ایردینامیکی که برای آن تصور شده است با این پدیده مقابله می‌کنند. پرندگان نیز از چنین سیستمی به نحوی دیگر بهره می‌برند. بنابراین برخورد با باد برای پرندگان یک امر طبیعی است که آنها خود را با آن وفق می‌دهند. این درست جایی است که پرندگان سعی می‌کنند خود را با باد هماهنگ کنند. اگر پرنده‌ها به صورت ناگهانی در جایی بایستند، این نشانه آن است که قرار است تغییری در آب و هوا ایجاد شود و آنها باید با شرایط جدید خود را وفق دهند.
 
برای اینکه درک درستی از این قضیه داشته باشیم باید روزی ۳ الی ۴ بار رفتار پرندگان را در نظر بگیریم. اگر متوجه شدیم که همه آنها رفتار خاصی از خود بروز می‌دهند که قبلا انجام نمی‌دادند، می‌توان نتیجه گرفت که آنها با رویداد جدی روبه روشده‌اند که همان تغییر آب و هوایی و یا دیگر حوادث طبیعی است. به یاد داشته باشید تغییر ناگهانی باد نشانه تغییر جوی آب و هوا است. این یعنی چند دقیقه و یا چندساعت آینده با پدیده جدیدی رو برو خواهید شد. نکته قابل توجه درباره حیوانات این است که آنها مثل ما انسانها هر کاری را انجام نمی‌دهند، این یعنی با توجه به شرایط محیط رفتار خود تغییر می‌دهند اما ما انسان‌ها همیشه برای رفتارمان دلیل خاصی نداریم. پس رفتار عجیب حیوانات ارزش دیدن و تفکر را دارد و رفتار پرندگان می‌تواند یک الگو برای ما باشد.


 پیدا کردن مسیر با استفاده از درختان
۳. بیشتر درختان به صورت چک مارک، رو به خورشید رشد می‌کنند

بدیهی است که همه گیاهان سبز به نور خورشید برای رشد کردن نیاز دارند. بنابراین تمایل گیاهان به سمت نور امری کاملا طبیعی است، برای اینکه می‌خواهند به نور خورشید دسترسی راحتی داشته باشند. از آنجایی که قسمت‌های شمالی زمین در وسط‌‌ های روز به نور خورشید می‌رسند. می‌توان نتیجه گرفت بخش‌های جنوبی زمین دارای پوشش درختی بیشتری نسبت به شمال زمین است. در اولین فرصتی که با خارج شدن از خانه به دست آوردید، سعی کنید به درختان توجه بیشتری داشته باشید. شما متوجه می‌شوید که درختان در سمت جنوب از رشد بیشتری برخوردار هستند، مگر این که عوامل دیگر در این کار دخیل باشد. به طور مثال برخی ساختمان های شیشه با بازتابش نوری که دارند می‌توانند جهت رشد درختان را تغییر دهند و شما را دچار اشتباه کنند و یا حتی وجود ساختمان‌های بلندی در سمت جنوب درختان از رسیدن نور کافی به آنها جلوگیری می‌کنند، این چنین محیطی را در نظر داشته باشید. به طور کلی درختان به سمت جنوب بیشتر رشد می‌کنند. 
 
شما می‌توانید یک گام بیشتر بردارید. گیاهان با توجه به اثر فتوتراپیسمی که دارند. شاخه‌هایشان به سمت نور رشد کنند.  گیاهان در سمت جنوب به نور بیشتری دسترسی دارند بنابراین آنها به سمت خورشید منحرف می‌شوند. این در حالی است که شاخه‌های سمت شمال نیز، خود را به سمت جنوب متمایل می‌کنند. همین امر باعث کج شدن شاخه‌ها می‌شود، ولی تنه درختان تا جایی که ممکن است به سمت آسمان رشد می‌کند. این درست همان چیزی است که به آن اثر چک مانند می‌گویند. با توجه به این ویژگی درختان وقتی در طبیعت راه خود را گم کردید به راحتی می‌توانید مسیر یابی کنید.

 


راهنمای متحرک برای پیدا کردن مسیر در طبیعت

۴. سر دو راهی چه باید کرد (همان مسیر T مانند)

زمانی را در نظر بگیرید که در مسیر در حال پیاده رویی هستید و با آن مسیر آشنایی ندارید. حال اگر به یک دوراهی T مانند برسید وضعیت کمی استرس زا و ترسناک می‌شود. به خصوص که به غروب خورشید نیز نزدیک باشید. سوالی که پیش می‌آید، این است کدام مسیر بهتر و امن‌تر است و چه باید کرد. در چنین مواردی اکثر افراد مسیر درست را تا حدودی حدس می‌زنند. شاید شما از آن دسته از افراد نباشید. احتمالا اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد این است که پیدا کردن مسیر درست می‌تواند ۵۰-۵۰ باشد. و احتمال انتخاب هر دو مسیر وجود دارد. اما با نگاه کردن به مسیر می‌توان تشخیص داد که کدامشان بیشتر استفاده شده است. مسیری که دارای علف‌های کمتری است، به طور معمول نشان از رفت و آمد زیاد است. این یعنی آن مسیر به شهر کوچک و یا روستایی وصل است. شما می‌توانید با انتخاب آن مسیر خود را از یک دردسر بزرگ دور کنید. به یاد داشته باشید مسیری که کمتر استفاده شده است، سطح خاک را نمی‌توان دید و یا پوشش گیاهی خیلی زیادی نسبت به مسیر پرتردد دارد. اگر در مسیر جنگلی تردد می‌کنید و به مسیر دو راهی رسیدید، امکان این که راهی پرتردد توسط حیوانات وحشی درست شده باشد، زیاد است. اینگونه مسیرها شما را روبه آبادی هدایت نمی‌کند. در این مورد دقت بیشتری داشته باشید و تا جایی که ممکن است از اینگونه مسیرها فاصله بگیرید، جای پای حیوانات می‌تواند نشانه خوبی برای این مسیرها باشد. دقتتان را بیشتر کنید تا دچار گمراهی نشوید.

  بااستفاده از ستاره شمالی راهنمای متحرک برای پیدا کردن مسیر در طبیعت

۵. کمک گرفت از ستاره شمالی برای مسیر یابی

استفاده از ذات‌الکرسی، (Cassiopeia)، از صورت‌های فلکی است که در نیم‌کره شمالی زمین دیده می‌شود، می‌تواند در پیدا کردن مسیر به کمک‌تان بیاید. چرا باید تلاش کنیم تا ستاره شمالی را در آسمان پیدا کنیم؟ به طور فنی این ستاره یک درجه به سمت شمال است. شما اگر ستاره شمالی را در آسمان تشخیص دهید با استفاده از یک خط عمودی که به سمت زمین می‌کشید، می‌توانید مسیر شمال را پیدا کنید. بسیاری از روش‌های مختلف برای پیدا کردن ستاره شمالی وجود دارد، اما استفاده از ذات الکرسی یک روش جالب و سرگرم کننده است. شما باید در آسمان به دنبال شکل خشنی از W  باشید که یک طرف آن کمی کوچکتر و منحرف شده است. این پنج ستاره (ذات‌الکرسی) در جهت خلاف عقربه ساعت، دور ستاره شمالی در حال چرخش هستند. 
 
برای شروع شما می‌توانید به دنبال حرف انگلیسی W در آسمان باشید. چون این ستاره در حال چرخش به دور ستاره شمالی است. این ستاره در زمان‌های مختلف سال، در جاهای متفاوتی از آسمان دیده می‌شود. گاها ممکن است از روی زمین به شکل M  باشد، اما شما باید تصور Wمانند آن را داشته باشید. با این روش همیشه قادر خواهید بود تا مسیر خود را به خوبی تعیین کنید. هنگامی که W را پیدا کردید، با قرار دادن یک سینی مجازی رو به رویش و چرخش ۹۰ درجه‌ای آن به موقعیت ستاره قطبی و یا شمالی برسید و اما روش دیگر: اندازه دوسر آن را تصور کنید، دو برابر این اندازه در جلوی این ستاره‌ها می‌تواند جای ستاره شمالی که بسیار درخشنده است و همیشه به سمت شمال است را نشان دهد. توجه داشته باشید که ستاره شمالی رو به روی نوک ابتدا و یا انتهای  W  است که در شکل بالا نیز می‌توانید آن را مشاهده کنید.

راهنمای متحرک برای پیدا کردن مسیر در طبیعت
تصویر شماره 1

«به وسیله مجموعه ستارگان ذات الکرسى نیز می‌توان ستاره قطبى را پیدا کرد. این ستارگان به شکل W بوده که راس زاویه وسطى آن به سمت ستاره قطبى است. این دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقریبا مقابل یکدیگرند و اگر احتمالا یکى از آنها معلوم نبود، دیگرى حتما دیده می‌شود. تصویر شماره ۱» 
 
از آنجایی که بیشتر مردم مکان دقیق ستاره شمالی را تشخیص نمی‌دهند، به دنبال یک ستاره درخشان هستند و آن را ستاره شمالی می‌نامند. لزوما هر ستاره درخشانی در آسمان ستاره شمالی نیست. اگر شما با استفاده از ذات الکرسی و به طور دقیق ستاره شمالی را رصد نکنید، بی‌شک دچار اشتباه خواهید شد. توجه داشته باشید که آسمان بالای سرما از میلیاردها ستاره تشکیل شده است.

منبع: atlasobscura

 

 

 

 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz 


سلام بهورز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: مسیر ,ستاره ,شمالی ,خورشید ,آسمان ,زمین ,ستاره شمالی ,داشته باشید ,پیدا کردن ,کردن مسیر ,نشان می‌دهد ,دقیق ستاره شمالی ,توجه داشته باشید ,بیشتری
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل

جــمـیل ســلیمان نژاد دراویش پرسش مهر ریاست جمهوری MOD gallery اخبار فناوری اطلاعات مدیربان فواید ماساژ پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان Gamemhr اطلاعات پزشکی، صنعتی